در امتداد عطر گیسوان تو بی خود شده ام

 

من از عطر تو سر رفتم نگو نه    به جنگی پر خطر رفتم نگو نه

نبرد تن به تن با تو  چه خوبه     ببین که بی سپر رفتم نگو نه
(شهیار قنبری)

 

 نبرد تن به تن، نبرد من با من است. بی سپر رفته ام که ببازم.برنده تویی که پاینده تویی. برنده شوم و با تو پاینده شوم چو در تو بازنده شوم. من از عطر تو سر رفتم خدایا به جنگ من به من رفتم خدایا.

 

در این نبرد تن به تن می کشی یا معاشقه می کنی؟ ذوب می کنی یا حل می شوم؟ که حلال می شوم، لال می شوم، خالی از قیل و قال می شوم، جمال می شوم، کمال می شوم، سرچشمه صفات می شوم و خلاق بی جهات می شوم.

 

چون من بر من پیروز شد منصور انا الحق گفت. او را بر دار سر بلند کردند به یادگار که سرداری بی سپر بود.

 

*این وبلاگ سالها پیش چنین آغاز گشت که " در امتداد عطر گیسوان تو بی خود شده ام..." و امروز در ترانه ای شنیدم که " من از عطر تو سر رفتم نگو نه    به جنگی پر خطر رفتم نگو نه" به یاد روزگاران پیش این نوشتم.

 

غلامرضا رشیدی بهمن۸۷

 

دیدگاه‌ها

  1. فرزانه بهمن ۴, ۱۳۸۷ at ۱۰:۱۵ ب.ظ

    در امتداد عطر گیسوانش مرا به خود آوردی و بی خودم کردی دوست
    پایدار بمانی بر نیسیتی

    یاحق

  2. هیچ بهمن ۵, ۱۳۸۷ at ۳:۳۳ ب.ظ

    همه خانه ها که آمد،در آن به سوی دریا
    چو فزود موج دریا همه خانه ها درآمد
    همه خانه ها یکی شد،دو مبین به آب بنگر
    که جدا نیند اگر چه که جداجدا درآمد
    (مولانا جلال الدین)
    و هیچ

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.