محمد رسول الله

 

گویند بایزید سرآمد عارفان دوران خویش بوده است. حکایت بایزید را شنیده ایم که سبحانی ما اعظم شانی گفت و در جایی دیگر در دیدار شمس و مولانا به روایتی حکایت کرده اند که ادعای بایزید، باب گفتگوی بین مرید و مراد را باز کرد. که این چه جسارت بود از بایزید، حال آن که محمد(ص) که در شان وی خطاب آمد که لولاک لما خلقت الافلاک، بر زبانش سبحان الله بوده است!؟

حکایت بایزید چه افسانه باشد، چه واقعی، پاسخی حکیمانه می یابد در گفتگوی بین مرید و مراد که محمد (ص) دریا نوش بود و نه آن بود که به قطره ای از خود بی خود شود چون بایزید!

این روز ها گرم است بازار عارفان یک شبه بی خود شده، که در حرف، بایزید به گَرد آنها نمی رسد حال آنکه حتی بویی از آن قطره که بایزید خورده بود به مشام شان نرسیده و چنین بدمستی می کنند.
چندان که زدم لاف کرامات و مقامات/هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد/حافظ/

در سویی دگر اما شاگردان مکتب محمد( ص) جام به جام می نوشند و کسی از سرمستی آنها خبر نمی شود که و َالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ و قول حافظ، اگر بر صدر نمی نشینند ز عالی مشربی آنهاست. انسانهای بی مدعا که وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ از لغو دور اند و رعایت می کنند پیمان را و امانت را، و چه رازی ست در مومنون به عدد ۲۳ در عدد آیه ۱۴ که در پایانش ختم می شود به فتبارک الله احسن الخالقین!

بوی خدا بویی خوش است که مشام مخلوق را می نوازد. شیطان، چندان که به بوی خدا دام می نهد به نام خود توان رهزنی ندارد. گندم می نمایاند، جو می فروشد!
گندم می نمایاند به قیمتی ارزان تر و مشتری فی واقع جو می برد به قیمت گزاف!

از گروهی که سینه چاک کرده و در پی گروه نخست روانند می پرسم، براستی از محمد (ص) که سر سلسه عارفان واصل چه می دانیم؟

به خدا سوگند که اگر از میم محمد(ص)، بویی بر مشامی رسد، در دو عالم چنان مست شود که نه گندم خواهد، نه جو!

کسی در همه عالم نیست که بتواند وصف او گوید که با همه عالم برابری کرده و برتر است که بنده است به سند محکم الهی درکلام الله که محمد رسول خدا و بنده ی خداست و ما چه می دانیم بندگی یعنی چه!
و ما چه می دانیم محمد یعنی چه!
معنای کلمه را حتی نمی دانیم!
و ما چه می دانیم لولاک لما خلقت الافلاک یعنی چه!
ما که بر سر پیمان نمانده ایم چه می دانیم عصاره ی هستی یعنی چه!
ما چه می دانیم سهل و سلام یعنی چه!
چه می دانیم تسلیم، مسلمانی، اسلام، یعنی چه!
گاه از این سو افتاده ایم، گاه از آن سو!
ما چه می دانیم تعادل یعنی چه!

می گفت یکی خربزه نمی خورد. گفتند چرا نمی خوری؟ گفت نمی دانم محمد(ص) چگونه خربزه می خورده تا متابعت او کنم! بر آشفتد بر او که محمد(ص) به معراج رفت. متابعت محمد (ص) می کنی به معراج شو !!

ما چه می دانیم متابعت محمد(ص) یعنی چه! معراج یعنی چه!
چه می دانیم چرا محمد(ص) به معراج رفت!
چه می دانیم چرا از آن مقام قرب برگشت!
ما براستی چه میدانیم!؟
اگر می دانستیم کیسه گندم ما جو نبود!!

گفتم چرا مدعیان چنین فراوان اند!؟
گفت آن چه ناب است، نایاب است!
گفتم نسبت ناب با نایاب چیست؟
گفت هرچه ناب تر، نایاب تر، کمیاب تر!

سلام و صلوات بر محمد(ص) که وصفش در کلام نمی آید. بر او که نابِ ناب آفرینش است. سلام و صلوات بر او که نابِ سلام و تسلیم را هدیه آورد بر دل های مشتاق و فرصت دوباره داد بر فرزند آدم تا بر پیمان خویش وفا کند تا باز نماند از عاشقی که هر آنکه سالکِ طریقت عاشقی ست، وی را عشق محمد بس است و آل محمد.

غلامرضا رشیدی
اردیبهشت۸۹

پی نوشت:

چندی پیش برای دیوانه که گلایه می کرد از مدعای مدعیان نوشته بودم:

فرمود: وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِیلِ...
و به عهده خداست بیان راهى که مستقیم است و بعضى از راهها منحرف است و اگر خدا مى خواست راهنمائى مى کرد همه شما را.

کالای تقلبی را هر بار نمی توان فروخت. به محک تجربه است که مبدل، سیاه روی می شود.
در هزار من یزید عشق یکی بایزید نمی شود. بگذار هرکس قیمت خود را بگوید. دلگیر نباش، دلشاد باش که خریداران عشق پر شمارند. ارزان خریدنشان را به حساب وسع تنگ آدمی بگذار. دلشاد باش!
جهان رو به روشنایی ست!
نا آشنا نیستیم با این بازی های بازاری که او خود دنیا را بازیچه خواند!
بیا بازی کنیم تا بزرگتر که شدیم از پنچ سالگی مان خاطره داشته باشیم!!!

دیدگاه‌ها

  1. آریانا اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۹ at ۲:۲۷ ق.ظ

    سپاس رضا جان .
    این ادامه ی همان کامنت برای پست دایره هست که ..امروز قسمت شد بگذارم.

    عشق ار به تو رخ عیان نماید/در آینهٔ جهان نماید
    این آینه چهرهٔ حقیقت/هر دم به تو رایگان نماید
    یک دایره فرض کن جهان را/هر نقطه ازو میان نماید
    این دایره بیش نقطه‌ای نیست/لیکن به نظر چنان نماید
    رو نقطهٔ آتشی بگردان/تا دایره‌ای روان نماید
    این نقطه ز سرعت تحرک/صد دایره هر زمان نماید
    این نقطه به تو شهادت و غیب/هم ظاهر و هم نهان نماید
    آن نقطه به تو کمال مطلق/در صورت این و آن نماید
    آن سرعت دور نقطه دایم/ساکن به یکی مکان نماید
    هر لمحه به تو کمال هستی/در کسوت ناقصان نماید
    آن نقطه بیان کنم چه چیز است/هر چند تو را گمان نماید
    آن نقطه بدان که ظل نور است/کان نور ورای جان نماید
    *آن نور دل پیمبر ماست/اکنون به تو حق عیان نماید*
    آن بحر محیط بی‌کرانه/و آن نور بسیط جاودانه
    آن بحر، که موج اوست دریا/و آن نور، که ظل اوست اشیا
    نوری که جمال جمله هستی/از تاب جمال اوست پیدا
    اول ز پی نظارهٔ او/شد عین همه جهان مهیا
    و آخر هم آفتاب رویش/شد صورت جسم و جان هویدا
    او روی حق است و عین حق نیز/بل عین حقیقت است و اعلا
    دریاب، که اوست اسم اعظم/زو گشت عیان صفات و اسما
    آن ذات که حق بود صفاتش/او را بنگر، چه باشد اسما؟
    اسمی که بود صفات او حق/بنگر که چه باشدش مسما
    و آن نور که حق بدو توان دید/باشد همه والضحی و طاها
    فی‌الجمله کمال صورت اوست/آیینهٔ ذات حق تعالی
    در آینه مصطفی چه بیند؟/جز حسن و جمال ذات والا
    کو عاشق روی حق؟ بیا گو/بنگر رخ خوب مصطفی را
    در صورت او حق ار ندیدی/اینجا به یقین ببینی آنجا
    در صورت شرح او عراقی/چون دید حقیقت آشکارا
    امید که از شفاعت او/حاصل شودش کلام اعلی
    تا هر نفسی به دیدهٔ حق/بینند همه جمال مطلق
    فحرالدین عراقی

  2. پگاه اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۹ at ۳:۳۶ ق.ظ

    ما براستی چه میدانیم!؟

  3. اراکده اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۹ at ۶:۴۵ ق.ظ

    استفاده کردم. سلام. التماس دعا

  4. ديوونه اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۹ at ۱۰:۱۲ ق.ظ

    گفتم چرا مدعیان چنین فراوان اند!؟
    گفت آن چه ناب است، نایاب است!سلام رضای عزیزم. بله. من هم به بیان ناقص خود تقریباً همین مفهوم را در نظر داشتم. ملت نخورده مستند و آن سوترک می بینی آنچنان در میگسازی مشغولند که گاه از تحمل شان در برابر لذت نعره کشیدن تعجب میکنی

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۸۹ ۷:۴۹ ب.ظ:

    عشق اگر آید برد هوش و دل فرزانه را/دزد عاقل میکُشد اول چراغ خانه را
    آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد/ در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را

  5. پگاه اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۹ at ۵:۰۹ ب.ظ

    @پگاه
    بی شک الفست احد، ازو جوی مدد وز شخص احد به ظاهر آمد احمد
    در ارض محمد شد و محمود آمد اذ قال الله: قل هو الله احد

  6. شاپرک اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۹ at ۱۰:۵۸ ب.ظ

    کالای تقلبی را هر بار نمی توان فروخت. به محک تجربه است که مبدل، سیاه روی می شود.
    این جمله اتان مرا به یاد دجال انداخت !
    سپاس.

  7. رایحه اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۹ at ۱۱:۳۲ ب.ظ

    سلام:جالب بود…ممنون ار دعوتتان

  8. علی یوسفی اردیبهشت ۲۲, ۱۳۸۹ at ۱۲:۱۹ ب.ظ

    سلام دوست جوون.
    نای خواندن ندارم .
    آمدم حالی ب÷رسم و بروم.
    کاری نداری؟
    فعلا
    خدانگهدار

  9. نوشینه اردیبهشت ۲۲, ۱۳۸۹ at ۱:۲۲ ب.ظ

    واقعا نمی شناسیم کنه دعوت او را اما هزار اداعای باطل شنیده ایم که همه به اسم اوست .

  10. mahtab اردیبهشت ۲۲, ۱۳۸۹ at ۵:۰۹ ب.ظ

    جهان رو به روشنایی ست!….و نور او کفایت میکند هدایت را!….

    امیدوارم راهم تقلبی نباشد………راهی برای گندم یا جو هم نباشد….!!…

    ممنونم!….نکته ای یافتم مناسب حالم….یاهو…

  11. گیس گلابتون اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۹ at ۱۰:۰۴ ق.ظ

    غیر عشقت راه بین جستیم … نیست!
    به روزم دوست عزیز

  12. پگاه اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۹ at ۳:۱۷ ق.ظ

    didgah haye poste sefat masdood hastand…natoonestam oonja comment bezaram!!
    نوشته هایت برایم گاه پلی می زنند از من به او…گاه چراغ می شوند که ببینم آنجا که هنوز چشم دیدنم نیست…وگاه آرام می کند این دریای طوفانی دلم را…گاه نوید می دهند… وگاه رامم می کنند!
    پایدار یاشی دوست

  13. جمال خضری تیر ۱۶, ۱۳۸۹ at ۶:۰۴ ب.ظ

    با سلام و آرزوی سلامتی و توفیق الهی و طلب خیر کثیر – بسیار از ادبیات عرفانی شما همراه ارجمند لذت و حظ وافر می برم. خوشحالم که رهروانی عرفانی در فضای عطر آلود هستی می بینم. عرفانی بمانیم +۱

  14. جمال خضری تیر ۱۶, ۱۳۸۹ at ۱۱:۵۱ ب.ظ

    با سلام و طلب خیر کثیر – ممنون از خوشامدگویی شما دوست گرامی – بی اختیار این شعر به ذهنم رسید:
    ما زنده به آنیم که آرام نگیریم – موجیم که آسودگی ما عدم ماست.
    و با یک جستجو این شعر وصف حال بیقرار من بود:
    شادی و آرام نبود هر کرا وصل تو نیست – هر کرا وصل تو باشد هر چه باید جمله هست
    این کمترین را از آگاهی های ناب خود محروم نفرمائید. دانشجوی ترم ۸ و مستر ترم ۱ هستم.
    با طلب خیر +۱

  15. zohreh مهر ۶, ۱۳۸۹ at ۱۱:۵۹ ق.ظ

    salam moteasefane,khate Farsi nadaram.mamnun az matalebe jalebetan. ya hagh.
    badry

  16. ف.آ مهر ۱۴, ۱۳۹۰ at ۳:۳۴ ب.ظ

    ممنون

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.