بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘فارسی و انگلیسی’

Beloved

۷ آبان ۱۳۸۸ ۴ دیدگاه

Pilgrims on the way! where are you?
Here is the beloved, here!
Your beloved lives next door
wall to wall
why do you wander
round and round the desert?

If you look into the face of Love
and not just at its superficial form
You yourselves become the house of God
and are its lords

Ten times
you trod the trek unto that house
For once
come into this house
climb onto this roof
That sweet house of sanctity –
you have described its features in detail
But give me now some indication
of the features of its Lord
If you have seen that garden,
where is your bouquet of souvenirs?
If you are from God’s sea,
where is your mother of pearl soul?

And yet, may all your troubles
bring you treasure
What pity that your treasure
lies buried in your selves.

– Translation by Franklin D. Lewis
“Rumi — Past and Present, East and West”
Oneworld Publications, Oxford, 2000

ای قوم به حج رفـتـه کـجـایید کجایید            مــعـشـوق هـمـیـنجـــاســـت بیایید بیایید

معشـوق تـو همسایه دیوار به دیـوار            در بادیه سرگشــتــه شـما در چـه هوایید

گر صـورت بی صـورت معشوق ببینید            هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بـــر آن خانه برفــتـیـد            یک بار ازیــن خــانه بــریــن بــام برآیــیـــد

آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتــید           از خواجه آن خانه نشانــی بــنـــمــایــیـــد

یک دسته ی گل کو اگر آن باغ بدیدید           یک گوهر جان کو اگــر از بـــحـر خــدایــیـد

با این همه آن رنج شما گنج شما باد           افسوس که بر گنج شـــمــا پــرده شمایید

                                                                                                                             مولانا

Print Friendly

بی شرح

۳ بهمن ۱۳۸۷ بدون دیدگاه

…استغراق آن باشد که او در میان نباشد او را جهد نماند و فعل و حرکت نماند.هر فعلی که از او آید، آن فعل او نباشد، فعل آب باشد.اگر هنوز در آب دست و پای می زند او را غریق نگویند. یا بانگی می زند که ” آه غرق شدم” این را نیز استغراق نگویند. آخر این “انا الحق” گفتن مردم می پندارند که دعوی بزرگی است.

“انا الحق” عظیم تواضع است زیرا اینکه میگوید من عبد خدایم دو هستی اثبات می کند یکی خود را و یکی خدا را. اما انکه “انا الحق” میگوید خود را عدم کرد، به باد داد.یعنی من نیستم، همه اوست، جز خدا را هستی نیست…. غرق آب آن است که در وی هیچ جنبشی و فعلی نماند، اما جنبشهای او جنبش آب باشد.

 

فیه ما فیه (مولانا)

 

از عالم معنی الفی بیرون تاخت که: هر که آن الف فهم کرد همه را فهم کرد و هر که این الف را فهم  نکرد هیچ فهم نکرد. “طالبان چون بید میلرزند از برای فهم آن الف” اما برای طالبان سخن دراز کردند شرح حجاب ها را که: هفتصد حجاب است از نور و هفتصد حجاب است از ظلمت، به حقیقت رهبری نکردند. رهزنی کردند بر قومی ایشان را نومید کردند که: ” ما این حجابها را کی بگذریم”

همه حجابها یک حجاب است.جز ان یکی حجابی نیست.آن حجاب این وجود است.

شمس تبریزی

 

 

 

 

From the world of meaning an alif charged out.” Anyone who understands this alif has understood everything, and anyone who does not understand this alif has understood nothing.”

The seekers are shaking like willow trees in trying to understand this alif.

They have talked at length to the seeker about those veils:” There are seven hundred veils of light and seven hundred veils of darkness.” In reality, they have not led them on highway. Rather , they have been highwayman. They drove them to despair: “How can we pass all these veils?”

All the veils are one veil. Other than that one., there is no veil. That veil is the existence.

 

Shams-i Tabrizi

*Alif: First letter of alphabet

 

Print Friendly