ضربان

گفتم روز هایی در پیش و ضربان ترمیم تند می شود، می شنوی آیا؟

گفت آری تند می شود این ضربان!

گفتم چه می بینی؟

گفت نا مفهوم است. شنیدن را وضوحی نیست. می ترساندم این صدا!

گفتم آیا تدبیری در وضوح دیدن تو را نمی خواند؟

گفت قله ای نیست تا بر فرازش بگریزم  و نه دریایی که عمقش امن باشد.

گفتم چه می بینی؟

گفت همه نامفهوم، وضوح هست بی آنکه معنایی شکل یابد. همه هرچه هست معنایی بی شکل  است.

گفتم بپرس.

گفت چیزهایی هست که نباید پرسید.

گفتم آن وضوح مکرر که می بینی چیست؟

گفت کویری با رودی در حاشیه، رگی تیره و باریک و منقطع که پایانش پبداست، دو شاخه ی نحیف که یکی کوتاه تر است. و هراسی ناموزون که گاه می رود گاه با هجومی ترسناک احاطه ام می کند.

گفتم…

گفت بیش از این نمی دانم.

 

غلامرضا رشیدی

آذر ۸۸


دیدگاه‌ها

  1. مهتاب آذر ۱, ۱۳۸۸ at ۶:۵۵ ب.ظ

    نمیدانم…نامفهوم است ..ضربان قلبم اما پر از وضوح است…..
    نمی پرسم هیچ!بگذار خودم بگذرم. این ضربان ترمیم را…

    در پناه او…یا هو..

  2. مهتاب آذر ۱, ۱۳۸۸ at ۶:۵۵ ب.ظ

    نمیدانم…نامفهوم است ..ضربان قلبم اما پر از وضوح است…..
    نمی پرسم هیچ!بگذار خودم بگذرم. این ضربان ترمیم را…
    در پناه او…یا هو..

  3. sokoot23 آذر ۱, ۱۳۸۸ at ۹:۳۸ ب.ظ

    سلام آقای رشیدی .
    خوب هستید ممنونم از این که خبرم کردی .
    زیبا می نویسی .
    موفق باشی دوست عزیز .
    در پناه حق یاعلی

  4. شرحه شرحه (م.ن.پروا) آذر ۲, ۱۳۸۸ at ۹:۴۵ ب.ظ

    با سلام:
    اگر بگویم آنچه فرموده اید وصف الحال من پا در هواست چیزی به گزاف نگفته ام.

  5. مهتاب آذر ۳, ۱۳۸۸ at ۹:۳۹ ب.ظ

    میدونی یاده چی افتادم….
    یاده یه آیه که میگفت کاری که میکنید منتظر تشکر نباشید
    یعنی فقط واسه خدا…!!واسه رضاش…
    .اگه عشق می ورزیم پاداش نخوایم…فقط واسه خودش…
    دارم سعی میکنم..ممنونم واسه همه چی…در پناه او..یا هو ..

  6. ali kashkooli آذر ۷, ۱۳۸۸ at ۹:۵۶ ق.ظ

    سلام عید مبارک

    گر اناالحق های ما را بشنود منصور مست

    هم بخون ما دهد فتوی و هم دار اورد

    یا علی مدد

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.