مشتاق

 

این هیچ مرا بار بده ای یار

انکار مرا کار بده ای یار

 

درد اشتیاق در نیاز هویدا شود.در بارگاه بی نیازان چه تحفه توان برد جز نیاز؟ نه آیا سخاوت، گدا می طلبد؟

گدایی کن ای دل که شوکت شاهی نمی خرد.

 

عزیزی می گفتم که فلانی ما اینجا آمده ایم تا برقصیم و برگردیم!

به گمانم میدانم که در رقص جای گفتگو نیست. گفتگو همه حرف انکار است و بس. ما اینجا در پی کاری هستیم نه در انکار. گفتن یعنی  که می دانم.خاموشی یعنی نمی دانم تو بگو. خاموشی یعنی اشتیاق که تو بگو. یعنی نیاز.

اشتیاق یعنی نیاز بردن در بر بی نیاز. چه خوش معامله ای!

چه خریداری!

چگونه مشتاق نباشم؟

اشتیاق به اقرار نیست به عمل است. اقرار گفتگو ست. گفتگو انکار است. گفتگو یعنی من هستم. عمل یعنی هر چه تو بگویی.

 

این هیچ مرا بار بده ای یار

انکار مرا کار بده ای یار

 

 

غلامرضا رشیدی

شهریور ۸۸


دیدگاه‌ها

  1. alef_darya شهریور ۱, ۱۳۸۸ at ۳:۱۶ ق.ظ

    dorud bar shoma
    enbar motafavet yaftamat ey dost
    va nevshtarat bar delam neshast
    omid ke hamishe ghalamat kalam ra be raghse atash be khanad
    mana bashid
    sepandar yar.

  2. سعید فرخی مهر ۸, ۱۳۸۸ at ۸:۵۴ ق.ظ

    سلام و خسته نباشید
    خیلی خوب نوشتی
    واقعا جالب بود

    موفق باشی

    یا علی

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.