نقطه

 

 

نقطه ابتدای ابتداست و انتهای انتها.  نقطه راز بودن است. هر که نقطه را بداند همه چیز می داند. هر که نداند
فقط نقطه ای را از دست داده است. همین و بس.

غلامرضا رشیدی
فروردین ۸۸

 

 

Print Friendly
اشتراک گذاری
  1. ۲۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۰ | #1

    مرز دانستن و ندانستن نقطه بیدارى یک شعور خفته است

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳م, ۱۳۸۹ ۱:۰۸ ب.ظ:

    نقطه ابتدای دانستن است و انتهای ندانستن.
    کجاست مرز دانستن که فقیه ی در آن نعره جنون می کشد از جگر از ندانستن و کجاست مرز ندانستن که نگار مکتب ندیده، شهیر هستی می شود به ظاهر و باطن؟ به معلوم و به غایب؟
    ما تاریک در تاریکی، کورمال کورمال دست می کشیم به این که این دانستن است و آن ندانستن.ما خفته ایم و شعوری بیدار، جهان پیرامون ما را در سویی از ادراک، چنان ترسیم می کند، که خوابمان چنان آشفته نگردد که از طاقت آدمی فراتر است. چه بگویم دوست؟ از کجا بگویم؟ از نقطه ی آغاز یا نقطه ی پایان؟ یا آن نقطه که آن را نه پایان است و نه آغاز؟

  2. ۲۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۳:۵۶ | #2

    اگر حرکت روى دایره صورت گیرد طبعا به نقطه مبدا منتهى مى‏شود.. شرط، حرکت روی محیط دایره است … آنان که در حلقه اند گاه محاطند و گاه محیط…گاه فقیه و گاه نگار مکتب ندیده…آنگاه که می پنداری به آنتها رسیدی تازه به ابتدا رسیدی و بالعکس…چه می دانم!

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳م, ۱۳۸۹ ۲:۴۲ ب.ظ:

    حرکت در هستی بر مدار دایره است، اگری در کار نیست.
    نقطه، ابتدای تعالی ست و منتهای تعالی در هر مرتبتی که باشیم. دایره اما همواره بر دایره ای دیگر است تا هر آنچه که موجود است فرصت منزه شدن یابد و فضله اش از او جدا گردد در مداری پایین تر. به گمانم در رشته شما سالها طول بکشد تا اثبات این کلمات در علوم کلاسیک معنا یابد. شاید هم گفته باشند و من در پی خواندنش نبوده ام به آنچه که می دانسته ام.

  3. ۲۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۵:۰۳ | #3

    سلام. به یاد نوشته ی دکتر شریعتی افتادم.یک ، جلوش تا بی نهایت صفر !

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳م, ۱۳۸۹ ۳:۱۶ ب.ظ:

    در ادراک ریاضیات صفر در ابتدا و انتها ست آن مثال که آوردی در شرح حکایتی دیگر است. سپاس دوست

  4. ۲۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۶:۲۶ | #4

    نقطه ابدی است و ازلی و نقطه ها به خط و خط به سطع و سطح به بعد می رسد و بعدرا که بگیری سطح خواهی داشت و خط و س÷س نقطه درابتدا هیچ نبود و خدا کلمه را آفرید و کلمه لباس جسم پوشید و درمیان ما …و سپس نقطه ای و نکته ای و باز هم نقطه ها

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳م, ۱۳۸۹ ۴:۳۷ ب.ظ:

    فاصله ازل تا ابد حاصل ادراک در وادی زمان است. هر دو یکی هستند و اول و آخر اوست.

  5. ۲۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۶:۵۸ | #5

    http://www.nurmuhammad.com/smc/atoms.gif
    جالبه..یاد اتمی افتادم که بارهای منفی خودش رو از دست میده ودر هسته متمرکز میشه..شاید تعبیر درستی نباشه
    you have an existence in the world of light first! If you didn’t exist in the world of light you could not exist here. The Divine Presence is like the nucleus of an atom, powering that atom, and we are like electrons seeking to collide with the Divine Presence, but there is no permission for that so we begin to spin around it seeking a means to approach. It shows us that we are all connected to the center, to that source of power, and then the Divine gives us a sign that we are connected which is our bellybutton.

    With a little bit of contemplation we begin to see just how deep Negativity has penetrated into the heart, because that reality goes beyond the concept of life and death. It can even impact something as basic as the concept of day and night, because the next level of attack is for that evilness to come and teach you that your life begins with the day and ends with night; constantly reinforcing the notion that you exist and then you die and that is it. It is so subtle that most people never see it

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳م, ۱۳۸۹ ۷:۱۳ ب.ظ:

    what does make the electrons to be eager to collide with the divine presence?
    and what is preventing them from collapsing?
    I have already said that.
    please check the last email you have got from me.
    گفت حاشا دین ما هرکجا که رفت بازنیاید تا اورا از بیخ و بُن نکند وخانه اش را نروبد و پاک نکند که لایَمَسُّهُ اِلاَّ المُطَّهَرُوْنَ چگونه معشوق است تا در تو مویی از مهر خودت باقی باشد بخویشتن راهت ندهد!

  6. ۲۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۷:۱۸ | #6

    اسرار ازل را نه تو دانی و نه من،
    وین حرف معما نه تو خوانی و نه من؛
    هست از پس پرده گفتگوی من و تو،
    چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من.

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳م, ۱۳۸۹ ۷:۰۲ ب.ظ:

    نه تو، تویی. نه من، منم. هم تو منی، هم من توام، در نقطه ای ادرارک خود در نقطه ای در مانده ایم.

  7. مهتاب
    ۲۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۸:۴۳ | #7

    هو الاول والاخر والظاهر و الباطن و هو بکل شی علیم!!!….قسمت دوم نوشته جای فکر داشت!…اگر فکر کشش داشت!

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳م, ۱۳۸۹ ۶:۵۹ ب.ظ:

    گاهی انجا که فکر میکنی،گم میکنی مسیر را، گاهی بیواسطه ی فکر در مقصدی

  8. ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۸:۱۰ | #8

    این یک تکه از شعر منه با عنوان سلام یادتون هست
    کلانم من کلانم من. ولی در نقطه حیرانم

    دراین نقطه تمام عشق پنهان است

    ولی از چشم حیرانم گریزان است

    ….

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴م, ۱۳۸۹ ۹:۳۳ ق.ظ:

    گاهی خودم را یادم نیست. مثل خوابی دور کمی به یادم هست. بهر حال زیباست.

  9. آریانا
    ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۸:۲۷ | #9

    یک دایره فرض کن جهان را/هر نقطه ازو میان نماید
    این دایره بیش نقطه‌ای نیست/لیکن به نظر چنان نماید
    رو نقطهٔ آتشی بگردان/تا دایره‌ای روان نماید
    این نقطه ز سرعت تحرک/صد دایره هر زمان نماید
    این نقطه به تو شهادت و غیب/هم ظاهر و هم نهان نماید
    آن نقطه به تو کمال مطلق/در صورت این و آن نماید
    آن سرعت دور نقطه دایم/ساکن به یکی مکان نماید
    هر لمحه به تو کمال هستی/در کسوت ناقصان نماید
    آن نقطه بیان کنم چه چیز است/هر چند تو را گمان نماید
    آن نقطه بدان که ظل نور است/کان نور ورای جان نماید…فخرالدین عراقی همدانی

    گرد آن نقطه چو پرگار همی‌زن چرخی/این چنین چرخ فریضه‌ست چنین دایره را
    غیرتت لب بگزید و به دلم گفت خموش/دل من تن زد و بنشست و بیفکند لوا…مولانا

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴م, ۱۳۸۹ ۹:۳۱ ق.ظ:

    آنکه نقطه را بداند… ماند

  10. ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۳ | #10

    سلام به شما دوست خوب در حلقه ی دف
    با گفتگویی شاعرانه چشم انتظار تشریف فرمایی شماییم .
    گل های دستمان نثار قدوم چشم هایتان .

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۰ ق.ظ:

    به قول خودش: حلقه ی دف نه، حلقه ی گیسو!

  11. ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۵:۳۰ | #11

    سلام
    و وقتی بفهمیم آن نقطه هم هیچ است هیچ …

  12. ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۹:۰۱ | #12

    سلام
    دعوتید به صرف یک بحث فمینیستی و سیب زمینی:
    بعد از ۹ ماه
    با یک شعر جدید و کلی خبر و مطلب
    «فاطمه اختصاری» به روز کرد

    خبر چاپ کتابم:
    «یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی ها»
    و قرار دیدارمان
    در نمایشگاه کتاب امسال:
    . . . . انتشارات «سخن گستر»

    خبر کامل چاپ کتاب چند تن از مطرح ترین شاعران جوان:
    دکتر سید مهدی موسوی/ وحید نجفی/ الهام میزبان
    محمد حسینی مقدم/ محمد ارثی زاد
    شهرام میرزایی/ مینا ارشدی

    راستی
    طرح جلد کتاب را هم حتما در وبلاگ ببینید!
    و کلی مطلب از همه جا و هیچ جا…
    از الان منتطر دیدارتان در نمایشگاه هستم
    نه برای فروختن کتاب
    برای حرف زدن و ادبیات
    برای شعر…

    منتظرم…

  13. هرمان
    ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۹:۳۲ | #13

    همه چیز با یک نقطه آغاز می شه
    و با یک نقطه به پایان می رسه
    بین این دو تا نقطه یک حکایت …. داستان …. یا سرگذشت … یا بازیه ….
    که منو تو اونو می سازیم

  14. ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۲۲:۲۶ | #14

    سلام ممنونم که مرا از آپتون با خبر می کنین .
    جالبه و همیشه خواهم آمد

  15. ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۶ | #15

    دوات جور دلم را کشید و دل نبریدم
    منم که جام شرابی ندیده سر نکشیدم
    …………………………………………..
    همیشه می خوانم این بار هم…
    سلام

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵م, ۱۳۸۹ ۳:۰۱ ب.ظ:

    سپاس دوست عزیز، سپاس

  16. ۲۶ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۶:۱۶ | #16

    یا حق
    سلام
    بله . همه چیز تضاد در عین وحدته !
    بسیار خوب بود . ممنون

  17. ۲۶ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۶:۱۷ | #17

    و البته :

    وحدت در عین وحدت !

  18. مهتاب
    ۲۶ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۸:۰۷ | #18

    در نقطه پرگار ما نقطه تسلیمیم /// حکم انچه توفرمایی لطف انچه تو بنمایی …

  19. ۲۶ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۹:۳۱ | #19

    سلام.
    همین قدر که بگویم نقطه اصل وجود است کافی است برایم.

  20. ۲۶ فروردین ۱۳۸۹ در ۲۱:۱۰ | #20

    هر دایره نیز از وحدت بی نهایت نقطه شکل گرفته !که شاید هر نقطه مرکز دایره ای دیگر در جهانی موازی باشد .و نمی دانم همه اینها وهمی است در لا مکان!یا مکانی است درجهان تضاد تک قطبی ما ….

  21. فرزانه
    ۲۷ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۴:۵۷ | #21

    مجمع .

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۷م, ۱۳۸۹ ۵:۳۵ ب.ظ:

    زبانت را نمی دانم!

  22. رضا
    ۲۸ مهر ۱۳۹۰ در ۰۹:۳۰ | #22

    نقطه ِ نقطه نظر ِ همین فقط یک نظر هیچ قطعیتی وجود ندارد هرکس هروقت فکر کرد نقطه را میداند در همان لحظه نمیداند . این اتفاق درونی است نه یک اکتشاف که با عقل سرو کار داشته باشد ِ نمی دونی

  1. بدون بازتاب

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.