دیدگاه‌ها

  1. ................ آذر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۴:۴۸ ب.ظ

    صبوری می کنم تا ترنم نام تو درترانه کامل تر شود تا تمام کلمات عاشق شوند صبوری میکنم تا ترنم نام … صبوری میکنم تا طلوع تبسم، تا سهم سایه، تا سراغِ همسایه. …
    مرا نمی شناسند دوستان /ترا نمی شناسند مدعیان / ادراکی می خواهم از جنس حضور/ بی وقفه ماندنی تا بدانم و فراموشم نشود که جنس ساغر و پیمانه و هستی کی است

  2. ................ آذر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۴:۵۰ ب.ظ

    دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می کنم …

    دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می کنم

    صبوری می کنم تا تمام کلمات عاقل شوند

    صبوری می کنم تا ترنم نام تو در ترانه کاملتر شود

    صبوری می کنم تا طلوع تبسم ، تا سهم سایه ها …

    صبوری می کنم تا مدار

    مدارا

    مرگ …

    تا مرگ ، خسته از دق الباب نوبتم

    آهسته زیر لب … چیزی ، حرفی ، سخنی بگوید

    مثلا” وقت بسیار است و دوباره باز خواهم گشت !

    مرا نمی شناسد مرگ !

    حالا برو ای مرگ

    تا تو دوباره باز آیی

    من هم دوباره عاشق خواهم شد !

    ” سید علی صالحی ”

    ——————————————————————————–

  3. mahtab دی ۱, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۷ ب.ظ

    الا به ذکر او آرامش میدهد!!سحر نزدیک است…صبر…یاده نوشته صبر افتادم…تواصو بالحق و تواصو بالصبر…ممنونم!

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.