نوبهار

 

 

از بهاران کى شود سر سبز سنگ                        خاک شو تا گل برویى رنگ رنگ‏

سالها تو سنگ بودى دل خراش                           آزمون را یک زمانى خاک باش‏

 

نرم مرمک می رسد اینک بهار… بهترین شاد باش ها یش شادمانتان دارد.

بر آن بودم تا در باب شنیدن ؛ گفتگو را ادامه دهم اما شرایط جسمانی ام چندان مساعد نیست.
آواز نوبهار اما سخت در گوشم عاشقانه می خواند. می روم کمی دور تر، شاید تا زادگاهم.  
میروم تا باد بهار را غنیمت شمرم آنگاه که هوس دارد تا بچرخد در زیر پیراهنم.
سر انگشتانش را نخواهم راند. تسلیم اش خواهم ماند در عشق بازی.
هر روز زاده می شوم، هر روز مرا نوروز است.

دوستان دوستتان دارم
از من از او بر شما سلام

تا فرصتی دگر که فرصت گفتگو دهد، درود و بدرود.

مریمان بى‏شوى آبست از مسیح                خامشان بى‏لاف و گفتارى فصیح‏

ماه ما بى‏نطق خوش بر تافته‏ست              هر زبان نطق از فر ما یافته‏ست‏

نطق عیسى از فر مریم بود                     نطق آدم پرتو آن دم بود (مولانا)

 

غلامرضا رشیدی
اسفند ۸۸

 

 پی نوشت:
در عالم معنا، آنجا که حس حلال و لال است. شنیدن ، چشم به دیدن می گشاید. شنیدن حس برتر می شود تا راز گشوده شود که چرا سمیع قبل از بصیر می نشیند. هرگز با کلمات بازی نکرده است، هرگز!

 

 

 

 


دیدگاه‌ها

  1. پگاه اسفند ۲۷, ۱۳۸۸ at ۲:۲۹ ق.ظ

    Happy new year and God bless you

  2. آريانا اسفند ۲۷, ۱۳۸۸ at ۲:۵۱ ق.ظ

    سلام
    مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد./.زمین سرسبز و خرم شد زمان لاله زار آمد
    درختان بین که چون مستان همه گیجند و سرجنبان./.صبا برخواند افسونی که گلشن بی‌قرار آمد
    بنفشه در رکوع آمد چو سنبل در خشوع آمد./.چو نرگس چشمکش می‌زد که وقت اعتبار آمد
    چه گفت آن بید سرجنبان که از مستی سبک سر شد./.چه دید آن سرو خوش قامت که رفت و پایدار آمد
    بفرمودند گل‌ها را که بنمایید دل‌ها را./.نشاید دل نهان کردن چو جلوه یار غار آمد
    به بلبل گفت گل بنگر به سوی سوسن اخضر./.که گر چه صد زبان دارد صبور و رازدار آمد
    جوابش داد بلبل رو به کشف راز من بگرو./.که این عشقی که من دارم چو تو بی‌زینهار آمد
    چنار آورد رو در رز که ای ساجد قیامی کن./.جوابش داد کاین سجده مرا بی‌اختیار آمد
    خورد سنگ و فروناید که من آویخته شادم./.که این تشریف آویزش مرا منصوروار آمد
    که من منصورم آویزان ز شاخ دار الرحمان./.مرا دور از لب زشتان چنین بوس و کنار آمد
    هلا ختم است بر بوسه نهان کن دل چو سنبوسه./.درون سینه زن پنهان دمی که بی‌شمار آمد…مولانا
    …….
    ((هرگز با کلمات بازی نکرده است، هرگز!))
    بگو اگر راست مى‏گویید سوره‏اى مانند آن بیاورید ….سوره ای , آیه ای , کلمه ای ,حرفی , سکوتی یا فریادی, مانند او کجاست؟!!
    گفتم ای جان تو عین مایی , گفت:/.عین چه بود در این عیان که منم
    گفتم آنی , بگفت:‌های خموش./.در زبان نامده ا‌ست آن که منم
    گفتم اندر زبان چو درنامد./.اینت گویای بی‌زبان که منم..مولانا
    …….
    هر جا هستی با عشق باشی رضا جان

  3. محمد اسفند ۲۷, ۱۳۸۸ at ۸:۳۱ ق.ظ

    خویش آوند جان
    نوروزهایت مبارک
    نوشته هایت روزنه ای است بسوی………..

    مبارک باد

  4. ديوونه اسفند ۲۷, ۱۳۸۸ at ۹:۴۱ ق.ظ

    سلام.
    آرزوی سلامتی. ناراحت شدم.
    سال خوب و خوش.
    فکر کردم بچه تهرانی؟ کجا می روی به زادگاه؟
    یا علی

  5. مهتاب اسفند ۲۷, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۷ ق.ظ

    گفت که دیوانه نی ای…لایق این خانه نیای
    رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم…
    این روزهای نو روز …که روزبه روز می ایند بر ما…بر شما مبارک!…لحظه سال نو دعا کنید…یا هو

  6. عاشق تنها اسفند ۲۷, ۱۳۸۸ at ۹:۵۰ ب.ظ

    امید است همگام با رویش بهاری حالتان و حال دلتان متحول بهبودی شود

  7. عاشق تنها اسفند ۲۷, ۱۳۸۸ at ۹:۵۱ ب.ظ

    طوفان گل و جوش بهار است ببینید
    اکنون که جهان برسرکار است ببینید
    این آینه هایی که نظر خیره نمایند
    در دست کدام آینه دار است ببینید

  8. عاشق تنها اسفند ۲۷, ۱۳۸۸ at ۹:۵۳ ب.ظ

    این عکسی که قرار دادین

    منو یاد این بهارانهء خودم انداخت:

    تقدیم برای شما بزرگوار
    .
    .
    .
    از حیاط خلوت اولین فصل سال،از پشت پرچین ۳۶۵روز انتظار،قدم به کوچه می گذارد دختر بهار…

  9. مروارید عرفان اسفند ۲۸, ۱۳۸۸ at ۸:۳۵ ق.ظ

    سلامی به لطافت نسیم بهاری

    فرا رسیدن نوروز دل انگیز به تو دوست خوبم شادباش میگویم

    سالی سرشار از شادی و سسلامتی برایت صمیمانه آرزو دارم .

  10. آريانا اسفند ۲۹, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۱ ب.ظ

    آه ,آه , آه به یکبارگی یار کم ما گرفت!…/…چون دل ما تنگ دید خانه دگر جا گرفت ……………………
    …….
    بی‌بوی خوشت نیایدم خوش …/…بوی خوش هیچ نوبهاری
    بی دوست، که را خوش آید آخر…/…بوی گل و رنگ لاله زاری؟
    …….
    کجایی؟ای ز جان خوشتر ، شبت خوش باد ، من رفتم../…بیا در من خوشی بنگر، شبت خوش باد من رفتم
    نگارا، بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینی…/..ز من دلخسته یاد آور، شبت خوش باد من رفتم
    ز من چون مهر بگسستی، خوشی در خانه بنشستی../….مرا بگذاشتی بر در، شبت خوش باد من رفتم
    تو با عیش و طرب خوش باش، من با ناله و زاری…/…مرا کان نیست این بهتر، شبت خوش باد من رفتم
    مرا چون روزگار بد ز وصل تو جدا افکند…/…بماندم عاجز و مضطر، شبت خوش باد من رفتم
    بماندم واله و حیران میان خاک و خون غلتان…/…دو لب خشک و دو دیده تر ، شبت خوش باد من رفتم
    منم امروز بیچاره، ز خان و مانم آواره…/…نه دل در دست و نه دلبر، شبت خوش باد من رفتم
    مرا گویی که: ای عاشق، نه ای وصل مرا لایق…/…تو را چون نیستم در خور، شبت خوش باد من رفتم
    همی گفتم که: ناگاهی، بمیرم در غم عشقت…/…نکردی گفت من باور، شبت خوش باد من رفتم
    عراقی می‌سپارد جان و می‌گوید ز درد دل:../…کجایی؟ای ز جان خوشتر ، شبت خوش باد من رفتم

    فخرالدین عراقی (روحش شاد)

  11. مطرب دل اسفند ۲۹, ۱۳۸۸ at ۶:۳۷ ب.ظ

    بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن
    به شادی رخ گل بیخ غم ز دل برکن

    رسید باد صبا غنچه در هواداری
    ز خود برون شد و بر خود درید پیراهن

    طریق صدق بیاموز از آب صافی دل
    به راستی طلب آزادگی ز سرو چمن

    ز دستبرد صبا گرد گل کلاله نگر
    شکنج گیسوی سنبل ببین به روی سمن

    عروس غنچه رسید از حرم به طالع سعد
    به عینه دل و دین می‌برد به وجه حسن

    صفیر بلبل شوریده و نفیر هزار
    برای وصل گل آمد برون ز بیت حزن

    حدیث صحبت خوبان و جام باده بگو
    به قول حافظ و فتوی پیر صاحب فن

    عید شما مبارک، سالی‌ پر از خیر، برکت و محبت داشته باشین

    یا حق

  12. تنها فروردین ۲, ۱۳۸۹ at ۱:۲۳ ق.ظ

    بابت غلط املایی ها شرمنده…من خسته ام….راستی عیدتون مبارک

  13. فقير خاكسار فروردین ۲, ۱۳۸۹ at ۹:۳۴ ب.ظ

    پروردگارا !

    در هر کرانه‏ی این جهان پرشکوه
    زمزمه‏ی نام توست
    و هر که و هر چه ، نشانی از تو دارد ، از تو می‏گوید و به تو راه می‏نماید

    زیبایی های عالم وام دار جمال تو
    و خوبی های آن روایتگر کمال تو
    و عظمت های آن پرتوهایی از شکوهمندی و جلال تواند

    خدایا!

    اگر تو صاحب این خوبی ها و کمالات نبودی ، چگونه می توانستی این گونه به دیگران خوبی و کمال ببخشی

    با تبریک فرا رسیدن سال نو[گل][گل]

  14. FARSHID فروردین ۳, ۱۳۸۹ at ۱۲:۱۷ ب.ظ

    سلام دوست من.من شما رو لینک کردم.لطفا شما هم منو به اسم (یاران بهشت) لینک کنید.

  15. عاشق تنها فروردین ۱۰, ۱۳۸۹ at ۳:۴۰ ب.ظ

    وقتی با درخت بودم
    پرنده می گفت
    درخت را باید با رنگ سبز نوشت
    تا من آرزوی پرواز کنم
    من درخت را فقط با مداد زرد می توانستم بنویسم
    تنها مدادی که داشتم
    و پرنده در زردی
    واژه ی درخت را پاییزی می دید
    و قهر می کرد

  16. روح موروثي فروردین ۱۰, ۱۳۸۹ at ۸:۱۵ ب.ظ

    تجلی الهی با جمال الهی که آمیخته شد، در دنیا می شود «بهار»، و در آخرت می شود «بهشت». این بهشت و این بهار یک جمال صُوری و ظاهری است که بیانگر جمال ملکوتی خدای سبحان است.(عبدالله جوادی آملی)
    تبریک

  17. رضا فروردین ۱۳, ۱۳۸۹ at ۱۰:۱۹ ب.ظ

    سلام
    به این امید که دلی در زادگاه صفا داده باشی و کسالت بر طرف شده است.
    نبود تو محله را سوت و کور کرده بود.
    رشیدی جان، در مورد انجمن در وبلاگم سوال نموده بودی. راستش خودم زیاد مایل نیستم و به دلم نمی نشیند.
    ولی در این شهر ما بسیارند که در خواست چنین کاری را می کنند. گاه خودم را مجبور می بینم.
    حق یارت

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.