عقل

 

عمریست خیالی در خیالی،خیال می کند. من در خیال که رسته ام که اینچنین خیال در خیالم می روید؟

آی چراغ اندیشه آی!
کو روشنایی ات؟
گه کور سو می زنی!
بیشتر دود می کنی!

اینجا که من خوشم!
جای تو پس کجاست؟
آی عقل، آی اندیشه، آی!
دگمه ی خاموش تو کجاست؟

 

غلامرضا رشیدی
تیر
۸۸

دیدگاه‌ها

  1. mahtab مرداد ۲, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۳ ق.ظ

    جانی نیست..عقلی نیست…اندیشه ای هم نیز…!

    جانی که نباشد..عقلی که نباشد…اندیشه ای که نباشد…روشنایی و چراغ به چه کارم آید؟!

    پس همان بهتر که خاموش مانم…شاید اندیشه را ..عقل را ..در یک جان ..دی یک آن یافتم…

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.