سیب و سکوت

ای دوست

به هر جا که هستی نیک بیندیش که در کار حق هستی یا در پی سیب. در پی سیب نیز لاجرم به حق باز خواهی گشت آنگاه که تو را باز خواند از سرزمین سرد. حکایت آدم حکایت توست که آدمیزاده ای و مختار بر انتخاب هرچند که هر عمل را عکس العملی ست  به جبر و در خور آن. انگشت که بچرخانی تمام کائینات نیروی آن را درک کرده به آن پاسخ می گویند. در چرخش انگشت با حق باش که کائینات عمل تو را تسبیح گویند. که کائینات تسبیح حق گویند مدام و بی وقفه.باطل چنان نیست که در برابر حق باشد. هست که حق را بشناسی و چون نیک بنگری همواره حق را  میبینی که ذات تو بر حق است و چنین است که باطل ماندنی نیست مادام که حق بیاید و باشد. هرگاه به بد و باطل رسیدی بدان که از حق دور افتاده ای. به خود برگرد و مطمئن باش که باطل ماندنی نیست.

(بسوی پروردگارت باز گردد ای نفس اطمینان یافته).

 

اما در سکوت حیف آمدم که نگویم

ای دوست

مستقیم یعنی استقامت بر آنچه در آنی. از آن که گفته ای لا اله الا الله و تا نفس مطمئن و دیگر هیچ می ماند که به تیغ لا نتوان لا برید. مستقیم یعنی سکوت حاصل از اطمینان.یعنی مشاجره نمی کنی یعنی خاموشی چنان که در قاب هستی سکوت حاکم است. و بخواه که هدایت کند تو را به صراط سکوت که در آن پراکنده گی نیست که غرق نعمت اوست و  در نعمتش مشاجره نیست. و چون غضب کند  دیگر سکوت نیست تا دوباره مگر رحمت کند رحمان که شاهنشاه روزگاران است. و ستایش او را سزد که تو را بر مدار اطمینان خواهد که هر آنچه در عالمین هست بر مداری از اطمینان بی مشاجره میچرخد هدایت کن ما را به صراط سکوت که در آن سکوت مدار اطمینان است.

و خاموشی برترین درجه مطمئنان است. خاموشی آن نیست که هیچ نگویی آن است که جز او هیچ نگویی که اول و آخر است در گفتن و خاموشی. در وادی سکوت، کلام بسیار است که در این مشاجره نگنجد. سکوتی می طلبد مطمئن!

تو چو سرنای منی بی لب من ناله مکن   تا چو چنگت ننوازم ز نوا هیچ مگو (مولانا)

هدایت کن ما را به صراط سکوت که بر مدار اطمینان است.

 

 

 

"اهدنا" گفتی "صراط مستقیم" دست تو بگرفت و بردت تا نعیم(مولانا)
----------------

 

غلامرضا رشیدی دی۸۷

 

دیدگاه‌ها

  1. فرزانه دی ۱۸, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۲ ق.ظ

    این سکوت که تو گفتی در برابر آن سکوت مطلق بود ! آن سکوت پر راز… و اما آنکه گفتمت سکوتی است بر لبانی که نگفتن می دانند وبس

    خاموشی که تو گفتی در برابر یگانه خدای بود و آنکه من گفتم در برابر بی شمار گوش هایی که تاریکند…

    گفتن آنگاه شاید؛ که حق بی اختیار چون می ،از جامت فرو ریزد و تو ندانی …

    تو ندانی به کدام شیدای شوریده رسیدست و روزی دل نا آرامی های کدام معشوق شده است…

    بی اختیاری چنین روزیت باد عزیز

    در پناه حق

  2. sokoot اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۶ ب.ظ

    سلام دوست عزیز
    ممنونم
    خیلی زیبا بود… خیلی …
    سکوت هم زیباست به شرط آن که عشق در آن به صدا در آید …
    التماس دعا یاعلی …

  3. شيفته تیر ۱۹, ۱۳۹۰ at ۱:۴۸ ب.ظ

    عرض سلام و ادب
    “چون غضب کند دیگر سکوت نیست ”
    بسیار قابل توجه بود .متشکرم

  4. رویا اسفند ۲۰, ۱۳۹۱ at ۵:۲۵ ب.ظ

    سکوت معنویان را بیا و کار بساز

    لباس مدعیان را بسوز و دور انداز

    سکوت معنویان چیست عجز و خاموشی

    لباس مدعیان چیست گفتگوی دراز
    “سنایی غزنوی”

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.