قرآن

 

سالک گفت چون خواندن آموختم، قرآن خواندم و سپس فاصله افتاد میان من و کتاب در نوجوانی و هر بار که رفتم تا کلمه ای بخوانم کار بر من سخت شد و نشد که نشد که نشد. نوبهار نوجوانی ها نگذشته بود که هوایی هوای آسمان شدم. سرک میکشیدم به کتاب آسمان و دری گشاده نمی شد. ملول می شدم که گوی هیچ خواندن نمی دانستم. دور شدم از کتاب و غمین که درها بر من بسته است که خواندن چنین بر من سخت و ثقیل است.

سالک گفت روزگار جهد سپری میکردم و سرم به آسمان بود بی آنکه کتابی بخوانم.گاهی جمیع حوادث چنان می شد که مجبور می شدم به خواندن قرآن و اما راه گریزی می جستم که نخوانم که حتی خواندن از یادم رفته بود...

حکایتی بود که دری بسته و کلیدی شکسته بود و چاره کار به دست اویی بود که قفلها فدایی نام و ضامن بر حفظ اسرار اویند.

سالک گفت زمان گذشت و بر دلم اسراری نشست همه حاصل از شنیدن اصوات هستی و روزی شاید شبی شاید بی گاهی ناگاه شنیدم قاری به ترتیل کلماتی می خواند، کلماتی که جانم را به شور اشک کشید و خاشع کرد مرا چنان که سر به سجده بردارم...

سالک گفت من اصوات این کلمات را پیشتر در جایی شنیده بود. اصواتی الهی که گمان نمی بردم هرگز در کلماتی انسانی تجلی یابند و اینک جان من به حقانیت این کلمات گواهی می داد.

من پیشتر قرآن می خواندم و هرگز هرگز هرگز چیزی در آن چنین در آشوبم نکرده بود. چیزی که چنانم کرد که ستایش کنم او را که از حکمت دری بر من بست و از رحمت در دیگری گشود که اگر تمام عمر به خود جهد و جهاد میکردم به آن در نمی رسیدم.

سالک گفت منکر نیستم قرائت قرآن را که در عقل و نقل در کرامت آن سخنها رفته است. اما ای انکه رهرو طریق محمدی اولاتر شاید آن است که بشنوی قرآن را هنگامی که به ترتیل خوانده می شود.

سالک گفت هرآنچه نگارش شده پیش از ثبت صوت است و آن صوت حاصل از انفاس الهیه است. از نفس تا صوت تا کلمه نزولی حادث می شود تا معنا در قالب ادارک آدمی بنشیند. اگر مخاطب صوت باشی شاید که کلمات در تو منعقد و متجلی شوند اگر که صفحات وجودی خویش را طاهر کرده باشی.

صوت آن صوت نیست که با گوش ظاهری می شنویی که گوش تا مطهر نشود کر خواهد ماند و ادراک مطهر نمی شوند مگر به خوردن حلال و خوردن حلال میسر نمی شود مگر به تزکیه و به یاد آوری آنکه فرمود وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ

غلامرضا رشیدی

دیدگاه‌ها

  1. طهورا فروردین ۶, ۱۳۹۲ at ۹:۱۴ ق.ظ

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    سال نوبر شما ودوستان مبارک انشاله سالی سرشار از نیکی و سلامتی در پیش رو داشته باشید
    چقدر جای این مطلب در بین نوشته ها خالی بود
    احساس میکنم بر جان نشتن این کلام(قران) از لطف خدا بود مثل گشودن دری تازه بر جان

  2. فاطمه میرزمانی فروردین ۶, ۱۳۹۲ at ۹:۲۳ ق.ظ

    من پیشتر قرآن می خواندم و هرگز هرگز هرگز چیزی در آن چنین در آشوبم نکرده بود. چیزی که چنانم کرد که ستایش کنم او را که از حکمت دری بر من بست و از رحمت در دیگری گشود که اگر تمام عمر به خود جهد و جهاد میکردم به آن در نمی رسیدم.
    از تذکرات زیبا و دلارامتان خرسند شدم.
    سپاسگذارم

  3. پویا فروردین ۶, ۱۳۹۲ at ۱:۰۸ ب.ظ

    سلام و دروود
    عرض تبریک به مناسبت سال جدید.

    إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا ﴿۹﴾ الاسرا
    همانا این قرآن خلق را به ” استوارترین ” طریقه هدایت میکند و اهل ایمان که نیکوکار باشند به اجر و ثواب عظیم بشارت میدهد.

  4. مریم فروردین ۷, ۱۳۹۲ at ۱:۱۶ ب.ظ

    درودبرشما.آمدن بهاربرشمامبارک باد.بسیارآموزنده بودامادشوار.خصوص تزکیه نفس.

    دعاکنیدخداوندرحیم ازسرلطف دررحمتی هم به روی این سرگشته بازکند.

  5. Maryam V فروردین ۷, ۱۳۹۲ at ۱۱:۱۵ ب.ظ

    همه ی هستی‌ از صوت تشکیل یافته… صوتی که با گوش باطن قابل شنیدن است …صوت نغمه‌ها ی آسمانیست.
    صوت خطاب است. خطابی که در گلوگاه ، در قلب، در نفس ، در رویا در بیداری ؛ در سفر روح ادراک میشود…
    گویی کسی‌ صدایت می‌کند.
    صوت گاهی کلمه میشود ، گاهی می بارد ،گاهی می‌چکد ، گاهی سکوت می‌کند ، گاهی‌ میخواند،
    گاهی داستان میشود و صدایت می‌کند…. صدایت می‌کند… صدایت می‌کند
    هزارهزار جلوه ی درونی‌ و بیرونی دارد … دشت‌ها و کوه‌ها و زندگی‌ کتاب است. قر آن‌ است. صوتی ‌ست مجسم شده.
    سخن میگوید.
    غایت خوشبختی‌ غایت رهایی و نهایت شادمانی، در شنیدن صوت است. بعد از آن‌ را نمیدانم.

    درود بر شما

  6. الهام فروردین ۸, ۱۳۹۲ at ۱۰:۵۲ ب.ظ

    درود بر شما.

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۳ ب.ظ:

    درود بر شما.

  7. اسدالله اسدشیر فروردین ۱۴, ۱۳۹۲ at ۱۰:۲۸ ق.ظ

    فرمایشات خداوند
    سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه ام و نه با تو دشمنی کرده ام. (ضحی ۱-۲) افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس ۳۰) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام ۴) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا ۸۷) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان شدی که گمان توهم زده بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس ۲۴) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی­توانی از او پس بگیری (حج ۷۳) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند، و قلبت آمد توی گلویت و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. ( احزاب ۱۰) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه ۱۱۸)- وقتی در تاریکی ها مرا بزاری خواندی که اگر تو را برهانم با من میمانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام۶۳-۶۴) این عادت دیرینه­ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده­ای. (اسرا ۸۳) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح ۲-۳) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است؟ (اعراف ۵۹) پس کجا میروی؟ (تکویر ۲۶) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات ۵۰) چه چیز جز بخشندگیم باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار ۶) مرا به یاد می آوری؟ من همانم که بادها را میفرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود (روم ۴۸) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمیستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه میدهم. (انعام ۶۰) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت میدهم (قریش۳ ) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه با هم باشیم (فجر ۲۸-۲۹) تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده ۵۴)

    http://yekpand.persianblog.ir/post/317

  8. ali فروردین ۱۷, ۱۳۹۲ at ۴:۱۲ ب.ظ

    در کتاب «محجه‌البیضاء» عالم و عارف برجسته، «مولّی محسن فیض» نقل می‌کند؛ امام صادق علیه‌السلام در حال نماز و در حال سجده از شدت حضور در محضر محبوب، از خود بی‌خود شده و از هوش رفته بود، هنگامی که پس از نماز از آن حالت پرسیدند، حضرت فرمود: «پیوسته این آیه (آیات ۱۱ تا ۱۴ سوره مبارکه طه) را مکرر بر دلم خواندم، تا اینکه آن را از گوینده آن شنیدم، از این رو به خاطر درک قدرت خداوند بدنم پابرجا نماند».

  9. اسدالله اسدشیر فروردین ۲۱, ۱۳۹۲ at ۱:۰۹ ب.ظ

    این سایت هدیه خدا بوده به من. شاید برای دیگران هم همین طور باشد:
    MessageToEagle.com

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۶ ب.ظ:

    هرچه که داریم هدیه خداست…

  10. رویا فروردین ۲۳, ۱۳۹۲ at ۹:۱۴ ب.ظ

    تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی…
    …..

  11. طهورا اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۲ at ۱۲:۲۲ ب.ظ

    سلام
    ولادت حضرت زهرا را تبریک میگم خدمتون
    نیازمند دعای خیرتون هستیم

  12. Pegah خرداد ۱, ۱۳۹۲ at ۱۰:۲۷ ب.ظ

    سلام

  13. طهورا مهر ۲۰, ۱۳۹۲ at ۱۱:۴۳ ق.ظ

    سلام انشاله سلامتی برقرار باشه
    غیبتتون طولانی شده براتون آرزوی سعادت و سلامتی داریم

  14. ایران صادقی(وبلاگ نگاه نو ) آبان ۲۱, ۱۳۹۲ at ۱۲:۴۸ ب.ظ

    سلا م شعر فوق العاده زیبایی ست.خوشحالم می کنید اگر به وبلاگم سر بزنید و اگر تمایل داشتید وب مرا به اسم وبلاگ نگاه نوایران صادقی از طریق ایمیل ویا فیس بوک به دوستانتون معرفی کنید.متشکرم

  15. طهورا آذر ۲۰, ۱۳۹۲ at ۱:۴۷ ب.ظ

    ناقد ایشان چو دید او را ز دور
    شمع با خود کرده همرنگش ز نور

    گفت این پروانه در کارست و بس
    کس چه داند، این خبر دارست و بس

    آنک شد هم بی‌خبر هم بی‌اثر
    از میان جمله او دارد خبر

    تا نگردی بی‌خبر از جسم و جان
    کی خبر یابی ز جانان یک زمان

  16. طهورا آذر ۲۰, ۱۳۹۲ at ۱:۴۷ ب.ظ

    با آرزوی سلامتی

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.