دیدگاه‌ها

  1. مهتاب مرداد ۱۵, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۵ ق.ظ

    و هرگز چشمان خودرا به نعمت های مادی، که به گروه هایی از آنان داده ایم میفکن، اینها شکوفه های زندگی دنیاست ..تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پرودگارت بهترو پایدارتراست!..طه!

    این حس سردرگمی دیوانه نیلمن رو کم و بیش داشتم…..

    مواجه شده ام با دنیای که توهمات است…توهمات من…در برابر موهمات

    انسانی…توهمات خدا در برابر ذهن من…و کن فیکون…بگو موجود باش…و هنوز نگفته موجود می شوم
    بخوانید مرا اما اجابت اگر…اگر را تبصره کرده اند..اگر صلاح بود…و من هنوز صلاح را نمیدانم…خدا نیازی به من ندارد…پس من صبح و شب…میخوانمش برای نیاز خودم.. خدا در ذهن من تشکیل می شود…خدا را من ساختم یا خدا من را…؟!

    ———
    انگار تموم دنیا رو یه مه گرفته و یا باید در بین مه باشیم یا دور از مه…
    میرسیم به جمله نوشته قبلیتون…ایمان بیاورید آیمان آورندگان!
    ممنونم….

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.