ذره

بچرخان به مستی مرا، ذره ام.

 

پرتو نور از روزن سقف بر خطی مستقیم،  ذرات  را بیشمار به رقصی بکر تجلی می داد. هر ذره چنان مست می چرخید که مستی در شکوه رقص، آنگه که رد می زد به دست هر  ساقی سیمین دست.

زهد خشک دیده بودم که لب تر نمی کرد به پیاله که خشکی بر او مسلط بود و مستی کراهت می نمودش. اما مست ندیدم که رد زند به دست ساقی مگر آنگاه که در رقص باشد بسان ذره ای در نور.

 

بی جاذبه مجاز، بی پروا و معلق، بی آنکه کسی بیش از ذره بداندش، مستی تسلط بر هیچ است. بر خود مستولی نبود، بر هیچ مسلط بود، خود را هیچ کرد.

به سوگند، سوگند که به مستی میتوان به جنگ جام و انکار پیمانه رفت مشروط که جامی بیشتر بنوشی و پیمانه ای بدست باشد.

 

من ذره زمین را که معلق می چرخد در پرتو نور دیده ام. جامی ده ام جانا که بجنباندم، و رقصی که بچرخاند. زان جام نور که معلق می برد مرا . این تعلیق تاریکم را، یک روزن، یک پرتو عشق تا تجلی خواهد برد.

 

آیا نورم نیست!؟ جامم نیست!؟ یا جنبشم!؟

 

بچرخانم به مستی، چون ذره ها، ای پرتو مستقیم نور.

 

غلامرضا رشیدی

آبان ۸۸


دیدگاه‌ها

  1. فرزانه آبان ۱, ۱۳۸۸ at ۷:۲۱ ب.ظ

    ای روز برا که ذره ها رقص کنند…

  2. ali آبان ۱, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۰ ب.ظ

    micharkhaniiiiiiiiiiiiiiiiiiim o micharkhim o micharkhim o micahrkhim o micharkhim o micharkhim

  3. ............ آبان ۲, ۱۳۸۸ at ۷:۳۷ ق.ظ

    مطرب چه پرده ساخت که در پرده ی سماع /بر اهل وجد و حال درهای و هوی بست
    غیر خدا در دو جهان هیچ نیست /هیچ نگو غیر که آن هیچ نیست /این کمر هستی موهوم را /چون بگشایی به میان هیچ نیست /مبین ای اوهدی غیر از خدا هیچ /که چون واقف شوی غیر از خدا نیست

  4. ............ آبان ۲, ۱۳۸۸ at ۷:۳۹ ق.ظ

    رقص عشق بر شما مبارک تجربه ی شیرینی است نقشی است خیال عالم ای یار خوابی است تو هم بخواب دریاب

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.