دایره

 

 

گفتم ای شنیدار، پیش تر از راز در دایره ی گردون گفتی، راز دگر بگو از این حکایت دایره اندر دایره.
گفت حکایتی سخت غریب است!
گفتم رفیقانه بگو!

گفت از فهم و وهم بدور است. چنان میگویم که قابل شنیدن است، نه چنان که دیده ام.

گفتم چنان بگو که بر بادم نکنی.

گفت مرکزی در دایره است و در برون دایره، دایره ای دیگر. تا جایی رفتم، چهار دایره در هم دیدم هریک محاط در دیگری، بیشتر دیدم جایی دگر  تا هفت دایره، جایی دگر رفتم که سوی چشم من در آن کارگر نبود، شنیدم که از چهل دایره می گفتند.

آن چهار دایره را دیدم که دیواری لطیف حائل بود میانشان و چنان سخت می نمود که کسی از دایره بیرون توان و گذر به دایره درونی را نداشت.

هرچه در دایره بیرون موجود بود دو قسم می شد. قسمی چنان لطیف که از مرز حائل می گذشت و پا به دایره درون می نهاد. قسمی دیگر در دایره می ماند یا چنان حالتی در آن پدیدار می گشت که از حائل به دایره ای در بیرون رانده می شد. در برون دایره چهارم تاریکی مطلق بود. چیزی ندیدم. هیچ چیز!

گفتم نسب دایره ها به  هم چگونه بود؟

گفت هر دایره درونی، نقطه ای بود در مقیاس دایره ی برون.

گفتم در حیرتم!

گفت حیرت آنجاست که چگونه قدرتی در آن حائل به کار رفته، در آن داد و ستد که درون دایره هاست.

آن چه از دایره ی درونی دفع می شود، در دایره ی برونی جذب می شود و دوباره لطیف می شود.

گفتم درون دایره ها چه هست؟

گفت هر دایره را چهار نیرو در تسخیر خود دارند و هر نیرو را هفت حالت است. چهار نیرو در چهار لایه ی موازی در هم تنیده شده اند چونان جهان های موازی که در هم تنیده شده اند، به موازات هم اند بی آنکه با هم مخلوط شوند با هم در داد و ستد اند و لطیف هریک قادر به عبور از هفت حالت است. نه چنان گسترده می شوند، نه چنان درهم که محو شوند. در بازی اند، چنان که گاهی درهم می شود و گاهی در گسترش اند.

 گفتم چگونه می توان در آنها جابجا شد؟

گفت به لطافت در ادراک.

گفتم بیشتر بگو!

گفت بگویم که چه!؟

 

غلامرضا رشیدی
فروردین۸۹

 

پی نوشت:

چه شد که این را نوشتم؟ نمی دانم
چرا قسمتی از آن را حذف کردم؟ نمی دانم
چه چیز خوبی است این ندانستن که به نمی دانم متجلی می شود.

 

 

 

دیدگاه‌ها

  1. شاپرک فروردین ۳۱, ۱۳۸۹ at ۱۱:۰۷ ب.ظ

    گفت چه کنم، بگو چه کنم؟

    گفتم تقلا کن تقلا وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ.

    گفت چگونه؟

    گفتم فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ.

    عمیق بود و چهار نیروی که به هفت حالت بود…آبو باد و خاک و آتش اما هر چه فکر کردم ۷ حالتش را در نیافتم .باید با دل فکر کنم…..شاید چون آب و باد و…مد نظر نبوده…

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۱ ق.ظ:

    تقلا کن تقلا کن
    تقلا کن تقلا کن
    سرت را سوی بالا کن
    فسبح! الا الله کن
    تقلا کن تقلا کن
    تقلا کن تقلا کن
    عمیق آن چاه ما باشد، بیا و یوسفم گردان
    غلام برده دارانم
    رسنها را مهیا کن
    بکش بالا از این چاهم
    تقلا کرده ام جانا
    فسبح خوانده ام جانا
    تقلا کن تقلا کن
    تقلا کن تقلا کن

  2. آریانا فروردین ۳۱, ۱۳۸۹ at ۱۱:۳۶ ب.ظ

    بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم / برآمد موج آب چشم و خون دل نتانستم
    شکسته بسته می گفتم پریر از شرح دل چیزی / تنک شد جام فکر و من چو شیشه خرد بشکستم
    چو تخته تخته بشکستند کشتی‌ها در این طوفان / چه باشد زورق من خود که من بی‌پا و بی‌دستم
    شکست از موج این کشتی نه خوبی ماند و نه زشتی / شدم بی‌خویش و خود را من سبک بر تخته‌ای بستم
    نه بالایم نه پست اما ولیک این حرف پست آمد / که گه زین موج بر اوجم گهی زان اوج در پستم
    چه دانم نیستم هستم ولیک این مایه می دانم / چو هستم نیستم ای جان ولی چون نیستم هستم
    چه شک ماند مرا در حشر چون صد ره در این محشر / چو اندیشه بمردم زار و چون اندیشه برجستم
    جگر خون شد ز صیادی مرا باری در این وادی / ز صیدم چون نبد شادی شدم من صید و وارستم
    بود اندیشه چون بیشه در او صد گرگ و یک میشه / چه اندیشه کنم پیشه که من ز اندیشه ده مستم
    مولانا

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۲ ق.ظ:

    چنان مستم
    چنان مستم
    چه بی‌پا و چه بی‌دستم
    خرد را شیشه بشکستم
    گهی بالا، گهی پستم
    سخن گفتم که وارستم
    گمان بردم که برجستم
    نتانستم!
    نتانستم!
    نتانستم!

  3. پگاه اردیبهشت ۱, ۱۳۸۹ at ۳:۵۲ ق.ظ

    در حیرتم!

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۸۹ ۷:۱۸ ق.ظ:

    در هوس خیال او ، همچو خیال گشته ام!

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۹ ق.ظ:

    در حیرتم
    در حیرتم
    زان هیبت پیشینه ام
    می تاختم بر زین عقل
    غافل که چوبی مرده بود، آن اسب افسون گشته ام.
    آن دم که چشمم باز شد
    گوشم به کوکش ساز شد.
    حیرت مرا در هم ربود
    حیران شدم
    حیران شدم…

  4. روزنامه دیواری اردیبهشت ۱, ۱۳۸۹ at ۸:۰۹ ق.ظ

    برای شاپرک عزیز هفت اقلیم عشق هفت صندقچه ی اسرار الهی هفت آسمان و …………. و بعد اینک تو هیچ نگو ببین او چه می گوید هرکه سرو کارش با اوست پا از این دایره بیرون ننهد تا باشد باد و خاک و آب و آتش رمزی دارد که دانستن آن رمز بسیار دلنشین است این عناصر اربعه جهانهای موازی تنها کافی است فرکانس دید ناظر تغییر کند تا دریابد و به ادراکش برسد چیز دیگری نمی خواهد همه چیز محاط در اوست
    دردایره قسمت ما نقطه پرگاریم لطف آنچه تو فرمایی حکم آنچه تو می دانی

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۸۹ ۱۰:۳۳ ق.ظ:

    آمده ام چو عقل و جان از همه دیده ها نهان!
    آنچه به چشم توست عیان، تجلیلات روی اوست، آب و آتش و باد و خاک، تجلی و تصور اند.هیچ چیز شبیه او نیست. تغییر در دامنه ادراک، موجب تغییر تصورات از تجلیات می شود.نه باد، باد است. نه آب، آب، نه خاک، خاک و نه آتش آتش، که گفت من از آتشم و سجده بر خاک نخواهم کرد.و براستی خاک کجا و آتش کجا؟
    آدم خاکی در گذر از مسیر سفر از خاک تا آب تا باد میرود، چو بر آتش میگذرد شیطان می شود….
    چی بگم من!؟

  5. شاپرک اردیبهشت ۱, ۱۳۸۹ at ۱۰:۴۴ ق.ظ

    روزنامه دیواری عزیز مهرت را سپاس.می دانی مدتی است در این ۷ اقلیم سرگشته ام و به میان هیچ و همه دلباخته ام .و اما خاک که ماییم و آب که آگاهی است که بر جانمان جاری می شود و آتش ….که وسیله پختگی و آزمایش ماست و کوزه وجودمان در آن پخته می شود و می دانی گاهی می رسم که اینها همه اسم است…نام هایی برای نگه داشتن ما و در ورای این نام ها عشق است ….عشقی فنا ناپذیر…سکوتی که گویای حرف است …اما بی حرف …ما را در آغوش می گیرد و آخ شاید مستمان می کند و آتش فراق را شعله ورتر می کند ….کاش در آتش تاب بیاوریم و در کوره نشکنیم و ترک نخوریم ….یارا دستمان گیر و پناهمان ده که جز تو دستگیری نداریم ……

  6. محمد جواد عبدی اردیبهشت ۱, ۱۳۸۹ at ۶:۳۹ ب.ظ

    هستم چون هستی…

  7. ققنوس اردیبهشت ۲, ۱۳۸۹ at ۱۰:۰۵ ق.ظ

    سلام!
    لذت بردم و فقط سکوت شد چاشنی اش!
    و راستی چقدر حرفهایتان شبیه درسهای این روزهایم است!
    عرفان اسلامی!
    راستی شما عرفان …و … را میدانید؟

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲ام, ۱۳۸۹ ۱۲:۱۷ ب.ظ:

    چیزهای شنیده ام بصورت عمومی.

  8. مهتاب اردیبهشت ۲, ۱۳۸۹ at ۲:۵۷ ب.ظ

    آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن/ آینه صبوح را ترجمه شبانه کن
    ای پدر نشاط نو بر رگ جان ما برو /جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن
    ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو /شست دلم به دست کن جان مرا نشانه کن
    چونک خیال خوب او خانه گرفت در دلت /چون تو خیال گشته‌ای در دل و عقل خانه کن
    هست دو طشت در یکی آتش و آن دگر ز زر / آتش اختیار کن دست در آن میانه کن
    شو چو کلیم هین نظر تا نکنی به طشت زر /آتش گیر در دهان لب وطن زبانه کن
    کهنه گر است این زمان عمر ابد مجو در آن /مرتع عمر خلد را خارج این زمانه کن
    !
    ۴۰ و ۷ و این اعداد و این دوایر…همه یک نقطه است و بس!….زیبا بود..عمیق…اگر سطح ما بر ما تاب عمق دهد!…یاهو..

  9. پگاه اردیبهشت ۲, ۱۳۸۹ at ۳:۵۰ ب.ظ

    @پگاه
    این جام جهان بین به تو کی داد حکیم؟

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲ام, ۱۳۸۹ ۴:۲۴ ب.ظ:

    آن روز که این گنبد مینا می کرد…

  10. infrmer اسفند ۸, ۱۳۸۹ at ۱۰:۲۳ ق.ظ

    به گزارش ایسنا، دکتر بهرام مبشر، کیهان‌شناس بزرگ ایرانی دانشگاه «ریورساید» کالیفرنیا و کاشف دورترین خوشه کهکشانی جهان که در دومین همایش عظمت کائنات در دانشگاه صنعتی امیرکبیر سخن می‌گفت، اظهار کرد: هدف من این است که برای شما دانشجویان، سوال ایجاد کنم تا متوجه شوید که این مسائل قابل تفکر است.

    وی با بیان این که آینده رشته کیهان شناسی، پاسخ‌های داده شده به سوالات این حوزه را تضمین می کند، افزود: تمام افراد متفکر علاقه‌مند به فهم این مساله هستند که جهان از کجا آمده و به کجا می رود.

    افلاطون به عنوان اولین کسی که این علم را شروع کرد، معتقد بود، زمین محور همه کهکشان‌هاست و دیگر سیارات به دور او می‌گردن؛د اما امروزه کیهان‌شناسی صورت علمی پیدا کرده است.

    مبشر ادامه داد: پس از گذشت یک‌هزار و ۷۰۰ سال از مطرح شدن این اندیشه، کوپرنیک، زمین را از محوریت برداشت و خورشید را جایگزین آن کرد و با وجود این که تصور کوپرنیک از اساس اشتباه بود با شجاعت خود توانست با عقیده یک‌هزار و ۷۰۰ ساله مردم بجنگد و آن را تغییر دهد.

    استاد فیزیک و نجوم رصدی دانشگاه ریورساید کالیفرنیا با بیان این که این موضوع به جایی رسید که گالیله به عنوان اولین فرد، تلسکوپ‌ را اختراع کرد، تصریح کرد: گالیله به وسیله تلسکوپ‌ توانست ژوپیتر را مشاهده کرده و از حرکت آن متوجه گردش زمین به دور خورشید شود؛ اما کیهان شناسی به عنوان یک علم از اوایل قرن بیستم و در حدود سال ۱۹۲۰ آغاز شد که نهایتا به این نتیجه رسیدیم که جهان ۱۳ میلیارد سال پیش در اثر یک انفجار بزرگ به نام «مهبانگ» (BIG BANG) به وجود آمد که پس از آن تاکنون جهان در حال انبساط است؛ به این معنا که همه کهکشان‌ها و هر چیزی که در جهان وجود دارد، در حال دور شدن از یکدیگر هستند.

    وی با طرح این سوال که چگونه لحظه «مهبانگ» (BIG BANG) به وجود آمد، عنوان کرد: اطلاعات موجود از جهان و چگونگی شکل گیری آن از ۱۰ به توان ۴۳ ثانیه پس از شکل گیری جهان در دسترس است که با فیزیکی که می‌شناسیم قادر به توضیح دادن آن نیستیم؛ اما نیروهایی که در طبیعت در ابتدای مهبانگ وجود داشت یکی بودند که در این زمان به چهار نیروی جاذبه، الکترومغناطیس یا همان نور، نیروی قوی که هسته اتم را نگه می‌دارد و نیروی ضعیف تقسیم شدند.

    وی تصریح کرد: نیروی جاذبه در ۱۰ به توان منهای ۳۸ ثانیه پس از پیدایش جهان از نیروهای دیگر جدا شد که در این زمان درجه حرارت جهان بسیار بالا و در حدود چندین میلیارد درجه (۱۰ به توان ۲۹ درجه) کلوین بود که از آن هنگام هر چه جهان انبساط پیدا می‌کرد درجه حرارت کاهش پیدا می‌کرد و نهایتا در ۱۰ به توان منهای ۱۰ ثانیه پس از پیدایش جهان تمام نیروهایی که در طبیعت وجود داشتند به صورت نیروهای مستقل از یکدیگر جدا شدند.

    مبشر در ادامه با اشاره به سیر انبساطی جهان پس از مهبانگ تاکنون اظهار کرد: یکهزارم ثانیه پس از پیدایش جهان، موادی که هسته اتم (پروتون و نوترون) را تشکیل می‌دهند، فرم پیدا کردند به گونه‌ای که کوارک‌ها اولین موادی بودند که در این زمان ایجاد و با جمع شدن دور هم پروتون را تشکیل دادند، اما بلافاصله پس از این زمان، پروتون‌ها بر اثر تابش نور متلاشی ‌شدند و این روند تا آنجا ادامه پیدا کرد و شدت نور به حدی کاهش یافت که قادر به متلاشی کردن پروتون‌ها نبود و پروتون‌ها به وجود آمدند.

    وی با بیان این که دمای جهان در زمان تشکیل پروتون‌ها ۱۰ به توان ۱۲ درجه کلوین بود، خاطرنشان کرد: پس از تشکیل هسته اتم که حاوی پروتون‌ها و نوترون‌ها است، ماده به وجود آمد و تقریبا سه دقیقه پس از پیدایش جهان، هسته ساده‌ترین اتم که هیدروژن است، به وجود آمد. در واقع می‌توان گفت هیدروژنی که در اتمسفر و یا آب وجود دارد بازمانده‌ای از سه دقیقه‌ پس از پیدایش جهان است.

    به گزارش ایسنا، دکتر مبشر اظهار کرد: در واقع بین سه دقیقه تا ۳۰۰ هزار سال پس از پیدایش جهان، هسته اتم‌ها از ساده‌ترین آنها تا سنگین‌ترین اتم شکل گرفته و حدود ۳۸۰ هزار سال پس از پیدایش جهان الکترون‌ها دور هسته‌های اتم جمع شده و نهایتا باعث به وجود آمدن اتم‌ها که تشکیل دهنده کهکشان‌ها، سیارات و انسان‌ها هستند، شدند.

    استاد دانشگاه «ریورساید» با اشاره به این که دمای جهان ۳۰۰ هزار سال پس از مهبانگ، سه هزار درجه کلوین بوده است، ادامه داد: از آن زمان تاکنون کهکشان‌ها و ستاره‌ها به وجود آمدند.

    وی گفت: در ابتدای جهان، هیچ چیز جز نور وجود نداشت، به صورتی که اگر شما با یک موشک از منظومه شمسی خارج شده و وارد کهکشان‌ راه شیری شوید و از آنجا به جهان بیرون از این کهکشان‌ بروید و دمای جهان را اندازه‌ بگیرید به عددی حدود منهای ۲۷۰ درجه سانتیگراد که نزدیک به صفر مطلق است، می‌رسید که این دما از لحظه پیدایش جهان و تابش زمینه‌یی که مبنای کیهانی دارد، باقی مانده؛ چرا که اگر در تمام جهات آن را اندازه‌گیری کنید، یکسان است.

    مبشر با تاکید بر این که ۳۰۰هزار سال تا یک میلیارد سال پس از پیدایش جهان، ستارگان و کهکشان‌ها به وجود آمدند، تصریح کرد: در کهکشان‌ راه شیری حدود یکصد هزار میلیون ستاره وجود دارد که دائما در حال تحول و کاهش نور هستند تا در نهایت به «ابرنواخترها» تبدیل ‌شوند؛ بنابراین به طور متوسط یکصد هزار میلیون ستاره لازم است تا یک کهکشان‌ به وجود بیاید، اما همه این جهان مرئی تنها چهار درصد جهان را تشکیل می‌دهد.

    وی در ادامه با اشاره به این که مساله انبساط جهان نخستین بار در سال ۱۹۲۲ توسط ادوین هابل مطرح شد، اضافه کرد: سرعت کهکشان‌ها و فاصله آنها با هم متناسب هستند و با ثابت هابل می‌توان فاصله آنها را از یکدیگر محاسبه کرد و در واقع زمین جزء کوچکی از منظومه شمسی بوده که منظومه شمسی هم جزء کوچکی از کهکشان‌ راه شیری و کهکشان‌ راه شیری یکی از صدها کهکشانی است‌ که گروه محلی کهکشان‌ را تشکیل می‌دهند که این گروه یک گروه از صدها هزار گروه دیگر است که ابرخوشه کهکشان‌ها را تشکیل می‌دهند. البته انبساط جهان را می توان با گذاشتن نقطه هایی بروی سطح بادکنک و باد کردن آن توجیه کرد که دورشدن کهکشان هم به این صورت انجام می شود.

    مبشر افزود: به واسطه جاذبه ابرخوشه کهکشانی، تمام کهکشان‌هایی که در اطراف کهکشان‌ راه شیری هستند به همراه کهکشان‌ راه شیری به سمت ابرخوشه کهکشانی در حال حرکت هستند به گونه‌ای که کهکشان‌ ما با سرعت حدود ۵۰۰ کیلومتر در ثانیه به سمت مرکز ابرخوشه کهکشانی در حال حرکت است و این ابرخوشه به همراه تمامی کهکشان‌هایی که به همراه دارد با سرعت ۴۸۰ کیلومتر در ثانیه به سمت ابرخوشه‌ای بزرگتر از خودش در حال حرکت است.

    به گزارش ایسنا، وی با یبان اینکه مسائل مطرح شده توصیفی از وسعت کائنات و هستی است که انسان به عنوان موجودی کوچک و در سیاره‌ا‌ی کوچک از این کائنات زندگی می‌کند، اظهار کرد: برای به وجود آمدن حیات نیاز به کربن، نیتروژن و اکسیژن داریم که این عناصر پس از سه دقیقه از پیدایش جهان به وجود آمده و شروع به شکل گیری ‌کردند. این لازمه های حیات در اثر تحولات درون ستاره‌ها به وجود آمده، نهایتا پس از اتمام عمر ستاره‌ها منفجر می‌شوند، به صورت یک ابر نواختر به وجود می‌آیند و بر اثر انفجار این عنصرها در جهان پخش می‌شوند و به سیاراتی مانند زمین آمده و حیات را در این سیاره هم شکل می‌دهند. در واقع یکی از پرنورترین واکنش‌هایی که در جهان به وجود می‌آید ابرنواخترها هستند.

    مبشر خاطرنشان کرد: این سیر حیات بخشی به طبیعت تا آنجا ادامه پیدا می‌کند که به انسان‌ها می‌رسد و انسان‌ها برای پیدایش حیات باید به دنبال کراتی باشند که ویژگی‌های زمین را داشته باشند که تاکنون با تلاش فضاپیمای کپلر ۶۰۰ سیاره پیدا شده است و اگر بتوان در هر کدام از این سیاره‌ها این سه عنصر را پیدا کرد می توانیم بگوییم آن سیاره‌ مانند زمین و دارای ویژگی‌هایی مثل زمین است.

    به گزارش ایسنا، وی گفت: اگر بخواهیم تاریخ پیدایش جهان را از آغاز مهبانگ تاکنون در یک سال فشرده کنیم جهان در ابتدای ژانویه به وجود آمده است. یک ماه پس از مهبانگ (انفجار بزرگ) یعنی در فوریه، کهکشان‌ راه شیری تشیکل شده، نه ماه پس از پیدایش یعنی در سپتامبر زمین فرم گرفته، در ۲۲ سپتامبر (اول مهر ماه) زندگی ابتدایی در زمین به وجود آمد، آذر ماه زمانی بود که دایناسورها به وجود آمده و در ۲۶ همان ماه از بین رفتند، در روز پایانی سال در ساعت ۲۳ و ۵۸ دقیقه، انسان‌ها به وجود آمدند، ۲۵ ثانیه قبل از پایان سال کشاورزی به وجود آمد و نهایتا ۱۱ ثانیه قبل از پایان سال اهرام مصر ساخته شدند.

    مبشر با اشاره به این که توسعه علم به حدی رسیده که امروزه می‌توان اولین کهکشان‌هایی را که به وجود آمدند، مشاهده کرد، اظهار کرد: وقتی انسان به آسمان نگاه می‌کند در حقیقت در زمان به عقب نگاه کرده همان طور که نور خورشید هشت دقیقه زمان می‌برد که به چشم انسان برسد، یعنی هنگامی که انسان به خورشید نگاه می‌کند، آن را طوری می‌بیند که هشت دقیقه قبل بوده است و وقتی به کهکشانی می‌نگریم که ۱۰ میلیون سال نوری با ما فاصله دارد، یعنی آن را آن گونه می‌بینیم که ۱۰ میلیون سال پیش بوده نه آن طور که امروز هست، چرا که شاید امروز وجود نداشته باشد.

    استاد فیزیک و نجوم رصدی دانشگاه ریورساید کالیفرنیا خاطرنشان کرد: نوری که انسان از کهکشانی مشاهده می‌کند شاید وقتی آن کهکشان‌ را ترک کرده، کره زمین و کهکشان‌ ما وجود نداشته، اما در طول حرکت تا رسیدن ما به کهکشان‌ راه شیری و سیاره زمین به وجود آمده و شاید هم در این لحظه دیگر خود آن کهکشان‌ وجود نداشته باشد. در حقیقت انسان وقتی کهکشانی را که ۱۳ میلیارد سال نوری با زمین فاصله دارد می بیند در حقیقت به ابتدای جهان و آفرینش نگاه می‌کند.

    نماینده سابق سازمان فضایی اروپا در ناسا با تاکید بر این که با سیستم‌ فراژرف هابل می‌توان عمیق ترین تصویر موجود از جهان را مشاهده کرد، اظهار داشت: تمام چیزی که امروزه در جهان قابل مشاهده هست، تنها چهار درصد جهان است چرا که ۹۶ درصد جهان غیر قابل مشاهده است، یعنی حدود ۷۳ درصد جهان چیزی به نام انرژی تاریک و ۲۷ درصد آن ماده تاریک بوده که چهار درصد از آن را امروز می‌توانیم ببینیم.

    وی با بیان این که جاذبه‌ ماده تاریک چیزی است که می‌تواند باعث توقف انبساط و نهایتا انقباض جهان شود، تصریح کرد: در حال حاضر می توانیم به سوالی که افلاطون در خصوص باز یا بسته بودن جهان مطرح کرد پاسخ گفت که جهان باز است.

    مسئول سابق آشکارساز Nikmouse تلسکوپ فضایی هابل اضافه کرد: ماده تاریک شاید متشکل از سیاره‌ها و ستاره‌هایی که تاکنون از بین رفته اند باشد، اما نکته جالب اینجاست که در حال حاضر هیچ اطلاعاتی در خصوص کیفیت و کمیت انرژی تاریک که در حال حاضر حدود ۷۵ درصد جهان را تشکیل می‌دهد نداریم و نمی‌دانیم این انرژی از چه چیزی تشکیل می‌شود.

    وی با بیان این که از طریق تلسکوپ هابل و با استفاده از سرعت کهکشان‌ ها می‌توان فاصله آنها را اندازه‌گیری کرد، اظهار کرد: اگر از دو شیوه مختلف فاصله دو کهکشان‌ از یکدیگر را اندازه‌گیری کنیم و این فاصله‌ها با هم متفاوت باشند به این نتیجه می رسیم که یکی از این فاصله‌ها اشتباه است. در واقع براساس محاسبه‌های صورت گرفته فاصله ای که از روی دینامیک آنها گرفته می‌شود، همیشه کمتر از فاصله حقیقی کهکشان‌ها است.

    مبشر با اشاره به این که در گذشته سرعت انبساط زمین کم بوده و در زمانی معین این سرعت ناگهان زیاد شده است، عنوان کرد: این افزایش سرعت انبساط جهان در ۴٫۲ میلیارد سال گذشته به صورت ناگهانی اتفاق افتاد و این نشان دهنده پیشرفت علم است که می توانیم زمان و نحوه این تغییر سرعت را محاسبه کنیم .

    به گزارش ایسنا، وی در ادامه با تاکید بر این که انتهای جهان به میزان نیروی جاذبه و دافعه بستگی دارد، تصریح کرد: نیروی جاذبه باعث نزدیک شدن این جهان به یکدیگر و نیروی دافعه باعث دور شدن کهکشان‌های جهان از هم می‌شود و از آنجایی که نیروی دافعه بیش از نیروی جاذبه جهان بوده پس این جهان و کهکشان‌ ها در حال دور شدن از هم و انبساط هستند و در واقع این جهان باز است.

    استاد فیزیک و نجوم رصدی دانشگاه ریورساید با بیان این که در حال حاضر حدود ۱۴ میلیارد سال از پیدایش جهان گذشته است، اظهار کرد: آینده و انتهای جهان به گونه‌ای است که یک میلیارد سال قبل از انتهای جهان خوشه‌های کهکشانی از هم جدا می‌شوند، یعنی قدرت انرژی تاریک به حدی افزایش پیدا می‌کند که می‌تواند آنها را از هم جدا کند، ۶۰ میلیون سال قبل از انتهای جهان، کهکشان‌ راه شیری از بین می‌رود و سیارات از هم جدا می‌شوند.‌ سه ماه قبل از انتهای جهان، منظومه شمسی از بین می رود، ۳۰ دقیقه قبل از انتهای جهان نیروی انرژی تاریک به حدی افزایش پیدا می‌کند که روی سیاراتی به اندازه زمین می‌تواند اثرگذار باشد و در این زمان است که زمین منفجر می‌شود و حدودا ۱۰ به توان منهای ۱۹ ثانیه قبل از انتهای جهان، اتم‌ها از بین رفته و نهایتا می‌توان گفت ۳۵ میلیارد سال پس از پیدایش جهان، جهان از بین می‌رود و کل جهان به انرژی تاریک تبدیل می‌شود.

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.