راه

بر گدایان عدم بخشش شاهانه منم، بر لوح وجود نقش میخانه منم، سر صحرای جنون لیلی جانانه منم، گنچ و ویرانه منم، شمع و پروانه منم، حکمت پیرانه منم، وادی مستانه منم راه دگر نیست تو را.

 

لذت سود منم، بود منم، مسجد و مسجود منم، قصد و مقصود منم، شب موعود منم، بوی خوش عود منم، صوت داوود منم، شاهد مشهود منم، ره منم، راه منم، رهزن مسعود منم راه دگر نیست تو را.

 

باده ی مست منم، آنچه در او هست منم، تیر منم، شصت منم، اوج هر پست منم، برترین دست منم، او که او رست منم، ساقی مست منم، راه بن بست منم راه دگر نیست  تو را.

 

گفته ی پیش منم، غیر منم خویش منم،  آه درویش منم، صافی بی کیش منم، مرهم نیش منم، مبدا خویش منم، شاه نواندیش منم، منزل در پیش منم راه دگر نیست تو را.

 

 

غلامرضا رشیدی بهمن۸۷

 

دیدگاه‌ها

  1. شيفته تیر ۲۷, ۱۳۹۰ at ۱۰:۲۶ ق.ظ

    عرض سلام
    جسارتا گمانم بر اینست که در اولین مصرع ،ویرگولی نیاز است بعد از کلمه ی عدم ،که اینگونه خوانده نشود که :
    بر گدایان ، عدم بخشش شاهانه منم .
    با تشکر

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.