نرو بیا، نرو بمان

 

به دام می نهی به مکر که نرو

به مکر می بری به جهد که بیا

به جهد می زنی به تیر که نرو

به تیر میزنی به پا که بمان

 

به پا می بری به بزم که  بیا

به بزم می کشی به عیش که نرو

به عیش می زنی به جام که بیا

به جام می دهی به مست که بمان

 

به مست  می شوی به عشق که بیا

به عشق می کشی به شور که نرو

به شور می کشی به شرم که بیا

به شرم می بری به قصد که بمان  

 

به قصد می بری به ناز که بیا

به ناز می خری به عشق که نرو

به عشق می کشی به راز که بیا

به راز می کشی به شعر که بمان

 

به شعر می کشی به اشک  که نرو

به اشک می بری به سیل که بیا

به سیل می بری به سد که نرو

به سد می نهی به دام که بمان

 

وای اگر این سد فرو ریزد جهان دریا شود...

 

غلامرضا رشیدی

اردیبهشت۸۸

 

دیدگاه‌ها

  1. Maryam V اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۲ at ۴:۱۳ ب.ظ

    وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست
    وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست

    پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست
    آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۶:۲۱ ب.ظ:

    گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو

    آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.