تنها

گفتم دوری می کنی از من، رها می کنی مرا در تنهایی!
گفت طریق معرفت طریق تنهایی ست!

گفتم دست یار با جمع است و جمعیت یکدل گویی در نمازند به جماعت!
گفت در نماز جماعت جمع رو به اویند او رو به جمعیت!

گفتم پس حکایت تنهایی چیست؟
گفت نزدیکتر از حبل الورید، چنان به تو نزدیک است که در مقایسه، هر جمع نزدیکی، دور می نماید. نزدیکترین دوستان و یاران در مقایسه ی این نزدیکی چه بسیار دورند از تو!!

همیشه تنهایی در خلوت معشوق!
سخت تنهایی! اگر میان هزاران هزار به نماز باشی باز این خلوت توست با معشوق!
می کِشد و می کِشی، می کشی و می کِشد!

تنهایی چنان که کسی نیست تا بیاموزی از او شیوه های دلبرانه را! هر چه هست شیوه ی دلبرانه اوست!
تنهایی چنان که کسی نیست تا با او بگویی از شیوه ی دلبرانه دوست! فرصت گفتن نمی یابی حتی! سرّ عاشقی چنین است که نگفته مانده تا کنون!
اسرار دلبرانه از این روست که در راز و رمز است!
دلبریهای بی بدیل دلبرانه همواره در پس پرده است!

گفتم مردد شدم میان تنهایی و جمع!!
گفت شوق تنهایی ما کجا و شوکت و معشوق کجا!؟ در کشاکش کشیدن و کشیده شدن، لحظه ای نمی گذرد که هرچه هست در تو، نثار می شود، هیچ ات می کند به اشتیاق و شوق نثار، نیست می شوی در تنهایی خویش در خلوت معشوق!! می شوی سراپا شوق، سراپا اشتیاق، سرا پا معشوق!

در جمعی اگر باشی شاهد و مشهود بزم آنها یکی ست!  معشوق شان یکی ست، بی آنکه رقیب هم باشند!
پاکانی! اند پاکباخته، خویشتن خویش به پای معشوق انداخته، به تنهایی خویش ساخته و تا مرز جنون تاخته!
تنهایانی که در تنهایی خویش چنان دیوانه معشوق شده اند، که خود شده اند معشوق، نه در آنها پایی مانده به رفتن، نه تنی مانده به ماندن، هیچ ِ هیچ شده اند درتنهایی خویش، در خلوت معشوقی تنها!

گفتم مرا ببر به بزم تنهایی این جماعت!
گفت تنها باید رفت!!
گفتم چگونه!؟
گفت به جماعت شو!!
گفتم چگونه!؟
گفت در تنهایی خویش!!
گفتم هیچ در وادی تنهایی بوده ای؟
گفت بوده ام در وادی تنهایی، "بوده ام" واژه ای واژگونه است! نبودم! هیچ چیز نبود آنجا تا به آن بسنجم، بگویم، بازگو کنم، به کلمه نشد که فرصت دهم تا منعقد شود. باز آمده ام بی آنکه حتی کلمه ای هدیه آورده باشم. چیزی دیگر است آنجا! چیزی دیگری آنجا! کلامی اگر فرصت بیان بیاید دیگر آنجا نیستی! اینجایی! اینجا!
گفتم چرا چنین است؟
گفت واژه در وادی تنهایی، عمل است، کلمه نیست، حروف نیست، هرچه هست آنجا عمل است، حرف نیست، شدن است، گفتن نیست، گفتنی نیست! با تو از ناگفته های نگفته چگونه بگویم!؟

گفتم دیوانه میکنی مرا، رهایم میکنی در تنهایی!!
گفت طریق معرفت طریق تنهایی ست!

غلامرضا رشیدی
بهمن ۸۹

دیدگاه‌ها

  1. Pegah بهمن ۲۴, ۱۳۸۹ at ۸:۱۱ ب.ظ

    رها شدم در تنهائی من هم.

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۸۹ ۸:۲۲ ب.ظ:

    دلا خو کن به تنهایی
    که از تنها بلا خیزد!

  2. آریانا بهمن ۲۵, ۱۳۸۹ at ۱۲:۱۶ ق.ظ

    چو بر این خلق می‌تنم مثل آب و روغنم ….. ز برونیم متصل به درونه ز هم جدا

  3. مهتاب بهمن ۲۵, ۱۳۸۹ at ۱۲:۱۳ ب.ظ

    گفت :طریق معرفت طریق تنهایی ست.
    گفتم : الهی و ربی من لی غیرک!

  4. مهتاب بهمن ۲۵, ۱۳۸۹ at ۱۲:۱۵ ب.ظ

    گفت : معشوق شان یکی ست، بی آنکه رقیب هم باشند
    گفتم: والسابقون السابقون..اولئک المقربون…راه یکی ست..طریقت یکی…معشقوق یکی..اما یکی عاشق تر به معشوق…

  5. مهتاب بهمن ۲۵, ۱۳۸۹ at ۱۲:۱۸ ب.ظ

    عکستان یاد نیملن می اندازد مرا….اما دورش تاریکی ست و همه به سمت نور….نور طریق شریعت است…و ما از نور جز درک ناچیزی ..چیزی نمیدانیم…به حرفتان خیره ام هنوز….و هنوز در ظلمات وجود غرق در ادراک نورم..
    کاش مینوشتید از ازاین طریق نیز هم…از نور زمین و اسمان ها..از این سراج روشنایی….از نور…!

  6. پارسا بهمن ۲۵, ۱۳۸۹ at ۱:۵۳ ب.ظ

    عمو رضا دمت گرم بابا کلی حال کردم با این معنی عمیق از عدم . خیلی زیبا بود با افتخار بوداما مجازی از نیستی بود نیستی بود

  7. zohreh بهمن ۲۶, ۱۳۸۹ at ۹:۰۵ ق.ظ

    ممنون از لطفتان برای آگاهی بیشتر من.
    با نظر مهتاب خانم کاملا موافقمدر مورد درجات مقربان.

  8. الهام بهمن ۲۶, ۱۳۸۹ at ۵:۰۱ ب.ظ

    با سلام …. باز هم زیبا گفت و زیباتر شنید
    گفت طریق معرفت طریق تنهایی ست!
    واقعا کلامیست که تمام معنا را میتوان در آن یافت
    حق یاور همیشگیتان باد

  9. اسماعيلي بهمن ۲۹, ۱۳۸۹ at ۱۱:۳۱ ق.ظ

    بسیار عالی بود. با اجازه لینک شدید. و مطلبتان را به طور کامل در وبلاگم گذاشتم. بسیار زیباتر از نوشته های بی فایده من بود به این خاطر این هفته از گفت و شنیده های شما استفاده کردم. گفت طریق معرفت طریق تنهایی است!
    بر من منت بگذارید و سری بزنید ممنون می شوم.

  10. نوشینه بهمن ۲۹, ۱۳۸۹ at ۱۱:۳۵ ب.ظ

    الهی و ربی من لی غیرک

  11. مرجان اسفند ۱, ۱۳۸۹ at ۱۰:۲۱ ق.ظ

    دیوانه میکنی مرا، رهایم میکنی در تنهایی!!…

  12. مطرب دل‌ اسفند ۲, ۱۳۸۹ at ۸:۳۸ ق.ظ

    امروز نوری به جهان وارد شد از جنس خدا، میلادش مبارک

    یا حق

  13. سیاوشا24 اسفند ۲, ۱۳۸۹ at ۴:۱۱ ب.ظ

    درود بر شما.
    من زیاد نمیتونم مثل بقیه خوب حرف بزنم.فقط دلم خواست بهتون بگم فوق العاده بود.
    کارتون رو تحسین میکنم.احساس میکنم انسان جالبی هستید.از اینکه با شما و اینجا اشنا شدم خوشحالم.

    ای اهل صفا که در جهان گردانید / از بهر بتی چرا چنین حیرانید
    او را که شما در این جهان جویانید / در خود چو بجویی شما خود انید

    شاد و موفق باشید.

  14. اتوپیا اسفند ۴, ۱۳۸۹ at ۱۲:۳۲ ق.ظ

    نننتنهایانی که در تنهایی خویش چنان دیوانه معشوق شده اند، که خود شده اند معشوق، نه در آنها پایی مانده به رفتن، نه تنی مانده به ماندن، هیچ ِ هیچ شده اند درتنهایی خویش، در خلوت معشوقی تنها!
    این جمله خیلی به دلم نشست
    ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز, کان سوخته را جان شد و آواز نیامد. این مدعیان در
    طلبش بی خبرانند, کانرا که خبر شد خبری باز نیامد …
    مثه همیشه زیبا می نویسی

  15. فاطمه اسفند ۶, ۱۳۸۹ at ۸:۱۳ ق.ظ

    باز آمده ام بی آنکه حتی کلمه ای هدیه آورده باشم. چیزی دیگر است آنجا! چیزی دیگری آنجا! کلامی اگر فرصت بیان بیاید دیگر آنجا نیستی! اینجایی! اینجا!
    عالی بود…

  16. دردانه اسفند ۱۰, ۱۳۸۹ at ۱۲:۰۴ ب.ظ

    سلام و درود ….نوشته بی نهایت گیرایی بود ….عمق اندیشه در تنهایی میان خود و خالق تاثیر بی نهایتب بر روی زندگی و به کار گرفتن مثبت نیروی درونی داره …..به نوعی باعث نظم و آرامش درونی و شناخت بی واسطه الهی میشه ….س÷اس از مطلب تان ….مانا باشید

  17. طهورا اسفند ۱۰, ۱۳۸۹ at ۱۲:۴۰ ب.ظ

    کی شعرتر انگیزد خاطر که حزین باشد
    یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

  18. اتوپیا اسفند ۱۱, ۱۳۸۹ at ۷:۰۶ ق.ظ

    سلام
    دوست عزیز
    خوبی ؟

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اسفند ۱۱ام, ۱۳۸۹ ۹:۱۶ ق.ظ:

    ممنون دوست من.
    خوبم شکر

  19. حكايه اسفند ۱۱, ۱۳۸۹ at ۷:۰۶ ق.ظ

    تنهایی هم عالمی دارد.

  20. ماری اسفند ۱۱, ۱۳۸۹ at ۹:۱۵ ق.ظ

    سلام
    همیشه مطالبتون رو از ایمیل ها دنبال میکنم اما حالا با اجازه لینکتون میکنم
    موافق باشید

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اسفند ۱۱ام, ۱۳۸۹ ۹:۱۷ ق.ظ:

    سپاس

  21. محمد اسفند ۱۴, ۱۳۸۹ at ۱۱:۲۴ ب.ظ

    سلام ..واقعا خوندنی وجالب مینویسین..با اجازتون لینکتون رو گذاشتم تو وبم

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اسفند ۱۵ام, ۱۳۸۹ ۹:۱۴ ق.ظ:

    سپاس زیبایی در شماست از بابت لینک متشکرم

  22. ديده بان اسفند ۲۸, ۱۳۸۹ at ۱۱:۰۰ ب.ظ

    راه سعادت
    یکی اینکه در نفس خوش بین مباش
    دگر اینــــــکه در غیر بد بین مباش

  23. س.م.ع فروردین ۱۰, ۱۳۹۰ at ۲:۱۸ ب.ظ

    با سلام… لذت بردم . موفق باشید

  24. رضا فروردین ۱۳, ۱۳۹۰ at ۶:۵۶ ب.ظ

    رشیدی عزیز سلام،
    مرا عفو کن که دیر بهت سرزده تا سال نو را در وبلاگت به خودت، خانواده ات و سایر دوستانت تبریک بگویم. مدتی در مسافرت بودم و از طرفی کارهای انجمنی سخت مرا با خود برده است و کمی از یاران غافل شدم.
    سالی سرشار از شادی، شیدایی، سلامتی و عشق برایت آرزو می کنم.
    مطمئن باش که همواره به یادت هستم و سر به نوشته هایت می زنم.

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.