<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای در امتداد عطر گیسوان تو ...</title>
	<atom:link href="http://iranjoy.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://iranjoy.com</link>
	<description>با ادبیات عرفانی و عرفان اسلامی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 19 May 2012 20:06:06 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=</generator>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای حکم با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%ad%da%a9%d9%85/comment-page-1/#comment-2504</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1375#comment-2504</guid>
		<description>ابری که جمله کفر بارد
از تهمت کافری بری باد..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ابری که جمله کفر بارد<br />
از تهمت کافری بری باد..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای حکم با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%ad%da%a9%d9%85/comment-page-1/#comment-2503</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1375#comment-2503</guid>
		<description>سلام

کجایی آریانا!؟

دلتنگت هستم...فرصتی شد در تماس باش...

درود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>کجایی آریانا!؟</p>
<p>دلتنگت هستم&#8230;فرصتی شد در تماس باش&#8230;</p>
<p>درود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای حکم با آریانا</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%ad%da%a9%d9%85/comment-page-1/#comment-2502</link>
		<dc:creator>آریانا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1375#comment-2502</guid>
		<description>دروود رضای عزیز..مثل همیشه ظاهر و باطن زیبا و دلنشین.
عجبا نماز مستان تو بگو درست هست آن / که نداند او زمانی نشناسد او مکانی
عجبا دو رکعت است این عجبا که هشتمین است / عجبا چه سوره خواندم چو نداشتم زبانی
در حق چگونه کوبم که نه دست ماند و نه دل  / دل و دست چون تو بردی بده ای خدا امانی
به خدا خبر ندارم چو نماز می‌گزارم / که تمام شد رکوعی که امام شد فلانی
پس از این چو سایه باشم پس و پیش هر امامی / که بکاهم و فزایم ز حراک سایه بانی
به رکوع سایه منگر به قیام سایه منگر / مطلب ز سایه قصدی مطلب ز سایه جانی
ز حساب رست سایه که به جان غیر جنبد / که همی‌زند دو دستک که کجاست سایه دانی
چو شه است سایه بانم چو روان شود روانم / چو نشیند او نشستم به کرانه دکانی
چو مرا نماند مایه منم و حدیث سایه / چه کند دهان سایه تبعیت دهانی
نکنی خمش برادر چو پری ز آب و آذر / ز سبو همان تلابد که در او کنند یا نی ...مولانا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دروود رضای عزیز..مثل همیشه ظاهر و باطن زیبا و دلنشین.<br />
عجبا نماز مستان تو بگو درست هست آن / که نداند او زمانی نشناسد او مکانی<br />
عجبا دو رکعت است این عجبا که هشتمین است / عجبا چه سوره خواندم چو نداشتم زبانی<br />
در حق چگونه کوبم که نه دست ماند و نه دل  / دل و دست چون تو بردی بده ای خدا امانی<br />
به خدا خبر ندارم چو نماز می‌گزارم / که تمام شد رکوعی که امام شد فلانی<br />
پس از این چو سایه باشم پس و پیش هر امامی / که بکاهم و فزایم ز حراک سایه بانی<br />
به رکوع سایه منگر به قیام سایه منگر / مطلب ز سایه قصدی مطلب ز سایه جانی<br />
ز حساب رست سایه که به جان غیر جنبد / که همی‌زند دو دستک که کجاست سایه دانی<br />
چو شه است سایه بانم چو روان شود روانم / چو نشیند او نشستم به کرانه دکانی<br />
چو مرا نماند مایه منم و حدیث سایه / چه کند دهان سایه تبعیت دهانی<br />
نکنی خمش برادر چو پری ز آب و آذر / ز سبو همان تلابد که در او کنند یا نی &#8230;مولانا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای حکم با Maryam Vahdat</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%ad%da%a9%d9%85/comment-page-1/#comment-2501</link>
		<dc:creator>Maryam Vahdat</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1375#comment-2501</guid>
		<description>اول قدمی که عشق دارد
ابریست که جمله کفر بارد

منصور نه مرد سرسری بود
از تهمت کافری بری بود

چون نکته اصل گفت با فرع
ببرید سرش سیاست شرع

در عشق نه شک و نه یقین است
نه چون و چرا و کفر و دین است

آنانکه ز جام عشق مستند
حق را ز برای خود پرستند

چون در نظر تو ما و من نیست
او باشد و او دگر سخن نیست

سر بر قدم و قدم بسر نه
وانگه قدم از قدم بدر نه

بی نام نشان شو و نشان کن
بی کام و بیان شو وبیان کن

تو جام جهان نمای خویشی
از هر چه قیاس تست پیشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اول قدمی که عشق دارد<br />
ابریست که جمله کفر بارد</p>
<p>منصور نه مرد سرسری بود<br />
از تهمت کافری بری بود</p>
<p>چون نکته اصل گفت با فرع<br />
ببرید سرش سیاست شرع</p>
<p>در عشق نه شک و نه یقین است<br />
نه چون و چرا و کفر و دین است</p>
<p>آنانکه ز جام عشق مستند<br />
حق را ز برای خود پرستند</p>
<p>چون در نظر تو ما و من نیست<br />
او باشد و او دگر سخن نیست</p>
<p>سر بر قدم و قدم بسر نه<br />
وانگه قدم از قدم بدر نه</p>
<p>بی نام نشان شو و نشان کن<br />
بی کام و بیان شو وبیان کن</p>
<p>تو جام جهان نمای خویشی<br />
از هر چه قیاس تست پیشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای حکم با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%ad%da%a9%d9%85/comment-page-1/#comment-2500</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1375#comment-2500</guid>
		<description>سلام
حرفهایی هست که خوشایند گوش هاست و حرفهایی هست که خوشایند دلها...خوشا   دلهایی که گوشهای شنوا دارند...
با تو سخنان بی زبان خواهم گفت از جملهء گوش ها ، نهان ، خواهم گفت جز گوش تو نشنود حدیث من کس، هر چند میان مردمان خواهم گفت...

درود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
حرفهایی هست که خوشایند گوش هاست و حرفهایی هست که خوشایند دلها&#8230;خوشا   دلهایی که گوشهای شنوا دارند&#8230;<br />
با تو سخنان بی زبان خواهم گفت از جملهء گوش ها ، نهان ، خواهم گفت جز گوش تو نشنود حدیث من کس، هر چند میان مردمان خواهم گفت&#8230;</p>
<p>درود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای حکم با طهورا</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%ad%da%a9%d9%85/comment-page-1/#comment-2499</link>
		<dc:creator>طهورا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1375#comment-2499</guid>
		<description>سلام درود بر او که نامش از حمد و احمد و محمود و محمد است.
سلام
جملاتتون می خونم با اینکه خیل نمی تونم درک درک کنم ولی نمی دونم چرا هر بار می خونم اشکام سرازیر می شه انگار حرفهای که به شدت دلنشین حتی اگه درک شمارو بهشون نداشته باشم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام درود بر او که نامش از حمد و احمد و محمود و محمد است.<br />
سلام<br />
جملاتتون می خونم با اینکه خیل نمی تونم درک درک کنم ولی نمی دونم چرا هر بار می خونم اشکام سرازیر می شه انگار حرفهای که به شدت دلنشین حتی اگه درک شمارو بهشون نداشته باشم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای بیمار با Maryam Vahdat</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1/comment-page-1/#comment-2498</link>
		<dc:creator>Maryam Vahdat</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1011#comment-2498</guid>
		<description>محفلی بوده است ...با بیمار و درمانگر و نوا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>محفلی بوده است &#8230;با بیمار و درمانگر و نوا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای بیمار با Maryam Vahdat</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1/comment-page-1/#comment-2497</link>
		<dc:creator>Maryam Vahdat</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1011#comment-2497</guid>
		<description>زبان زرین ....

می گویند گاهی نجوا میکنی 
گاه خوش آوازی 
گاه هیچ نمی گویی 
می گویند که سخت زیبائی ، که  نه شاعری نه عاشق 
خود شعری، خود عشق</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زبان زرین &#8230;.</p>
<p>می گویند گاهی نجوا میکنی<br />
گاه خوش آوازی<br />
گاه هیچ نمی گویی<br />
می گویند که سخت زیبائی ، که  نه شاعری نه عاشق<br />
خود شعری، خود عشق</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای حکایت بایزید با محمد مبینی</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%ad%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%b2%db%8c%d8%af/comment-page-1/#comment-2496</link>
		<dc:creator>محمد مبینی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=94#comment-2496</guid>
		<description>به نام خدا. سلام. جسارتاً اسم مولانا در صدر یا ذیل شعر ذکر میشد بهتر بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نام خدا. سلام. جسارتاً اسم مولانا در صدر یا ذیل شعر ذکر میشد بهتر بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2495</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2495</guid>
		<description>خدایا به دل های ما فرصت گمراهی مده پس از آنکه هدایت کردی ما را...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خدایا به دل های ما فرصت گمراهی مده پس از آنکه هدایت کردی ما را&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2494</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2494</guid>
		<description>در یادم به دعا ختم می شوید.
التماس دعا.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در یادم به دعا ختم می شوید.<br />
التماس دعا.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با محمد</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2493</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2493</guid>
		<description>انقدر از مولانا نقل شد تا تصمیم گرفتم شروع کنم به خواندن مثنوی اما فای صوتی ان.ولذتی است .سزای نیک شما با خدا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>انقدر از مولانا نقل شد تا تصمیم گرفتم شروع کنم به خواندن مثنوی اما فای صوتی ان.ولذتی است .سزای نیک شما با خدا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با مریم</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2492</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2492</guid>
		<description>خوشا آنانکه الله یارشان بی 
 بحمد و قل هو الله کارشان بی 
خوشا آنانکه دایم در نمازند 
 بهشت جاودان بازارشان بی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوشا آنانکه الله یارشان بی<br />
 بحمد و قل هو الله کارشان بی<br />
خوشا آنانکه دایم در نمازند<br />
 بهشت جاودان بازارشان بی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با مریم</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2491</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2491</guid>
		<description>من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب
گوشمالی دیدم ازهجران که اینم پندبس
عشرت شبگیرمی نوش کاندرراه عشق
شبروان راآشناییهاست بامیرعسس
عشقبازی کاربازی نیست ای دل سربباز
زانکه گوی عشق نتوان زدبه چوگان هوس
دل به رغبت میسپاردجان به چشم مست یار
گرچه هشیاران ندادند اختیارخودبه کس</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب<br />
گوشمالی دیدم ازهجران که اینم پندبس<br />
عشرت شبگیرمی نوش کاندرراه عشق<br />
شبروان راآشناییهاست بامیرعسس<br />
عشقبازی کاربازی نیست ای دل سربباز<br />
زانکه گوی عشق نتوان زدبه چوگان هوس<br />
دل به رغبت میسپاردجان به چشم مست یار<br />
گرچه هشیاران ندادند اختیارخودبه کس</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با باران</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2488</link>
		<dc:creator>باران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2488</guid>
		<description>کاش تصویرت در من تقدیر شود...تعبیر شوم به نور به پروانه ...من عاشق پروازم...تشنه ی دلهره ی اوج بر موج...دیوانه ام...دیوانه ی دیداری که نمی دانم چیست...بیقرارم...که می دانم دانستنش آغاز ندانستن است...که می دانم دانستنش ممکن نیست...نا ممکنی ست تا تهی شوم از خویشتن...در من تهی شده از من تصویر می شوی...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاش تصویرت در من تقدیر شود&#8230;تعبیر شوم به نور به پروانه &#8230;من عاشق پروازم&#8230;تشنه ی دلهره ی اوج بر موج&#8230;دیوانه ام&#8230;دیوانه ی دیداری که نمی دانم چیست&#8230;بیقرارم&#8230;که می دانم دانستنش آغاز ندانستن است&#8230;که می دانم دانستنش ممکن نیست&#8230;نا ممکنی ست تا تهی شوم از خویشتن&#8230;در من تهی شده از من تصویر می شوی&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با باران</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2487</link>
		<dc:creator>باران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2487</guid>
		<description>بارانم...ساقط شده از ابر...درگیر زنجیر زمین...تا به تب افتم...به تاب...تا ندا آید ارجع الی ربک...الی آنکه پروازت پر از او باید. بارانم...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بارانم&#8230;ساقط شده از ابر&#8230;درگیر زنجیر زمین&#8230;تا به تب افتم&#8230;به تاب&#8230;تا ندا آید ارجع الی ربک&#8230;الی آنکه پروازت پر از او باید. بارانم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2486</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2486</guid>
		<description>چه کنیم در این بیابان غربت خدا. سکوت است و تنهایی. ما را به حجابهایی تو در تو گرفتار کرده ای. از خود نیز پوشیده ایم.
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد /  صیاد رفته باشد در دام مانده باشد
گاهی ، آخر به نگاهی...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چه کنیم در این بیابان غربت خدا. سکوت است و تنهایی. ما را به حجابهایی تو در تو گرفتار کرده ای. از خود نیز پوشیده ایم.<br />
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد /  صیاد رفته باشد در دام مانده باشد<br />
گاهی ، آخر به نگاهی&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای آوازحقیقت با Maryam Vahdat</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%aa/comment-page-1/#comment-2484</link>
		<dc:creator>Maryam Vahdat</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=908#comment-2484</guid>
		<description>روزی من زبان گل ها را می دانستم ،
روزی هر آنچه را که کرم ابریشم می گفت ، می فهمیدم
روزی من پنهانی به پُر حرفی ِ سارها می خندیدم ،
و در بستر خود
به گفت و گو با پروانه ها می نشستم
روزی من همه ی پرسش های زنجره ها را می شنیدم
و پاسخ می گفتم 
روزی من زبان گل ها را می دانستم ...

چگونه بود آن زبان ؟ چگونه بود؟ 
نمی شنوم نمی شنوم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>روزی من زبان گل ها را می دانستم ،<br />
روزی هر آنچه را که کرم ابریشم می گفت ، می فهمیدم<br />
روزی من پنهانی به پُر حرفی ِ سارها می خندیدم ،<br />
و در بستر خود<br />
به گفت و گو با پروانه ها می نشستم<br />
روزی من همه ی پرسش های زنجره ها را می شنیدم<br />
و پاسخ می گفتم<br />
روزی من زبان گل ها را می دانستم &#8230;</p>
<p>چگونه بود آن زبان ؟ چگونه بود؟<br />
نمی شنوم نمی شنوم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2480</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2480</guid>
		<description>گفتم که عطش میکشدم در تب صحرا

گفتا که مجوی آب و عطش باش سراپا

 
گفتم که نشانم بده گر چشمه ای آنجاست

گفتا چو شدی تشنه ترین قلب تو دریاست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گفتم که عطش میکشدم در تب صحرا</p>
<p>گفتا که مجوی آب و عطش باش سراپا</p>
<p>گفتم که نشانم بده گر چشمه ای آنجاست</p>
<p>گفتا چو شدی تشنه ترین قلب تو دریاست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با مرضیه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2479</link>
		<dc:creator>مرضیه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2479</guid>
		<description>مفسر،بسم الله بگو
جوینده ام...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مفسر،بسم الله بگو<br />
جوینده ام&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2478</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2478</guid>
		<description>درود...
انسان در جستجوی معنا و آب هم در جستجوی تشنه است...
معنا درون آدمی ست... در کلمات روح تجلی نهفته است...
رحمت بی حد الهی نثار روح علامه طباطبایی و همه اولیای الهی...
درود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود&#8230;<br />
انسان در جستجوی معنا و آب هم در جستجوی تشنه است&#8230;<br />
معنا درون آدمی ست&#8230; در کلمات روح تجلی نهفته است&#8230;<br />
رحمت بی حد الهی نثار روح علامه طباطبایی و همه اولیای الهی&#8230;<br />
درود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با شیفته</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2476</link>
		<dc:creator>شیفته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2476</guid>
		<description>جناب رشیدی از کلمات خسته ام .نمی دانم چرا کلمات بجای اینکه بارم را سبک کنند بر سنگینی می افزایند !
بیان آنچه که مثلی برایش نیست به کمک کلمات هنری است بس عظیم که الحمدلله جنابعالی از آن بهره مندید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جناب رشیدی از کلمات خسته ام .نمی دانم چرا کلمات بجای اینکه بارم را سبک کنند بر سنگینی می افزایند !<br />
بیان آنچه که مثلی برایش نیست به کمک کلمات هنری است بس عظیم که الحمدلله جنابعالی از آن بهره مندید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با شیفته</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2475</link>
		<dc:creator>شیفته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2475</guid>
		<description>عرض سلام و ادب
آنزمان که کمتر می دانستم با خواندن نوشته های جنابعالی حس می کردم می فهمم آنچه می گویید .در ذهن ناشسته ی خود تعبیری داشتم که به درد خودم می خورد .ولی امروز که درکی دارم بیش از گذشته ،در می یابم که دستیابی به آنچه یافته اید چقدر دور و در عین حال چقدر نزدیک است و چه بی اندازه ،صداقت  طالب می خواهد و کرشمه ی  مطلوب .
رحمت بی حد الهی  نثار روح علامه طباطبایی و همه اولیای الهی .
مستدام باشید .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عرض سلام و ادب<br />
آنزمان که کمتر می دانستم با خواندن نوشته های جنابعالی حس می کردم می فهمم آنچه می گویید .در ذهن ناشسته ی خود تعبیری داشتم که به درد خودم می خورد .ولی امروز که درکی دارم بیش از گذشته ،در می یابم که دستیابی به آنچه یافته اید چقدر دور و در عین حال چقدر نزدیک است و چه بی اندازه ،صداقت  طالب می خواهد و کرشمه ی  مطلوب .<br />
رحمت بی حد الهی  نثار روح علامه طباطبایی و همه اولیای الهی .<br />
مستدام باشید .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای بسم الله با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%a8%d8%b3%d9%85-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/comment-page-1/#comment-2474</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=524#comment-2474</guid>
		<description>وقتی پناه بردی به دامان او و تور تنیده بر پنجره پنج ره حواس را پس زدی، تازه می توانی به اسم اویی که نمیدانیش قدم بگذاری به راه شروع رسیدن به آن که میدانیش .  بسم الله ... بیا.
به آوای بلند بخوان. از دل بخوان. پرده پرده...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی پناه بردی به دامان او و تور تنیده بر پنجره پنج ره حواس را پس زدی، تازه می توانی به اسم اویی که نمیدانیش قدم بگذاری به راه شروع رسیدن به آن که میدانیش .  بسم الله &#8230; بیا.<br />
به آوای بلند بخوان. از دل بخوان. پرده پرده&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2473</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2473</guid>
		<description>حافظ ایمانی دوست عزیزم می گوید: اشد حب تو  یا عشق...
خیلی وقت بود چیزی به گرمی این چند خط که نوشته اید، نخوانده بودم...
وصف العیش ...گرمم کرد...
درود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حافظ ایمانی دوست عزیزم می گوید: اشد حب تو  یا عشق&#8230;<br />
خیلی وقت بود چیزی به گرمی این چند خط که نوشته اید، نخوانده بودم&#8230;<br />
وصف العیش &#8230;گرمم کرد&#8230;<br />
درود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای بسم الله با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%a8%d8%b3%d9%85-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/comment-page-1/#comment-2472</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=524#comment-2472</guid>
		<description>شعورم شور میگیرد به این شیرینی که کلام را می بازید:
نرم نرم و به بازی باز میکنید دهان کلمه را تا معنی بگوید به دلم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شعورم شور میگیرد به این شیرینی که کلام را می بازید:<br />
نرم نرم و به بازی باز میکنید دهان کلمه را تا معنی بگوید به دلم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2471</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2471</guid>
		<description>موسیقی میدانید. می نوازید. 
سرم تاب و جانم پیچ و نفَسم موج میگیرد.توی حفره دلم چیزی زنده میشود. درختی، تاکی.... ، مثل درخت ناگهان جک و لوبیای سحرآمیز به آنی از خاک تنم سر برمیکشد، تنومند میشود، حلقم را میشکافد تا به آسمان سر میکشد تا بلندای نا پیدای پس ابرهای پنبه ای... مثل ضجه ی عزیز مرده ای بر مزار، مثل بکاء الفاقدین. ستونی از درد و زاری تا به آسمان... 
گریه که بند می آید و هق هق آرام میگیرد، نگاه که خیره سر میخورد روی اشیا، گیج و منگ، انگار که از ماجرای خوابی عجیب پریده باشی و بدانی خواب دیدی و هیچ یادت نیاید چه بود.... سکوت میشوم.
میدانم میشناختم اول.
و سریدم به چشمه نسیان. اشد عشقی که دوری خواست به حکمت و ندانست که شانه های من ... و از سر میگیرم.
«میترسم از این پریشانی. نمیدانم چیست.»
گریزی هم نیست. همه ی هستی رویایی است که به آن خفته ام. صدای حقیقت را از دهان بازیگران این خواب می شنوم. خیال می کنم اینها می گویند ، اما صدای تلقین گری است بیرون از خوابم. می دانم خوابم. می دانم صدای تلقین را اما چگونه بیدار شدن را نمی دانم. این پریشانم میکند. همان صدا می گوید عمل کن. می گویم می کنم. می گوید به آنچه می دانی عمل کن ضامنم به تو بدهم آن چه را نمی دانی. پریشان تر می شوم. عمل می کنم. عمل می کنم و می بینم که چگونه تصاویر بر من هجوم می آورند. میکشندم. مقاومت می کنم مقاومت می کنم تا جایی که هنوز یادش در خاطرم هست .... وقتی سریدم به نسیان ، وقتی خسته شدم و دمی که خواستم تسلیم شوم دستی نگهم می دارد(ای به قربان آن دست و دهان) دوباره همان صدا را می شنوم که باز می گوید عمل کن به آنچه ....
باز پریشان میشوم.
چشمانم نمی بیند. در بیابان، مبتلای لیلی ، پریشان حال و سرگردان، به بوی زلفش مومنم.
یقه بالا میدهم ، سر به گریبان فرو برده، تنها گوش تیز میکنم.
چاره ای ندارم. 
صبر میکنم تا آن روز. وای از آن روز... تمام تنم گرم میشود . شعله میگیرم باز.
نه نه خیال نکن. سکوت کن . صبر کن. گوش بدار. مومنم به نامی که روزی از دهانش خواهم شنید.بالاخره صدایم میکند.مومنم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>موسیقی میدانید. می نوازید.<br />
سرم تاب و جانم پیچ و نفَسم موج میگیرد.توی حفره دلم چیزی زنده میشود. درختی، تاکی&#8230;. ، مثل درخت ناگهان جک و لوبیای سحرآمیز به آنی از خاک تنم سر برمیکشد، تنومند میشود، حلقم را میشکافد تا به آسمان سر میکشد تا بلندای نا پیدای پس ابرهای پنبه ای&#8230; مثل ضجه ی عزیز مرده ای بر مزار، مثل بکاء الفاقدین. ستونی از درد و زاری تا به آسمان&#8230;<br />
گریه که بند می آید و هق هق آرام میگیرد، نگاه که خیره سر میخورد روی اشیا، گیج و منگ، انگار که از ماجرای خوابی عجیب پریده باشی و بدانی خواب دیدی و هیچ یادت نیاید چه بود&#8230;. سکوت میشوم.<br />
میدانم میشناختم اول.<br />
و سریدم به چشمه نسیان. اشد عشقی که دوری خواست به حکمت و ندانست که شانه های من &#8230; و از سر میگیرم.<br />
«میترسم از این پریشانی. نمیدانم چیست.»<br />
گریزی هم نیست. همه ی هستی رویایی است که به آن خفته ام. صدای حقیقت را از دهان بازیگران این خواب می شنوم. خیال می کنم اینها می گویند ، اما صدای تلقین گری است بیرون از خوابم. می دانم خوابم. می دانم صدای تلقین را اما چگونه بیدار شدن را نمی دانم. این پریشانم میکند. همان صدا می گوید عمل کن. می گویم می کنم. می گوید به آنچه می دانی عمل کن ضامنم به تو بدهم آن چه را نمی دانی. پریشان تر می شوم. عمل می کنم. عمل می کنم و می بینم که چگونه تصاویر بر من هجوم می آورند. میکشندم. مقاومت می کنم مقاومت می کنم تا جایی که هنوز یادش در خاطرم هست &#8230;. وقتی سریدم به نسیان ، وقتی خسته شدم و دمی که خواستم تسلیم شوم دستی نگهم می دارد(ای به قربان آن دست و دهان) دوباره همان صدا را می شنوم که باز می گوید عمل کن به آنچه &#8230;.<br />
باز پریشان میشوم.<br />
چشمانم نمی بیند. در بیابان، مبتلای لیلی ، پریشان حال و سرگردان، به بوی زلفش مومنم.<br />
یقه بالا میدهم ، سر به گریبان فرو برده، تنها گوش تیز میکنم.<br />
چاره ای ندارم.<br />
صبر میکنم تا آن روز. وای از آن روز&#8230; تمام تنم گرم میشود . شعله میگیرم باز.<br />
نه نه خیال نکن. سکوت کن . صبر کن. گوش بدار. مومنم به نامی که روزی از دهانش خواهم شنید.بالاخره صدایم میکند.مومنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Maryam Vahdat</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2470</link>
		<dc:creator>Maryam Vahdat</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2470</guid>
		<description>شاگرد عمل باش تا راه با تو سخن بگوید.......
درود و سپاس جناب رشیدی 
در پناه حق</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شاگرد عمل باش تا راه با تو سخن بگوید&#8230;&#8230;.<br />
درود و سپاس جناب رشیدی<br />
در پناه حق</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2469</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2469</guid>
		<description>وقتی تزکیه میکنی به نیت خلوص ...دیده و نادیده هستی در کار میشوند تا یاری ات کنند...این یاری لطف یار است... فرق است میان این با آن که مدعایی دارد...

درود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی تزکیه میکنی به نیت خلوص &#8230;دیده و نادیده هستی در کار میشوند تا یاری ات کنند&#8230;این یاری لطف یار است&#8230; فرق است میان این با آن که مدعایی دارد&#8230;</p>
<p>درود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2468</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2468</guid>
		<description>گفت این که گفتی نمی دانستم. اما پند پنددانان ره می نماید از بی راهه ها!
گفتم یقین راه کوتاه است.راه میانبر!
گفت چه کنم؟
گفتم بر آنچه میدانی عمل کن!
گفت با آنچه نمیدانم چه کنم؟ نادانسته هایم بسیار و دانسته ها اندکند.
گفتم بر آنچه نمیدانی صبر کن!
گفت بهتر آن نیست که شاگردی کنم تا بدانم.
گفتم شاگردی یعنی عمل.شاگرد عمل باش تا راه با تو سخن بگوید.
گفت راه چگونه سخن خواهد گفت؟
گفتم نخواهی دانست الا به عمل!
گفت اشارتی کن.

گفتم با تو سخن خواهد گفت از زبان سنگی، فقیهی، کودکی، گرگی، برگی،آوازی، سکوتی،نایی، لا لایی…
گفت چگونه؟

گفتم خواهی دانست آنگاه که عمل در تو ادراکی بی واسطه پدید آرد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گفت این که گفتی نمی دانستم. اما پند پنددانان ره می نماید از بی راهه ها!<br />
گفتم یقین راه کوتاه است.راه میانبر!<br />
گفت چه کنم؟<br />
گفتم بر آنچه میدانی عمل کن!<br />
گفت با آنچه نمیدانم چه کنم؟ نادانسته هایم بسیار و دانسته ها اندکند.<br />
گفتم بر آنچه نمیدانی صبر کن!<br />
گفت بهتر آن نیست که شاگردی کنم تا بدانم.<br />
گفتم شاگردی یعنی عمل.شاگرد عمل باش تا راه با تو سخن بگوید.<br />
گفت راه چگونه سخن خواهد گفت؟<br />
گفتم نخواهی دانست الا به عمل!<br />
گفت اشارتی کن.</p>
<p>گفتم با تو سخن خواهد گفت از زبان سنگی، فقیهی، کودکی، گرگی، برگی،آوازی، سکوتی،نایی، لا لایی…<br />
گفت چگونه؟</p>
<p>گفتم خواهی دانست آنگاه که عمل در تو ادراکی بی واسطه پدید آرد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2467</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2467</guid>
		<description>مادرا، ما را تو گیر اندر کنار ....ما را تو گیر اندر کنار... من نخواهم لطف ِ حق از واسطه...

خود این کلمات انسان را به وجد می آورند...

من دست به هیچ دستگیری ندهم که آنها همه فانی اند و پاینده تویی...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مادرا، ما را تو گیر اندر کنار &#8230;.ما را تو گیر اندر کنار&#8230; من نخواهم لطف ِ حق از واسطه&#8230;</p>
<p>خود این کلمات انسان را به وجد می آورند&#8230;</p>
<p>من دست به هیچ دستگیری ندهم که آنها همه فانی اند و پاینده تویی&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2466</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2466</guid>
		<description>لازم به توضیح اضافه دیدم که در این پست &quot;مفسر&quot; ابدا منظور اشاره به راهنما و راهبر به معنای عام نبوده و نیست...
اگر در بیان کوتاهی شده مرا ببخشید...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لازم به توضیح اضافه دیدم که در این پست &#8220;مفسر&#8221; ابدا منظور اشاره به راهنما و راهبر به معنای عام نبوده و نیست&#8230;<br />
اگر در بیان کوتاهی شده مرا ببخشید&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2465</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2465</guid>
		<description>سلام بانوی گرامی به نکته ای بسیار زیبا اشاره کردیداز شما تشکر میکنم....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بانوی گرامی به نکته ای بسیار زیبا اشاره کردیداز شما تشکر میکنم&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Maryam Vahdat</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2464</link>
		<dc:creator>Maryam Vahdat</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2464</guid>
		<description>دایه ، عاریّه بوَد روزی سه چار
مادرا، ما را تو گیر اندر کنار!
من نخواهم دایه ، مادر خوشترست
موسی ­ام من، دایه­ ی من مادرست
من نخواهم لطف ِ حق از واسطه
که هلاک ِ خلق شد این رابطه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دایه ، عاریّه بوَد روزی سه چار<br />
مادرا، ما را تو گیر اندر کنار!<br />
من نخواهم دایه ، مادر خوشترست<br />
موسی ­ام من، دایه­ ی من مادرست<br />
من نخواهم لطف ِ حق از واسطه<br />
که هلاک ِ خلق شد این رابطه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2463</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2463</guid>
		<description>گفت راه می شناسانند، به شوق میروم، یک چند که رفتم شادی ره می میرد و می مانم به راهی نیمه راه یا بیراهی بیگاه تا باز راهنمایی راه نو بیاورد از میان همان صخره های سخت و باز شادی که چندان نمی پاید.

گفتم راه مستقیم از تو به اوست. نه از تو به من بعد به او. این من، چه من باشم چه دیگری، اگر در بیراه نباشد در راه خود است.

آن که نو دید، او خریدار تو نیست
صید حق است او، گرفتار تو نیست

گفت بی جای پای ره رفته ای، راه گم می شود.

گفتم آن جای پا که می بینی چند قدم میرود تا لب دریا، کمی قد بکش،نگاه کن، دریا پیداست با جای پا یا بی جای پا. دل دریایی کجا، جای پایی کجا!

تا لب بحر این نشان پای هاست
پس نشان پا، درون بحر، لاست(نیست)
نیست پیدا اندر آن ره پا و گام
نی نشانست آن منازل را، نه نام

این منازل دریایی بی نام و بی نشانند، هر نام و نشان درگذر از آنها بی نام و نشان می شود.

گفت من در این منازل بی نشان چه کنم؟

گفتم هیچ، دریا تو را تبدیل می کند! خود تو منزل و مقامی می شوی، بی نام و بی نشان! دل دریایی تو را هیچ می کند تا پا به دریا گذارد.

هست صد چندان میان منزلین
آن طرف، از این، تا بالای این
در فناها این بقا را دیده ای؟
بر بقای جسم چون چفسیده ای؟
هین بده، ای زاغ، این جان، باز باش
پیش تبدیل خدا، جان باز باش
تازه می گیر و کهن را می سپار
که هر امسالت فزون است از سه پار

 

گفت در این همه بی پروایی چیست که راه چنین مرا می خواند و ماندن چنین مرا می آزارد.

گفتم عزیز دلت دریایی ست. دیده ای رودخانه با سنگ و صخره چه می کند در راه دریا؟ دل، جسم تو را می تراشد تا به راه شود. آنجا که آزرده می شوی، آنجا راه تو نیست، راه دل نیست، یا سر راه دل ایستاده ای.راهت را عوض کن، از سر راه دل کنار برو.

مرغ پرنّده چو ماند در زمین
باشد اندر غصه و درد و حنین
مرغ خانه بر زمین خوش میرود
دانه چین و شاد و شاطر میدود
زآنکه او از اصل بی پرواز بود
و آن دگر، پرنّده و پرواز بود

خوشحال باش که دل دریایی ات، دل می زند که نمان!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گفت راه می شناسانند، به شوق میروم، یک چند که رفتم شادی ره می میرد و می مانم به راهی نیمه راه یا بیراهی بیگاه تا باز راهنمایی راه نو بیاورد از میان همان صخره های سخت و باز شادی که چندان نمی پاید.</p>
<p>گفتم راه مستقیم از تو به اوست. نه از تو به من بعد به او. این من، چه من باشم چه دیگری، اگر در بیراه نباشد در راه خود است.</p>
<p>آن که نو دید، او خریدار تو نیست<br />
صید حق است او، گرفتار تو نیست</p>
<p>گفت بی جای پای ره رفته ای، راه گم می شود.</p>
<p>گفتم آن جای پا که می بینی چند قدم میرود تا لب دریا، کمی قد بکش،نگاه کن، دریا پیداست با جای پا یا بی جای پا. دل دریایی کجا، جای پایی کجا!</p>
<p>تا لب بحر این نشان پای هاست<br />
پس نشان پا، درون بحر، لاست(نیست)<br />
نیست پیدا اندر آن ره پا و گام<br />
نی نشانست آن منازل را، نه نام</p>
<p>این منازل دریایی بی نام و بی نشانند، هر نام و نشان درگذر از آنها بی نام و نشان می شود.</p>
<p>گفت من در این منازل بی نشان چه کنم؟</p>
<p>گفتم هیچ، دریا تو را تبدیل می کند! خود تو منزل و مقامی می شوی، بی نام و بی نشان! دل دریایی تو را هیچ می کند تا پا به دریا گذارد.</p>
<p>هست صد چندان میان منزلین<br />
آن طرف، از این، تا بالای این<br />
در فناها این بقا را دیده ای؟<br />
بر بقای جسم چون چفسیده ای؟<br />
هین بده، ای زاغ، این جان، باز باش<br />
پیش تبدیل خدا، جان باز باش<br />
تازه می گیر و کهن را می سپار<br />
که هر امسالت فزون است از سه پار</p>
<p>گفت در این همه بی پروایی چیست که راه چنین مرا می خواند و ماندن چنین مرا می آزارد.</p>
<p>گفتم عزیز دلت دریایی ست. دیده ای رودخانه با سنگ و صخره چه می کند در راه دریا؟ دل، جسم تو را می تراشد تا به راه شود. آنجا که آزرده می شوی، آنجا راه تو نیست، راه دل نیست، یا سر راه دل ایستاده ای.راهت را عوض کن، از سر راه دل کنار برو.</p>
<p>مرغ پرنّده چو ماند در زمین<br />
باشد اندر غصه و درد و حنین<br />
مرغ خانه بر زمین خوش میرود<br />
دانه چین و شاد و شاطر میدود<br />
زآنکه او از اصل بی پرواز بود<br />
و آن دگر، پرنّده و پرواز بود</p>
<p>خوشحال باش که دل دریایی ات، دل می زند که نمان!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با شکوفه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2462</link>
		<dc:creator>شکوفه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2462</guid>
		<description>سلام مدتها است این سئوال را از خودم دارم راه را بی راهبر میتوانم سیر کنم ؟ یا نه حتما مرشدی میخواهم ؟ 
من خیلی اهل پیروی نیستم وحتی میل به رهبری هم ندارم . ادم منصفی هستم  با کمی توشه ذوق وعقل واهلیتی که دارم مدام دارم همه چیز را سبک وسنگین میکنم . وراه را ازبی راه میشناسم ...من خیلی ها را دیدم که روی پله نشسته اند و برای انهاییکه پرواز میکنند کتاب تفسیر میکنند . برای همین اعتمادی به همه ندارم . اما خلاصه جوابم را پیداکردم بهترین مرشد ادمها خود خدااست . با تمام نشانه ها وایاتی که برای تذکر ما گذاشته است .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مدتها است این سئوال را از خودم دارم راه را بی راهبر میتوانم سیر کنم ؟ یا نه حتما مرشدی میخواهم ؟<br />
من خیلی اهل پیروی نیستم وحتی میل به رهبری هم ندارم . ادم منصفی هستم  با کمی توشه ذوق وعقل واهلیتی که دارم مدام دارم همه چیز را سبک وسنگین میکنم . وراه را ازبی راه میشناسم &#8230;من خیلی ها را دیدم که روی پله نشسته اند و برای انهاییکه پرواز میکنند کتاب تفسیر میکنند . برای همین اعتمادی به همه ندارم . اما خلاصه جوابم را پیداکردم بهترین مرشد ادمها خود خدااست . با تمام نشانه ها وایاتی که برای تذکر ما گذاشته است .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با مریم</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2461</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2461</guid>
		<description>سلام برشما.مثل همیشه زیبابود.بغض عجیبی روحمو فشارمیده.ازخودم خسته ام دیگه نمیدونم چیکارکنم!

متن شماکمی آرامم کرد وهمچنین شوقی روبرای پروازکردن درونم ایجادکرد.کاش میشد......ای کاش.......

هنوزنمیدونم فلسفه خلقت همین منه بی ارزش چی بوده؟؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام برشما.مثل همیشه زیبابود.بغض عجیبی روحمو فشارمیده.ازخودم خسته ام دیگه نمیدونم چیکارکنم!</p>
<p>متن شماکمی آرامم کرد وهمچنین شوقی روبرای پروازکردن درونم ایجادکرد.کاش میشد&#8230;&#8230;ای کاش&#8230;&#8230;.</p>
<p>هنوزنمیدونم فلسفه خلقت همین منه بی ارزش چی بوده؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2460</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2460</guid>
		<description>خوشا در سوز عشقی سوختن ها... درون شعله اش افروختن ها...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوشا در سوز عشقی سوختن ها&#8230; درون شعله اش افروختن ها&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2459</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2459</guid>
		<description>درود بر شما...
در تمام هستی، یکی هست که ستودنی ست و غیر او هیچ که هیچ چیز حتی شبیه او نیست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر شما&#8230;<br />
در تمام هستی، یکی هست که ستودنی ست و غیر او هیچ که هیچ چیز حتی شبیه او نیست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با الف_دریا</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2458</link>
		<dc:creator>الف_دریا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2458</guid>
		<description>درود بر  شما نیک اندیش نوشتار منسجم شما را در عرفان خواندم
بسیار خرسندم که ب شما و دلنگاشته هایتان آشنا شدم
نگاهتان بر علم ذاتی و حیات فلسفی بسیار ستودنی است
ماندگار باشید
دکتر الف_دریا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر  شما نیک اندیش نوشتار منسجم شما را در عرفان خواندم<br />
بسیار خرسندم که ب شما و دلنگاشته هایتان آشنا شدم<br />
نگاهتان بر علم ذاتی و حیات فلسفی بسیار ستودنی است<br />
ماندگار باشید<br />
دکتر الف_دریا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مفسّر با Pegah</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%85%d9%81%d8%b3%d9%91%d8%b1/comment-page-1/#comment-2457</link>
		<dc:creator>Pegah</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1358#comment-2457</guid>
		<description>عالی  
خوشا به ....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عالی<br />
خوشا به &#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2456</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2456</guid>
		<description>خوش به حال و حالتت جانا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوش به حال و حالتت جانا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2455</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2455</guid>
		<description>عاشق شده ای جانا...عاشقان را ملت و مذهب خداست...خدا یکی ست...یگانه است...
درود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عاشق شده ای جانا&#8230;عاشقان را ملت و مذهب خداست&#8230;خدا یکی ست&#8230;یگانه است&#8230;<br />
درود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با Pegah</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2454</link>
		<dc:creator>Pegah</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2454</guid>
		<description>از هر طرف نشانه میگیرند 
هویت
ملیت
مذهب
جنسیت
برچسب میزنند
تلاش میکنی بیجنس باشی
بی مذهب باشی هیچ باشی اما انگار این آدمها نمیگذارند هیچ شوی پس چرا من همه را یکسان میبینم؟؟؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از هر طرف نشانه میگیرند<br />
هویت<br />
ملیت<br />
مذهب<br />
جنسیت<br />
برچسب میزنند<br />
تلاش میکنی بیجنس باشی<br />
بی مذهب باشی هیچ باشی اما انگار این آدمها نمیگذارند هیچ شوی پس چرا من همه را یکسان میبینم؟؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2453</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2453</guid>
		<description>وقتی که چنین احساسی هست روانت سلامت است...وقتی نیست باید شک کرد به سلامت روان... سلامت روان یعنی سازت هم کوک است با سمفونی هستی با تک تک نوا ها..سازی صدا میکند...صدای ساز تو نیز بلند می شود...
درود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی که چنین احساسی هست روانت سلامت است&#8230;وقتی نیست باید شک کرد به سلامت روان&#8230; سلامت روان یعنی سازت هم کوک است با سمفونی هستی با تک تک نوا ها..سازی صدا میکند&#8230;صدای ساز تو نیز بلند می شود&#8230;<br />
درود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2452</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2452</guid>
		<description>لیس کمثله شی...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لیس کمثله شی&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با شکوفه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2451</link>
		<dc:creator>شکوفه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2451</guid>
		<description>بله دقیقا همین احساس وجود دارد .گاهی فکر وعقل ووخیال وگمان چنان درهم میپیچد که شک میکنی به سلامت روانت ؟!
ولی نمیتوانی از ان بگذری چون مطمئن هستی که اشتباه نکرده ای ...
امروز همسرم میگفت : یکی ازدوستانش به او گفته :تو وحرفهایت همه اش انرزی مثبت دارد ولی معمولا مردم اینطورفکر نمی کنند.( یک بیمار که فلج است وپروستات هم دارد درمنزلش بستری بودهمسرم برای ویزیت رفته بود .دوستش بهش گفت: جدا رفتی منزلش واو هم گفته بود من روزی او  واو رو.زی من بودکه خدا برای هر دوی ما مقرر کرده بود . همین که خدا برای معالجه رایگان او مرا پیشنهاد کرد نشان میدهد به من عنایتی دارد به سایرین نداشته وچه چیزی خوشحال کننده ترازاینکه من مورد لطفش هستم ).</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بله دقیقا همین احساس وجود دارد .گاهی فکر وعقل ووخیال وگمان چنان درهم میپیچد که شک میکنی به سلامت روانت ؟!<br />
ولی نمیتوانی از ان بگذری چون مطمئن هستی که اشتباه نکرده ای &#8230;<br />
امروز همسرم میگفت : یکی ازدوستانش به او گفته :تو وحرفهایت همه اش انرزی مثبت دارد ولی معمولا مردم اینطورفکر نمی کنند.( یک بیمار که فلج است وپروستات هم دارد درمنزلش بستری بودهمسرم برای ویزیت رفته بود .دوستش بهش گفت: جدا رفتی منزلش واو هم گفته بود من روزی او  واو رو.زی من بودکه خدا برای هر دوی ما مقرر کرده بود . همین که خدا برای معالجه رایگان او مرا پیشنهاد کرد نشان میدهد به من عنایتی دارد به سایرین نداشته وچه چیزی خوشحال کننده ترازاینکه من مورد لطفش هستم ).</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با مرضیه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2450</link>
		<dc:creator>مرضیه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2450</guid>
		<description>وقتی نمی تونی هیچ معنایی برای حس غریب و قریبت پیدا کنی اونوقته که ارزو می کنی کاش مجرد بودی...
رها از هر قید وبند ...
کاش رها می شدم تا میتونستم بشنوم اون صدایی که هیچ گوشی برای شنیدنش متصور نیست!
الا ان اولیاالله...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی نمی تونی هیچ معنایی برای حس غریب و قریبت پیدا کنی اونوقته که ارزو می کنی کاش مجرد بودی&#8230;<br />
رها از هر قید وبند &#8230;<br />
کاش رها می شدم تا میتونستم بشنوم اون صدایی که هیچ گوشی برای شنیدنش متصور نیست!<br />
الا ان اولیاالله&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2449</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2449</guid>
		<description>گفت شنیدنی ست که زبانی برای بیانش متصور نیست. گوشی برای شنیدنش متصور نیست. گوش کن!
بی واسطه گوش کن، بی واسطه ی گوش، بی واسطه ی معنا، مجرد از هر آنچه میدانی...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گفت شنیدنی ست که زبانی برای بیانش متصور نیست. گوشی برای شنیدنش متصور نیست. گوش کن!<br />
بی واسطه گوش کن، بی واسطه ی گوش، بی واسطه ی معنا، مجرد از هر آنچه میدانی&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2448</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2448</guid>
		<description>اصل همان حس غریب و قریب است و دیگر همه هیچ است و هیج...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اصل همان حس غریب و قریب است و دیگر همه هیچ است و هیج&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با مرضیه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2447</link>
		<dc:creator>مرضیه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2447</guid>
		<description>سلام خدا قوت!
من نوشته هاتون رو دوست دارم ویه حس غریب و قریب که کسی اونو درک نمی کنه اینجا جون می گیره
عرفان رو هم خیلی دوست دارم و یه سری مطالعات راجع بهش دارم ولی متن های شما یه مقدار سنگینه و خیلی دوست دارم که منظور دقیقتون از عبارات رو بدونم
کاش می شد یه جا این متن ها رو موشکافی کنین تا ما هم بتونیم استفاده کنیم؛البته می دونم که این کار براتون سخته ولی لطف کنین و در حد ماهم مطلب بذارین
در پناه حق انشاالله</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خدا قوت!<br />
من نوشته هاتون رو دوست دارم ویه حس غریب و قریب که کسی اونو درک نمی کنه اینجا جون می گیره<br />
عرفان رو هم خیلی دوست دارم و یه سری مطالعات راجع بهش دارم ولی متن های شما یه مقدار سنگینه و خیلی دوست دارم که منظور دقیقتون از عبارات رو بدونم<br />
کاش می شد یه جا این متن ها رو موشکافی کنین تا ما هم بتونیم استفاده کنیم؛البته می دونم که این کار براتون سخته ولی لطف کنین و در حد ماهم مطلب بذارین<br />
در پناه حق انشاالله</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای ادراک در حس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%a7%da%a9-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d8%b3/comment-page-1/#comment-2446</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=889#comment-2446</guid>
		<description>یعنی میگویی &quot; خورده ام این غدا را پیشتر ها&quot;...
نگاهش نمیکنی....بو کن آن را طعم اش را به دیدن هدر نکن...
شنیده ام این ایه را...تکراری ست...
بخدا تکراری نیست...نو است ... تازه است... چیزی دیگر است...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یعنی میگویی &#8221; خورده ام این غدا را پیشتر ها&#8221;&#8230;<br />
نگاهش نمیکنی&#8230;.بو کن آن را طعم اش را به دیدن هدر نکن&#8230;<br />
شنیده ام این ایه را&#8230;تکراری ست&#8230;<br />
بخدا تکراری نیست&#8230;نو است &#8230; تازه است&#8230; چیزی دیگر است&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2445</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2445</guid>
		<description>می خواهی از خانه خارج شوی... در ذهن سوالی جاری میشود...دو ضرب در دو یعنی چند؟
کلید به قفل در که می اندازی فریاد انالحق میزند...در خیابان همسایه دارد با کلماتی آشنا گفتگو میکند... تو در کلمات اش می شنوی که &quot; دو دوتا، چهار تا&quot; ناخود آگاه پاسخ میگیری...از آن پس دقیق تر می شوی و آرام آرام در می یابی که ابر و باد و مه و خورشید فلک در کاراند تا پاسخ باشند که ...غافل نباشیم..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>می خواهی از خانه خارج شوی&#8230; در ذهن سوالی جاری میشود&#8230;دو ضرب در دو یعنی چند؟<br />
کلید به قفل در که می اندازی فریاد انالحق میزند&#8230;در خیابان همسایه دارد با کلماتی آشنا گفتگو میکند&#8230; تو در کلمات اش می شنوی که &#8221; دو دوتا، چهار تا&#8221; ناخود آگاه پاسخ میگیری&#8230;از آن پس دقیق تر می شوی و آرام آرام در می یابی که ابر و باد و مه و خورشید فلک در کاراند تا پاسخ باشند که &#8230;غافل نباشیم..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با شکوفه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2444</link>
		<dc:creator>شکوفه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2444</guid>
		<description>سلام بخشید سریع رفتم و حتی متنم را شما غلط گیر ی کردید .
داشتم میگفتم : ولی توی عید تمام مدت میگفت دارم یک چیزی را میفهمم ولی نمی توانم با کلمات بگوییم تا خلاصه زبان باز کرد وگفت : شکوفه هر بار که چیزی را میبینیم که هرگزندیدیم وهر با ر چیزی میشنوی که قبلا نشنیده بودی و نمیدانستی و هر بار فکری به ذهنت میایید که جوا ب سوالی است که قبلا جوابش را نمی دانستی حجابی کنار زده شده و پرده ای در افتاد۰ه
مهم نیست چقدران موضوع مهم باشد همینکه تو را شگفت زده کند و برای تو پاسخی عینی و بدیهی باشد .یا احساسی که نمیتوانی در قبولش شک کنی حتی اگر همه عالم به ان مشکوک باشند .برای تو وتنها تو پرده ای از اسرار  کنار زده شده .به همین راحتی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بخشید سریع رفتم و حتی متنم را شما غلط گیر ی کردید .<br />
داشتم میگفتم : ولی توی عید تمام مدت میگفت دارم یک چیزی را میفهمم ولی نمی توانم با کلمات بگوییم تا خلاصه زبان باز کرد وگفت : شکوفه هر بار که چیزی را میبینیم که هرگزندیدیم وهر با ر چیزی میشنوی که قبلا نشنیده بودی و نمیدانستی و هر بار فکری به ذهنت میایید که جوا ب سوالی است که قبلا جوابش را نمی دانستی حجابی کنار زده شده و پرده ای در افتاد۰ه<br />
مهم نیست چقدران موضوع مهم باشد همینکه تو را شگفت زده کند و برای تو پاسخی عینی و بدیهی باشد .یا احساسی که نمیتوانی در قبولش شک کنی حتی اگر همه عالم به ان مشکوک باشند .برای تو وتنها تو پرده ای از اسرار  کنار زده شده .به همین راحتی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای ادراک در حس با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%a7%da%a9-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d8%b3/comment-page-1/#comment-2443</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=889#comment-2443</guid>
		<description>سلام و سال تان نو به نو مبارک.
شنیدن و فهمیدن جالب هم هستند. میبینی، می شنوی و گمان می بری که فهمیدی. فردایش که باز می شنوی چیزی دیگر می فهمی و می گویی عجب این را ندیده بودم. پس این را می گفت نه آن را.  بعد دو پس فردایش می بینی که هیچ نفهمیده ای. 
یعنی چی شنیدنی را به دیدن خراب کردن؟ چشیدنی را به شنیدن هدر دادن؟ می گویید بدانم لطفا.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام و سال تان نو به نو مبارک.<br />
شنیدن و فهمیدن جالب هم هستند. میبینی، می شنوی و گمان می بری که فهمیدی. فردایش که باز می شنوی چیزی دیگر می فهمی و می گویی عجب این را ندیده بودم. پس این را می گفت نه آن را.  بعد دو پس فردایش می بینی که هیچ نفهمیده ای.<br />
یعنی چی شنیدنی را به دیدن خراب کردن؟ چشیدنی را به شنیدن هدر دادن؟ می گویید بدانم لطفا.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2442</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2442</guid>
		<description>درود بر تو...

پنجره، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است. چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچهای غربت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر تو&#8230;</p>
<p>پنجره، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است. چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچهای غربت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با pegah</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2441</link>
		<dc:creator>pegah</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2441</guid>
		<description>آسمان مال من است…</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آسمان مال من است…</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با شکوفه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2440</link>
		<dc:creator>شکوفه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2440</guid>
		<description>سلام
سال نومبارک 
چند روز پیش  من وهمسرم داشتیم همین صحبت را میکردیم .یعقوب میگفت : وقتی میخواندم :گر پرده در افتد نه تو مانی و نه من و یا وقت یدر باره حجابها مشنیدم . همیشه فکر میکردم  قرار است   یک جایی و یک زمانی در یک حال وصف نشدنی پرده ای کنار برود و من شاهد چیزی باشم از جنس نور ...متاسفانه مهمان امد تا بعد .......</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
سال نومبارک<br />
چند روز پیش  من وهمسرم داشتیم همین صحبت را میکردیم .یعقوب میگفت : وقتی میخواندم :گر پرده در افتد نه تو مانی و نه من و یا وقت یدر باره حجابها مشنیدم . همیشه فکر میکردم  قرار است   یک جایی و یک زمانی در یک حال وصف نشدنی پرده ای کنار برود و من شاهد چیزی باشم از جنس نور &#8230;متاسفانه مهمان امد تا بعد &#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با محمد جواد</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2439</link>
		<dc:creator>محمد جواد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2439</guid>
		<description>سالک گفت چه فایده که شرح این ماجرا می کنم در میان مردمی دلبسته ی فروع در گردابی در کشتی شکسته ای بی بادبان که در آن حتی پارویی برای تقلا نیست!؟
زیبا دلنشین و جاودانه
مرسی داداش با صفا بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سالک گفت چه فایده که شرح این ماجرا می کنم در میان مردمی دلبسته ی فروع در گردابی در کشتی شکسته ای بی بادبان که در آن حتی پارویی برای تقلا نیست!؟<br />
زیبا دلنشین و جاودانه<br />
مرسی داداش با صفا بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با مریم</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2438</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2438</guid>
		<description>درود برشمااستاد.به حق کلمه کلمه متنتون ذهن انسان روازهم میپاشد.
حضورمجددتون بسیارمایه شادی خاطرشد.
درپناه نورمطلق</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود برشمااستاد.به حق کلمه کلمه متنتون ذهن انسان روازهم میپاشد.<br />
حضورمجددتون بسیارمایه شادی خاطرشد.<br />
درپناه نورمطلق</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2437</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2437</guid>
		<description>درود...
هرکجا هستم....
آسمان مال من است...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود&#8230;<br />
هرکجا هستم&#8230;.<br />
آسمان مال من است&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با pegah</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2436</link>
		<dc:creator>pegah</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2436</guid>
		<description>درود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای تزکیه با مصطفی</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%aa%d8%b2%da%a9%db%8c%d9%87/comment-page-1/#comment-2434</link>
		<dc:creator>مصطفی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1028#comment-2434</guid>
		<description>سلام ودرودی فراوان
بسیار زیباست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام ودرودی فراوان<br />
بسیار زیباست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پراکنده با احمدی</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-2433</link>
		<dc:creator>احمدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1352#comment-2433</guid>
		<description>سلام ... حرف و گفت و صوت را برهم زنم --تا که بی این هرسه با تو دم زنم ! سلام بر دوستان ! سلام بر بهاریان ! سلام بر عاشقان ! 
بهار در درون توست . 
بگذار قلبت شکوفه بزند و روحت سبز شود .
بهار را باورکن ! 
بهار در رگ های تو جریان دارد .
 بهار در نی نی چشم هایت سوسو می زند.
 بهار درکوچه باغ های ذهن من سرمی کشد.
بهار در درون سینه ات خوابیده است. 
بهار را باورکن ! بهار را بیدارکن ! بهار را صدا بزن ! 
بگذار قلبت شکوفه زند،  روحت سبز شود و ذهنت از خواب زمستانی بیدار شود، 
بگذار از چشم هایت باران ببارد و از دست هایت رنگین کمان بروید 
عیدی خاصی برایتان دارم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام &#8230; حرف و گفت و صوت را برهم زنم &#8211;تا که بی این هرسه با تو دم زنم ! سلام بر دوستان ! سلام بر بهاریان ! سلام بر عاشقان !<br />
بهار در درون توست .<br />
بگذار قلبت شکوفه بزند و روحت سبز شود .<br />
بهار را باورکن !<br />
بهار در رگ های تو جریان دارد .<br />
 بهار در نی نی چشم هایت سوسو می زند.<br />
 بهار درکوچه باغ های ذهن من سرمی کشد.<br />
بهار در درون سینه ات خوابیده است.<br />
بهار را باورکن ! بهار را بیدارکن ! بهار را صدا بزن !<br />
بگذار قلبت شکوفه زند،  روحت سبز شود و ذهنت از خواب زمستانی بیدار شود،<br />
بگذار از چشم هایت باران ببارد و از دست هایت رنگین کمان بروید<br />
عیدی خاصی برایتان دارم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2432</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2432</guid>
		<description>درود بر شما دوست گرامی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر شما دوست گرامی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با مطرب دل</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2431</link>
		<dc:creator>مطرب دل</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2431</guid>
		<description>عیدتون مبارک! امیدوارم سال زیبایی‌ داشته باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عیدتون مبارک! امیدوارم سال زیبایی‌ داشته باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با محمد بینش (م ــ زیبا روز)</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2430</link>
		<dc:creator>محمد بینش (م ــ زیبا روز)</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2430</guid>
		<description>سلام ودرود حق بر شما باد .قدر این رحمت الهی را حتما می دانید که این طور بر دل شما جلوه دارد و زبانتان را به خویش گویا کرده که باید گفت : &quot;جانا سخن از زبان ما می گویی &quot;  باری قصد تبریک عید و نوروز را داشتم اما این متن آنقدر مرا متحیر ساخت که بارها خواندمش و لذت بردم .من هم وبلاگ را با بهاریه ای بروز کرده ام و خوشحال می شوم که قدمی رنجه بفرمایید .اگر هم در جانب راست در حاشیه آن بنگرید می بینید نام سایت شما را آورده ام تا دیگران هم مستفیذ گردند شما هم اگر نام وبلاگم را بر پیوندهای خود افزون کنید سپاسگزار خواهم بود چون بازدیدکنندگان نوشته های شما اکثرا خود اهل درد و عرفانند و از دوستان ما</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام ودرود حق بر شما باد .قدر این رحمت الهی را حتما می دانید که این طور بر دل شما جلوه دارد و زبانتان را به خویش گویا کرده که باید گفت : &#8220;جانا سخن از زبان ما می گویی &#8221;  باری قصد تبریک عید و نوروز را داشتم اما این متن آنقدر مرا متحیر ساخت که بارها خواندمش و لذت بردم .من هم وبلاگ را با بهاریه ای بروز کرده ام و خوشحال می شوم که قدمی رنجه بفرمایید .اگر هم در جانب راست در حاشیه آن بنگرید می بینید نام سایت شما را آورده ام تا دیگران هم مستفیذ گردند شما هم اگر نام وبلاگم را بر پیوندهای خود افزون کنید سپاسگزار خواهم بود چون بازدیدکنندگان نوشته های شما اکثرا خود اهل درد و عرفانند و از دوستان ما</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با مرتضا</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2429</link>
		<dc:creator>مرتضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2429</guid>
		<description>در این نو شدن، لحظه ها تان نو و پیروز و 
سلام</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در این نو شدن، لحظه ها تان نو و پیروز و<br />
سلام</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای هفت وادی با قطره</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%af%db%8c/comment-page-1/#comment-2428</link>
		<dc:creator>قطره</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=816#comment-2428</guid>
		<description>صدایم سرد است
و نگاه تو سنگین
گناه از من بود که تقصیر کردم
نبودت را استفاده برم به سوء
اما تو چرا نبودی 
تنهایی گریزی است به پشت پرچین شیطان در ظهر تابستانی که تو را خواب برده است
کودک بازیگوش دلم گوشمال تو میخواهد
تنش میخارد
لامروت چیزی بگو 
حتی به عتاب</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>صدایم سرد است<br />
و نگاه تو سنگین<br />
گناه از من بود که تقصیر کردم<br />
نبودت را استفاده برم به سوء<br />
اما تو چرا نبودی<br />
تنهایی گریزی است به پشت پرچین شیطان در ظهر تابستانی که تو را خواب برده است<br />
کودک بازیگوش دلم گوشمال تو میخواهد<br />
تنش میخارد<br />
لامروت چیزی بگو<br />
حتی به عتاب</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با فرهاد</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2427</link>
		<dc:creator>فرهاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2427</guid>
		<description>سلام رضاجان.عیدت مبارک.
بعضی ها اعتقاد دارند شیطان یعنی نبود خدا.در هر عملی که حضور خدا نباشد یعنی همراهی شیطان.آیا شما در مفهوم راه و بیراه به گونه ای دیگر این نظریه را تصدیق می فرمایید؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام رضاجان.عیدت مبارک.<br />
بعضی ها اعتقاد دارند شیطان یعنی نبود خدا.در هر عملی که حضور خدا نباشد یعنی همراهی شیطان.آیا شما در مفهوم راه و بیراه به گونه ای دیگر این نظریه را تصدیق می فرمایید؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2426</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2426</guid>
		<description>بر شما و بر همه دوستان مبارک باد....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بر شما و بر همه دوستان مبارک باد&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با مریم</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2425</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2425</guid>
		<description>سلام .آمدن بهاربر شما مبارکباد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام .آمدن بهاربر شما مبارکباد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2424</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2424</guid>
		<description>درود حافظ عزیر...درود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود حافظ عزیر&#8230;درود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با حافظ ایمانی</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2423</link>
		<dc:creator>حافظ ایمانی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2423</guid>
		<description>سلام رضا جانم
آنروز در هیاهوی و خروش آن رودخانه ی انتهایش معلوم با تو کاری را ابتدا کردم تا با هم هماره در اقتدا به دلالتهای بی بدیل و کافی عشق باشیم و بمانیم و بسوزیم و ...
قدردانی از تو هم تنها در خور قدر توست قدرت بیش ! شرح صدرت بیش ! تلولو شبهای بی پایان بدرت بیش !
سکوتت بیش ! ملکوتت بیش ! نحلت بیش ! عنکبوتت بیش !
ما هم در جوار و در کنار نشستگانیم در همان کنج ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام رضا جانم<br />
آنروز در هیاهوی و خروش آن رودخانه ی انتهایش معلوم با تو کاری را ابتدا کردم تا با هم هماره در اقتدا به دلالتهای بی بدیل و کافی عشق باشیم و بمانیم و بسوزیم و &#8230;<br />
قدردانی از تو هم تنها در خور قدر توست قدرت بیش ! شرح صدرت بیش ! تلولو شبهای بی پایان بدرت بیش !<br />
سکوتت بیش ! ملکوتت بیش ! نحلت بیش ! عنکبوتت بیش !<br />
ما هم در جوار و در کنار نشستگانیم در همان کنج &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با .</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2422</link>
		<dc:creator>.</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2422</guid>
		<description>سلام 
انشالله دلیل غیبت همراه با سلامتی باشد خیلی وقت به روز نکردید و نیستید 
با آرزوی سلامتی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
انشالله دلیل غیبت همراه با سلامتی باشد خیلی وقت به روز نکردید و نیستید<br />
با آرزوی سلامتی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با محمد بینش (م ــ زیبا روز)</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2421</link>
		<dc:creator>محمد بینش (م ــ زیبا روز)</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2421</guid>
		<description>سلام جوان برومند و عارف .بسیار زیبا و عشقناک نوشته ای و از خواندنش ذت بردم .من هم وبلاگ را با نوشتاری در باب ولایت و عشق در مورد مولانا و شمس بروز کرده ام .قدم شما روی چشم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام جوان برومند و عارف .بسیار زیبا و عشقناک نوشته ای و از خواندنش ذت بردم .من هم وبلاگ را با نوشتاری در باب ولایت و عشق در مورد مولانا و شمس بروز کرده ام .قدم شما روی چشم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با بیتا</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2420</link>
		<dc:creator>بیتا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2420</guid>
		<description>سلام ادارک قلم توانایتان از ذهن کوچک من کاملن خارج است ولی خواندمش و همیشه می گویم....
همه جای جهان سرای من است....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام ادارک قلم توانایتان از ذهن کوچک من کاملن خارج است ولی خواندمش و همیشه می گویم&#8230;.<br />
همه جای جهان سرای من است&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2419</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2419</guid>
		<description>نمی دانم شاید کمی نامردی باشد. تک و تنها ... تنهای واقعی... در میان خیلی از دشمنان... دشمنان بیرونی و دشمنان خودی... 
خودش هم که غایب است. 
معشوق ستمگر است. دست خودش نیست خصلتش این است. 
بدترین شکنجه برای عاشق، فراموش کردن عشقش است. برای عاشق دردی بالاتر از آن نیست که دچار نسیان بشود.
دچارم کردی. 
کاری هم ازم بر نمی آید جز صبر. اصبر عنک.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمی دانم شاید کمی نامردی باشد. تک و تنها &#8230; تنهای واقعی&#8230; در میان خیلی از دشمنان&#8230; دشمنان بیرونی و دشمنان خودی&#8230;<br />
خودش هم که غایب است.<br />
معشوق ستمگر است. دست خودش نیست خصلتش این است.<br />
بدترین شکنجه برای عاشق، فراموش کردن عشقش است. برای عاشق دردی بالاتر از آن نیست که دچار نسیان بشود.<br />
دچارم کردی.<br />
کاری هم ازم بر نمی آید جز صبر. اصبر عنک.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2418</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2418</guid>
		<description>میروی و نمی رسی صد باره می روی و نمیرسی و حتی یکبار شک نمی کنی که چرا!؟
راه آن است که میروی و میرسی....وقتی نمیرسی  شاید رهرو نیستی درواقع.... خیال می کنی که می روی...اگر بروی هر طرف که بروی وجه الله است....رهرو در رفتن خویش همواره به سوی اوست....آن دیگری در توهم راه و رفتن است...اما به جای خویش مانده است....راه ِ رفتنی، یکی ست...کوتاه است ....مستقیم است...در راه که نباشیم .... در عدم واژه راه.... بیراه معنا می یابد...

اگر نظر شخص مرا بخواهید....بیان واژه ی راه و بیراه فقط وفقط برای بیان مفهوم بکار برده می شوند.... خداوند  در جایی خاصی نیست که بخواهیم برویم تا به ایستگاهش برسیم....جایی برای رفتن نیست!

همانجا که هستی در حضوری!

وقتی عمل ادمی بسوی تعالی است...مگوییم در راهی...مراتب و منازلی اگر هست در اعمال است.... و از این منظر ...بی عملی یعنی بی راه...یعنی در جا زدن....در جا زدن خسران است...قران می فرماید: براستی آدمی در زیان است مگر آنان که عمل صالح انجام دادند... ودیگران را به آن توصیه کردند و در این مقصد صبر پیشه کردند....

غیر این الباقی می شود بی راه... میشود زیان وخسران....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میروی و نمی رسی صد باره می روی و نمیرسی و حتی یکبار شک نمی کنی که چرا!؟<br />
راه آن است که میروی و میرسی&#8230;.وقتی نمیرسی  شاید رهرو نیستی درواقع&#8230;. خیال می کنی که می روی&#8230;اگر بروی هر طرف که بروی وجه الله است&#8230;.رهرو در رفتن خویش همواره به سوی اوست&#8230;.آن دیگری در توهم راه و رفتن است&#8230;اما به جای خویش مانده است&#8230;.راه ِ رفتنی، یکی ست&#8230;کوتاه است &#8230;.مستقیم است&#8230;در راه که نباشیم &#8230;. در عدم واژه راه&#8230;. بیراه معنا می یابد&#8230;</p>
<p>اگر نظر شخص مرا بخواهید&#8230;.بیان واژه ی راه و بیراه فقط وفقط برای بیان مفهوم بکار برده می شوند&#8230;. خداوند  در جایی خاصی نیست که بخواهیم برویم تا به ایستگاهش برسیم&#8230;.جایی برای رفتن نیست!</p>
<p>همانجا که هستی در حضوری!</p>
<p>وقتی عمل ادمی بسوی تعالی است&#8230;مگوییم در راهی&#8230;مراتب و منازلی اگر هست در اعمال است&#8230;. و از این منظر &#8230;بی عملی یعنی بی راه&#8230;یعنی در جا زدن&#8230;.در جا زدن خسران است&#8230;قران می فرماید: براستی آدمی در زیان است مگر آنان که عمل صالح انجام دادند&#8230; ودیگران را به آن توصیه کردند و در این مقصد صبر پیشه کردند&#8230;.</p>
<p>غیر این الباقی می شود بی راه&#8230; میشود زیان وخسران&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با باران</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2417</link>
		<dc:creator>باران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2417</guid>
		<description>هر جای دنیایی دلم اونجاست
من کعبه مو دور تو می سازم
من پشت کردم به همه دنیا
تا رو به تو سجاده بندازم
هر روز حسم تازه تر می شه
غرق تو می شم بلکه دریا شم
بیزارم از اینکه تمام عمر
از روی عادت عاشقت باشم
گاهی  پرستیدن عبادت نیست
با اینکه سر رو مهر می ذاری
گاهی برای دیدن عشقت
باید سر از رو مهر برداری
یک عمر هر دردی به من دادی
حس میکنم عین نیازم بود
جایی که افتادم به پای تو
زیباترین جای نمازم بود....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هر جای دنیایی دلم اونجاست<br />
من کعبه مو دور تو می سازم<br />
من پشت کردم به همه دنیا<br />
تا رو به تو سجاده بندازم<br />
هر روز حسم تازه تر می شه<br />
غرق تو می شم بلکه دریا شم<br />
بیزارم از اینکه تمام عمر<br />
از روی عادت عاشقت باشم<br />
گاهی  پرستیدن عبادت نیست<br />
با اینکه سر رو مهر می ذاری<br />
گاهی برای دیدن عشقت<br />
باید سر از رو مهر برداری<br />
یک عمر هر دردی به من دادی<br />
حس میکنم عین نیازم بود<br />
جایی که افتادم به پای تو<br />
زیباترین جای نمازم بود&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با فرهاد</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2416</link>
		<dc:creator>فرهاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2416</guid>
		<description>سالک گفت در همه راه که آمدم دانستم که راه یکی ست. بی راهی در کار نیست. راه، راه است و بی راه نیست.
بی راه چیزی جعلی ست. رهرو می باید حقیقت از جعل و بی راه باز بشناسد. افسوس که دراین شناخت چیز از شنیده ها را سند میکند و شناختی مجعول او را هدایت به راه جعلی میکند. راهی که در واژه و تعریف چیزی صدیق است اما در باطن جعل است.
سالک گفت میروی و نمی رسی صد باره می روی و نمیرسی و حتی یکبار شک نمی کنی که چرا!؟

با سلام...جناب رشیدی...در این بخش من نوعی دوگانگی میبینم.....خلاصه راه و بیراه داریم یا نه؟به نظر نوعی تضاد به کار برده اید که فهمش مشکل است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سالک گفت در همه راه که آمدم دانستم که راه یکی ست. بی راهی در کار نیست. راه، راه است و بی راه نیست.<br />
بی راه چیزی جعلی ست. رهرو می باید حقیقت از جعل و بی راه باز بشناسد. افسوس که دراین شناخت چیز از شنیده ها را سند میکند و شناختی مجعول او را هدایت به راه جعلی میکند. راهی که در واژه و تعریف چیزی صدیق است اما در باطن جعل است.<br />
سالک گفت میروی و نمی رسی صد باره می روی و نمیرسی و حتی یکبار شک نمی کنی که چرا!؟</p>
<p>با سلام&#8230;جناب رشیدی&#8230;در این بخش من نوعی دوگانگی میبینم&#8230;..خلاصه راه و بیراه داریم یا نه؟به نظر نوعی تضاد به کار برده اید که فهمش مشکل است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با باران</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2415</link>
		<dc:creator>باران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2415</guid>
		<description>چونی گر نالم از سوز جدایی....نیستان را به آتش می کشانم...نیستان را به آتش می کشانم...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چونی گر نالم از سوز جدایی&#8230;.نیستان را به آتش می کشانم&#8230;نیستان را به آتش می کشانم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2414</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2414</guid>
		<description>هر منزل این راه بیابان هلاک است.... هرچشمه سرابیست که بر سینه ی خاک است...چون همسفر عشق شدی....مرد سفر باش... هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هر منزل این راه بیابان هلاک است&#8230;. هرچشمه سرابیست که بر سینه ی خاک است&#8230;چون همسفر عشق شدی&#8230;.مرد سفر باش&#8230; هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با فرهاد(میشکا)</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2413</link>
		<dc:creator>فرهاد(میشکا)</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2413</guid>
		<description>با سلام و عرض ادب و احترام....جناب رشیدی قلم شیوایی دارید که ریشه در مطالعات زیاد و هوش  و استعداد سرشارتان دارد....قدم در راهی بی بازگشت گذاشته اید که در هر قدمی به دو راهی های زیادی منتهی می شود که انحراف در هر مرحله ای غیرقابل جبران می باشد.من هرگز جرئت خطر کردن در این حد را نداشته ام.برای شما آرزوی توفیق داشته و برای مقصدی که انتخاب نموده اید احترام قائلم.امیدوارم خداون سبحان راه لغزش های احتمالی را بر شما ببندد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام و عرض ادب و احترام&#8230;.جناب رشیدی قلم شیوایی دارید که ریشه در مطالعات زیاد و هوش  و استعداد سرشارتان دارد&#8230;.قدم در راهی بی بازگشت گذاشته اید که در هر قدمی به دو راهی های زیادی منتهی می شود که انحراف در هر مرحله ای غیرقابل جبران می باشد.من هرگز جرئت خطر کردن در این حد را نداشته ام.برای شما آرزوی توفیق داشته و برای مقصدی که انتخاب نموده اید احترام قائلم.امیدوارم خداون سبحان راه لغزش های احتمالی را بر شما ببندد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با باران</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2412</link>
		<dc:creator>باران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2412</guid>
		<description>دل تنگم...بی رنگ رخت زمانه زندان من است...بیمارم و دیدار تو درمان من است...بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی...آنچ از غم هجران تو بر جان من است...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دل تنگم&#8230;بی رنگ رخت زمانه زندان من است&#8230;بیمارم و دیدار تو درمان من است&#8230;بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی&#8230;آنچ از غم هجران تو بر جان من است&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2411</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2411</guid>
		<description>سلام
مهم نیست که گفته...مهم است که چه گفته....که عشق آسان نمود اول...ولی افتاد مشکل ها...
درود بر شما</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
مهم نیست که گفته&#8230;مهم است که چه گفته&#8230;.که عشق آسان نمود اول&#8230;ولی افتاد مشکل ها&#8230;<br />
درود بر شما</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با امیرحسین</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2410</link>
		<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2410</guid>
		<description>درود.
چرا شعر &quot;یزید&quot; را برایمان فرستادید؟!!!!

مطلبتان خوب بود اما من در این زمینه بطور محض تخصصی ندارم که نظر بدهم....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود.<br />
چرا شعر &#8220;یزید&#8221; را برایمان فرستادید؟!!!!</p>
<p>مطلبتان خوب بود اما من در این زمینه بطور محض تخصصی ندارم که نظر بدهم&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نیلمن با فرهاد</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%db%8c%d9%84%d9%85%d9%86/comment-page-1/#comment-2409</link>
		<dc:creator>فرهاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?page_id=395#comment-2409</guid>
		<description>با سلام.....متن های چند لایه با یکی-دو بار خواندن قابل هضم نیست مخصوصا وقتی نویسنده متن را از هزارتوی فکری خویش عبور دهدو بر صفحه کاغذ جاری کند.برای درک این نوشته ها بایستی صبور بود...و صبور.جناب رشیدی.دنیای بزرگی دارید.امیدوارم موفق و بهروز باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام&#8230;..متن های چند لایه با یکی-دو بار خواندن قابل هضم نیست مخصوصا وقتی نویسنده متن را از هزارتوی فکری خویش عبور دهدو بر صفحه کاغذ جاری کند.برای درک این نوشته ها بایستی صبور بود&#8230;و صبور.جناب رشیدی.دنیای بزرگی دارید.امیدوارم موفق و بهروز باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای مسیر با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%b3%db%8c%d8%b1-2/comment-page-1/#comment-2408</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1157#comment-2408</guid>
		<description>باور بکنید یا نه نوشته هایتان را به ترتیب معنایی می خوانم. حتی هر بار که سعی می کنم رج بزنم و شانسی یکی را باز کنم باز یک ربطی به قبلیش پیدا می کند. حتی اگر روزهایی بینشان فاصله بیفتد بالاخره یک ربطی به حالم، به اوقاتم، به آنچه دو روز متوالی به آن فکر کرده ام، به سوال ذهنم پیدا می کند. 
هی من می گویم اینجا بوی عجیبی می آید هی شما لاپوشانی کنید.
متشکرم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باور بکنید یا نه نوشته هایتان را به ترتیب معنایی می خوانم. حتی هر بار که سعی می کنم رج بزنم و شانسی یکی را باز کنم باز یک ربطی به قبلیش پیدا می کند. حتی اگر روزهایی بینشان فاصله بیفتد بالاخره یک ربطی به حالم، به اوقاتم، به آنچه دو روز متوالی به آن فکر کرده ام، به سوال ذهنم پیدا می کند.<br />
هی من می گویم اینجا بوی عجیبی می آید هی شما لاپوشانی کنید.<br />
متشکرم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با شیفته</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2407</link>
		<dc:creator>شیفته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2407</guid>
		<description>&lt;blockquote cite=&quot;#commentbody-2404&quot;&gt;
&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;#comment-2404&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;pegah &lt;/a&gt; :&lt;/strong&gt;راه مسیر سفر سختی تلاش بیداری تسلیم نشدن ادامه دادن…نرسیدن باز هم رفتن و باز هم نرسیدن

&lt;a href=&quot;http://www.iranjoy.com&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;Reza Rashidi&lt;/a&gt; &lt;em&gt;پاسخ در تاریخ بهمن ۱۸م, ۱۳۹۰ ۵:۳۷ ب.ظ&lt;/em&gt;:
رسیدن های پی در پی به مقصد های هم معنامفهوم مبهم، ماندن را گم می کند…&lt;/blockquote&gt;
مقصد خدا است ،خدا بینهایت است و کدامین راه است که به نقطه یا خالی ، خارج از بینهایت  منتهی شود؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<blockquote cite="#commentbody-2404"><p>
<strong><a href="#comment-2404" rel="nofollow">pegah </a> :</strong>راه مسیر سفر سختی تلاش بیداری تسلیم نشدن ادامه دادن…نرسیدن باز هم رفتن و باز هم نرسیدن</p>
<p><a href="http://www.iranjoy.com" rel="nofollow">Reza Rashidi</a> <em>پاسخ در تاریخ بهمن ۱۸م, ۱۳۹۰ ۵:۳۷ ب.ظ</em>:<br />
رسیدن های پی در پی به مقصد های هم معنامفهوم مبهم، ماندن را گم می کند…</p></blockquote>
<p>مقصد خدا است ،خدا بینهایت است و کدامین راه است که به نقطه یا خالی ، خارج از بینهایت  منتهی شود؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با شیفته</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2406</link>
		<dc:creator>شیفته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2406</guid>
		<description>عرض سلام وادب 
ضمن عرض تشکر از پاسخ جنابعالی .
یقینا حق با جنابعالی است ،ولی چه سخت است  وارهیدن از منیت و انانیت نفسانی و رسیدن به مقام بندگی .هربار که از هرموردی در شکایت ام هماندم در مییابم که دلیل گله ام  چیزی نیست جز منیت ،که برایم گران است که برنجاند &quot;من &quot; را هرچیزی یا هرکسی و چه نارنجی است این &quot;من &quot; .
مستدام باشید .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عرض سلام وادب<br />
ضمن عرض تشکر از پاسخ جنابعالی .<br />
یقینا حق با جنابعالی است ،ولی چه سخت است  وارهیدن از منیت و انانیت نفسانی و رسیدن به مقام بندگی .هربار که از هرموردی در شکایت ام هماندم در مییابم که دلیل گله ام  چیزی نیست جز منیت ،که برایم گران است که برنجاند &#8220;من &#8221; را هرچیزی یا هرکسی و چه نارنجی است این &#8220;من &#8221; .<br />
مستدام باشید .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2405</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2405</guid>
		<description>رسیدن های پی در پی به مقصد های هم معنا
مفهوم مبهم، ماندن را گم می کند...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>رسیدن های پی در پی به مقصد های هم معنا<br />
مفهوم مبهم، ماندن را گم می کند&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با pegah</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2404</link>
		<dc:creator>pegah</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2404</guid>
		<description>راه مسیر سفر سختی تلاش بیداری تسلیم نشدن ادامه دادن...نرسیدن باز هم رفتن و باز هم نرسیدن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راه مسیر سفر سختی تلاش بیداری تسلیم نشدن ادامه دادن&#8230;نرسیدن باز هم رفتن و باز هم نرسیدن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2403</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2403</guid>
		<description>شما به دیده لطف دیده ای و چنین برداشتی داشته ای... شاید که دیگری عکس نطر شما را بیان کند... ببخشید که برخی کلمات را حذف کردم...

گفتا تو از کجایی که آشفته می‌نمایی، گفتم منم غریبی از شهر آشنایی

گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری، گفتم بر آستانت دارم سر گدایی

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد، گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت، گفتا تو بندگی کن کاو بنده ‌پرور آید
گفتا تو بندگی کن کاو بنده ‌پرور آید
گفتا تو بندگی کن کاو بنده ‌پرور آید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شما به دیده لطف دیده ای و چنین برداشتی داشته ای&#8230; شاید که دیگری عکس نطر شما را بیان کند&#8230; ببخشید که برخی کلمات را حذف کردم&#8230;</p>
<p>گفتا تو از کجایی که آشفته می‌نمایی، گفتم منم غریبی از شهر آشنایی</p>
<p>گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری، گفتم بر آستانت دارم سر گدایی</p>
<p>گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد، گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید</p>
<p>گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت، گفتا تو بندگی کن کاو بنده ‌پرور آید<br />
گفتا تو بندگی کن کاو بنده ‌پرور آید<br />
گفتا تو بندگی کن کاو بنده ‌پرور آید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با شیفته</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2402</link>
		<dc:creator>شیفته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2402</guid>
		<description>عرض سلام و ادب 
چندین بار به وب معطر و نورانی جنابعالی آمدم و نظر گذاشتم ولی پیام ارور داد و نمی دانم این پیام به جنابعالی می رسد و یا اروری دیگر دریافت می کنم .
نوشته هایتان همه به زینت خلوص و صداقت آراسته اند و بنده بر اساس فهم خود از هرکدام بهره ای می برم .
جناب رشیدی جسارتا سوالی برایم پیش آمده که یقین دارم این سوال در ذهن تمامی خوانندگان مطالب الهی جنابعالی موج می زند .در صورت صلاحدید ،تمنای دریافت پاسخ دارم .
اگر از جنابعالی بپرسیم به نظر خودتان  در شما چه صفت ویژه ای بود ............. ،پاسختان چه خواهد بود؟یقینا پاسخ جنابعالی چراغ راهنمای پرفروغی برای مشتاقان خواهد بود .
مستدام باشید .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عرض سلام و ادب<br />
چندین بار به وب معطر و نورانی جنابعالی آمدم و نظر گذاشتم ولی پیام ارور داد و نمی دانم این پیام به جنابعالی می رسد و یا اروری دیگر دریافت می کنم .<br />
نوشته هایتان همه به زینت خلوص و صداقت آراسته اند و بنده بر اساس فهم خود از هرکدام بهره ای می برم .<br />
جناب رشیدی جسارتا سوالی برایم پیش آمده که یقین دارم این سوال در ذهن تمامی خوانندگان مطالب الهی جنابعالی موج می زند .در صورت صلاحدید ،تمنای دریافت پاسخ دارم .<br />
اگر از جنابعالی بپرسیم به نظر خودتان  در شما چه صفت ویژه ای بود &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. ،پاسختان چه خواهد بود؟یقینا پاسخ جنابعالی چراغ راهنمای پرفروغی برای مشتاقان خواهد بود .<br />
مستدام باشید .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با اسدالله اسدشیر</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2401</link>
		<dc:creator>اسدالله اسدشیر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2401</guid>
		<description>گفتم بنویس قرینه ای که از هر طرف بخوانی یکی باشد
 گفت 
همه
 گفتم و باز
 گفت مهم
گفتم بیشتر
گفت
 همه مهم
 گفتم و بیشتر
 گفت
مهم همه
 ببین چه می کند این
 ه و م
 که ه از نظری اولین حرف است
 و
م از نظری دیگر آخرین حرف
 در دالان خالق حروف
ابتدای دالان با ه شروع می شود و انتهای دالان به م ختم می شود
 مانده نظر تو چه باشد ای دوست
خوشحالم کن مرا به جوابی
که من تشنه جوابم
از هر که رسد 
منتهی هر چه از دوست رسد نیکوست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گفتم بنویس قرینه ای که از هر طرف بخوانی یکی باشد<br />
 گفت<br />
همه<br />
 گفتم و باز<br />
 گفت مهم<br />
گفتم بیشتر<br />
گفت<br />
 همه مهم<br />
 گفتم و بیشتر<br />
 گفت<br />
مهم همه<br />
 ببین چه می کند این<br />
 ه و م<br />
 که ه از نظری اولین حرف است<br />
 و<br />
م از نظری دیگر آخرین حرف<br />
 در دالان خالق حروف<br />
ابتدای دالان با ه شروع می شود و انتهای دالان به م ختم می شود<br />
 مانده نظر تو چه باشد ای دوست<br />
خوشحالم کن مرا به جوابی<br />
که من تشنه جوابم<br />
از هر که رسد<br />
منتهی هر چه از دوست رسد نیکوست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خیال با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%84/comment-page-1/#comment-2399</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1197#comment-2399</guid>
		<description>۱۲ آبان ۸۷ در جستجوی خیال کسی به قول شما به &quot;شکارگاهی&quot; رسیدم بس بدیع، اما پژواک اعمالم با دردی عظیم از آغوش خیال بیرونم کشید . چند سالی گریستم تا زخمم جوش خورد. یادش به خیر. جزایتان خیر. ـ اخیرا زیاد دعایتان میکنم.ـ</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>۱۲ آبان ۸۷ در جستجوی خیال کسی به قول شما به &#8220;شکارگاهی&#8221; رسیدم بس بدیع، اما پژواک اعمالم با دردی عظیم از آغوش خیال بیرونم کشید . چند سالی گریستم تا زخمم جوش خورد. یادش به خیر. جزایتان خیر. ـ اخیرا زیاد دعایتان میکنم.ـ</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2398</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2398</guid>
		<description>گروهی میبینند و گروهی می شنوند....!!و  گاهی شوق شنیدن چیزی را مرئی می کند ....!!!
میگویید در ساحل جزیره ناشناخته ها بنشین و حصیر بباف. در حالی که صدای موجهای دریا ما را دیوانه وار به خود می خواند. تمرکزت را ر هم می زند و غلط میبافی و مجبور می شوی بشکافی و از نو ببافی. 
خویشتن نگاهدار چشم بربند و بر کاری که می کنی تمرکز کن. چه سخت است خدا.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گروهی میبینند و گروهی می شنوند&#8230;.!!و  گاهی شوق شنیدن چیزی را مرئی می کند &#8230;.!!!<br />
میگویید در ساحل جزیره ناشناخته ها بنشین و حصیر بباف. در حالی که صدای موجهای دریا ما را دیوانه وار به خود می خواند. تمرکزت را ر هم می زند و غلط میبافی و مجبور می شوی بشکافی و از نو ببافی.<br />
خویشتن نگاهدار چشم بربند و بر کاری که می کنی تمرکز کن. چه سخت است خدا.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با محمد بینش (م ــ زیبا روز)</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2396</link>
		<dc:creator>محمد بینش (م ــ زیبا روز)</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2396</guid>
		<description>با عرض سلام مجدد 
به اطلاع می رسانم که &quot; دیدار مثنوی&quot; با سخنی در باره شهود بی واسطه عشق از دیدگاه مولانا بروز شده است . قومتان روی چشم اگر سری بما بزنید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام مجدد<br />
به اطلاع می رسانم که &#8221; دیدار مثنوی&#8221; با سخنی در باره شهود بی واسطه عشق از دیدگاه مولانا بروز شده است . قومتان روی چشم اگر سری بما بزنید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2395</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2395</guid>
		<description>رقصی در اندام کلمات، و هر بار به دیگر صورتی بدیع.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>رقصی در اندام کلمات، و هر بار به دیگر صورتی بدیع.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2394</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2394</guid>
		<description>به حق که در من هیچ نمی ماند جز سکوت. تا تماشا راه بسیار است.
آه و آه و آه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به حق که در من هیچ نمی ماند جز سکوت. تا تماشا راه بسیار است.<br />
آه و آه و آه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با شکوفه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2393</link>
		<dc:creator>شکوفه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2393</guid>
		<description>سلام
مطمئن نبودم که این دفعه بتوانم برای شما کامنت بگذ ارم .من بارها به این خلوت امده ام .نوشته هایتان را خواندم حتی کپی گرفتم وروی وبلاگ خودم گذاشتم .ولیموفق نشده بودم کامنت بگذارم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
مطمئن نبودم که این دفعه بتوانم برای شما کامنت بگذ ارم .من بارها به این خلوت امده ام .نوشته هایتان را خواندم حتی کپی گرفتم وروی وبلاگ خودم گذاشتم .ولیموفق نشده بودم کامنت بگذارم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با شکوفه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2392</link>
		<dc:creator>شکوفه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2392</guid>
		<description>سلام 
بسیار لذت بردم 
از معرفتی که به قلم  نگاشته شد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
بسیار لذت بردم<br />
از معرفتی که به قلم  نگاشته شد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای آخر الزمان با jari</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2391</link>
		<dc:creator>jari</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=584#comment-2391</guid>
		<description>باسلام
مطلبی بس جالب وخواندنی بود
میشود بامن که در بند زمانم بنمایی که بندگی عملیش چگونه است؟
باسپاس</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باسلام<br />
مطلبی بس جالب وخواندنی بود<br />
میشود بامن که در بند زمانم بنمایی که بندگی عملیش چگونه است؟<br />
باسپاس</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2390</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2390</guid>
		<description>درود برشما</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود برشما</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با مطرب دل‌</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2389</link>
		<dc:creator>مطرب دل‌</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2389</guid>
		<description>وبلاگ ما بدون حضور شما صفای قبلیشو نداره، یه مدت سر میزدید. لطفا باز هم بیاین خوشحال می شم

یا حق</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وبلاگ ما بدون حضور شما صفای قبلیشو نداره، یه مدت سر میزدید. لطفا باز هم بیاین خوشحال می شم</p>
<p>یا حق</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای زمان با jari</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2388</link>
		<dc:creator>jari</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1324#comment-2388</guid>
		<description>درود خدا بر محمد و آل محمد. بر او که حمد عالم بود در تجلی خطاب نابِ بودن. گفت و شنید و احمد محمود و محمد بود و هست.

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

آمین یا رب العالمین</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود خدا بر محمد و آل محمد. بر او که حمد عالم بود در تجلی خطاب نابِ بودن. گفت و شنید و احمد محمود و محمد بود و هست.</p>
<p>رقصی چنین میانه میدانم آرزوست</p>
<p>آمین یا رب العالمین</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2387</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2387</guid>
		<description>http://iranjoy.com/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://iranjoy.com/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84/" rel="nofollow">http://iranjoy.com/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84/</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2386</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2386</guid>
		<description>هر چه گشتم خیال را نیافتم. راهنماییم کنید لطفاً.
.... و متشکرم. از اینکه صبور و سپید سخن می گویید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هر چه گشتم خیال را نیافتم. راهنماییم کنید لطفاً.<br />
&#8230;. و متشکرم. از اینکه صبور و سپید سخن می گویید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با مریم</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2385</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2385</guid>
		<description>تا به کی آهسته نالم در نهان چون چشمه سار؟  همچو موجم نعره ی دیوانه واری آرزوست

درودبرنهادشما</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تا به کی آهسته نالم در نهان چون چشمه سار؟  همچو موجم نعره ی دیوانه واری آرزوست</p>
<p>درودبرنهادشما</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای هفت وادی با میشکا</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%af%db%8c/comment-page-1/#comment-2384</link>
		<dc:creator>میشکا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=816#comment-2384</guid>
		<description>با سلام...با تشکر...آفرین به این همه توانمندی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام&#8230;با تشکر&#8230;آفرین به این همه توانمندی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2383</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2383</guid>
		<description>سلام
چیزی جز آنچه در مجموع این نوشته ها نوشته ام نمی دانم...
بگرد آنها را اگر جوینده ای شاید که یابنده شوی...
اگر اگر شدی حلالت باد...
اگر نشد معذورم دار...
درود بر شما</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
چیزی جز آنچه در مجموع این نوشته ها نوشته ام نمی دانم&#8230;<br />
بگرد آنها را اگر جوینده ای شاید که یابنده شوی&#8230;<br />
اگر اگر شدی حلالت باد&#8230;<br />
اگر نشد معذورم دار&#8230;<br />
درود بر شما</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با مریم</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2382</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2382</guid>
		<description>سلام.بسیارممنون ازپاسخ شما.باعرض معذرت به همان لینک مراجعه کردم.اما نمیدانم به جواب رسیدم یا نرسیدم.خواهشم اینست که مرابه حال خودرهانکنید.(گویافهمم اندک است)
آنچه که فهمیدم شاید هم به اشتباه این بود(سالک گفت جعل دانسته ی من بود!از آن تهی شدم)اگردرست فهمیدم بازهم سوال دارم:

چگونه میشودازاین جعلیات رهاشدومهم ترچگونه میتوان آنهاراشناخت؟؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.بسیارممنون ازپاسخ شما.باعرض معذرت به همان لینک مراجعه کردم.اما نمیدانم به جواب رسیدم یا نرسیدم.خواهشم اینست که مرابه حال خودرهانکنید.(گویافهمم اندک است)<br />
آنچه که فهمیدم شاید هم به اشتباه این بود(سالک گفت جعل دانسته ی من بود!از آن تهی شدم)اگردرست فهمیدم بازهم سوال دارم:</p>
<p>چگونه میشودازاین جعلیات رهاشدومهم ترچگونه میتوان آنهاراشناخت؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2381</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2381</guid>
		<description>تصور چیزی، توهم چیزی و خیال چیزی دیگر است.
پیشتر از خیال نوشته ام در مطلبی با همین عنوان...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تصور چیزی، توهم چیزی و خیال چیزی دیگر است.<br />
پیشتر از خیال نوشته ام در مطلبی با همین عنوان&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2380</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2380</guid>
		<description>چقدر تصور کردن زیباست. ما جادوگرانی هستیم با عصای سحرآمیز که خودمان خبر نداریم. گیر کرده ایم در زندان «چه کنم» و جادو بین دو دستمان است. 
جان ندارم ... نا ندارم ... انگیزه ندارم ... پشتکار ندارم... های اگر فقط یک کمی تصور کنیم ... چنان عشقی و  ذوقی سراپای آدم را می گیرد که می خواهی فقط بدوی. ... ای به کجاها که می رود ذهن بشر. 
یه کم که فکر می کنم، ذهنم پر از طرحهای عجیب و آبستره (درست میگم؟ نمی دانم!) یا سوررئال یا نمی دانم چی می شود.
ممنونم که هستید. شکر.
تصور کنید و بنویسید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر تصور کردن زیباست. ما جادوگرانی هستیم با عصای سحرآمیز که خودمان خبر نداریم. گیر کرده ایم در زندان «چه کنم» و جادو بین دو دستمان است.<br />
جان ندارم &#8230; نا ندارم &#8230; انگیزه ندارم &#8230; پشتکار ندارم&#8230; های اگر فقط یک کمی تصور کنیم &#8230; چنان عشقی و  ذوقی سراپای آدم را می گیرد که می خواهی فقط بدوی. &#8230; ای به کجاها که می رود ذهن بشر.<br />
یه کم که فکر می کنم، ذهنم پر از طرحهای عجیب و آبستره (درست میگم؟ نمی دانم!) یا سوررئال یا نمی دانم چی می شود.<br />
ممنونم که هستید. شکر.<br />
تصور کنید و بنویسید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2379</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2379</guid>
		<description>جناب بینش، زیبایی در شماست...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جناب بینش، زیبایی در شماست&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2378</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2378</guid>
		<description>سلام بر شما
این لینک را ببینید:
http://iranjoy.com/%D8%B9%D9%85%D9%84
شاید در نوشته های دیگری نیز اشاره کرده باشم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بر شما<br />
این لینک را ببینید:<br />
<a href="http://iranjoy.com/%D8%B9%D9%85%D9%84" rel="nofollow">http://iranjoy.com/%D8%B9%D9%85%D9%84</a><br />
شاید در نوشته های دیگری نیز اشاره کرده باشم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با محمد بینش (م ــ زیبا روز)</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2377</link>
		<dc:creator>محمد بینش (م ــ زیبا روز)</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2377</guid>
		<description>با درود و سلام فراوان .قلم جادویی شما چنان است که پرتو صدق نوشتار و گفتارتان بر دل انسان می نشیند .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با درود و سلام فراوان .قلم جادویی شما چنان است که پرتو صدق نوشتار و گفتارتان بر دل انسان می نشیند .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با مریم</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2376</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2376</guid>
		<description>سلام.قصددارم به فرمایش شما(عمل کردن به دانسته ها مرز هایی نو را نشان خواهد… و سعت سرزمین دانسته ها را افزایش میدهد)
عمل کنم.اما برام سوالی پیش آمد کرده که منظورازاین دانسته هاچیست؟؟به کدام آنهابایدعمل کرد؟؟ازچه دست ونوعی هستند؟؟؟
من سن کمی دارم ومشتاق دانستن.لطفاتوضیح واضح تری بفرماییدوروح تشنه مرا به جوابی سیراب کنید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.قصددارم به فرمایش شما(عمل کردن به دانسته ها مرز هایی نو را نشان خواهد… و سعت سرزمین دانسته ها را افزایش میدهد)<br />
عمل کنم.اما برام سوالی پیش آمد کرده که منظورازاین دانسته هاچیست؟؟به کدام آنهابایدعمل کرد؟؟ازچه دست ونوعی هستند؟؟؟<br />
من سن کمی دارم ومشتاق دانستن.لطفاتوضیح واضح تری بفرماییدوروح تشنه مرا به جوابی سیراب کنید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2375</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2375</guid>
		<description>سلام 
مقداری از نوشته ات را حذف کردم...
متاسفانه توانایی جسمی و روحی ام در حال حاضر در حدی نیست که بتوانم بگونه ای وارد این بحث شوم که نتیجه ای معقول از آن بگیریم و بی راه نرویم.
دوست خوبم کمی به خود آرامش بده...
متن 20 صفحه ای را که نوشتی خواندم...
در آن هم حرفهای بسیار جدی هست و هم حرفهایی که باید از آنها گذشت...
تلاش برای پافتن پاسخ بی آنکه ظرفیت مناسب برای پاسخ به وجود آمده باشد. همه چیز را به هم می ریزد... همه چیز را... هم روح را ... هم جسم را...
آیه 47 از سوره هود را ببین... می فرماید... پروردگارا! من به تو پناه مى‌برم که از تو چیزى بخواهم که بدان علم ندارم، و اگر مرا نیامرزى و بر من ترحم نکنى از زیانکاران مى‌شوم...
دوست من... کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ... کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم...
بگذار هر پاسخی خودش بیاید... در زمان خودش... در مکان خودش....
مگر با آنچه که اکنون می دانیم چه کرده ایم....آیا به آنها عمل میکنیم؟....عمل کردن به دانسته ها مرز هایی نو را نشان خواهد... و سعت سرزمین دانسته ها  را افزایش میدهد.. بی آنکه ما را از درون و برون منهدم کند... تمرکز به ^ ندانسته^ در ناشناخته، ساختار روال جسمی و روحی ما را به هم می ریزد و به هیچ کجا ختم نمی شود...
دوست خوبم ما مقیم در ساحل جزیره دانسته ها هستیم... ساحلی که اقیانوس بی کران ناشناخته آن را احاطه کرده است...بسیاری دل به این دریا زدند....نمی دانم کدامشان شناگران ماهری بودند.... می دانم هیچکدام  برنگشته اند.... مگر آنکه تنها کمی پای خود را در آب زده و لاف شناگری می بافد....
شرح این هجران و این سوز جگر این زمان بگذار تا وقت دگر...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
مقداری از نوشته ات را حذف کردم&#8230;<br />
متاسفانه توانایی جسمی و روحی ام در حال حاضر در حدی نیست که بتوانم بگونه ای وارد این بحث شوم که نتیجه ای معقول از آن بگیریم و بی راه نرویم.<br />
دوست خوبم کمی به خود آرامش بده&#8230;<br />
متن ۲۰ صفحه ای را که نوشتی خواندم&#8230;<br />
در آن هم حرفهای بسیار جدی هست و هم حرفهایی که باید از آنها گذشت&#8230;<br />
تلاش برای پافتن پاسخ بی آنکه ظرفیت مناسب برای پاسخ به وجود آمده باشد. همه چیز را به هم می ریزد&#8230; همه چیز را&#8230; هم روح را &#8230; هم جسم را&#8230;<br />
آیه ۴۷ از سوره هود را ببین&#8230; می فرماید&#8230; پروردگارا! من به تو پناه مى‌برم که از تو چیزى بخواهم که بدان علم ندارم، و اگر مرا نیامرزى و بر من ترحم نکنى از زیانکاران مى‌شوم&#8230;<br />
دوست من&#8230; کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ&#8230; کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم&#8230;<br />
بگذار هر پاسخی خودش بیاید&#8230; در زمان خودش&#8230; در مکان خودش&#8230;.<br />
مگر با آنچه که اکنون می دانیم چه کرده ایم&#8230;.آیا به آنها عمل میکنیم؟&#8230;.عمل کردن به دانسته ها مرز هایی نو را نشان خواهد&#8230; و سعت سرزمین دانسته ها  را افزایش میدهد.. بی آنکه ما را از درون و برون منهدم کند&#8230; تمرکز به ^ ندانسته^ در ناشناخته، ساختار روال جسمی و روحی ما را به هم می ریزد و به هیچ کجا ختم نمی شود&#8230;<br />
دوست خوبم ما مقیم در ساحل جزیره دانسته ها هستیم&#8230; ساحلی که اقیانوس بی کران ناشناخته آن را احاطه کرده است&#8230;بسیاری دل به این دریا زدند&#8230;.نمی دانم کدامشان شناگران ماهری بودند&#8230;. می دانم هیچکدام  برنگشته اند&#8230;. مگر آنکه تنها کمی پای خود را در آب زده و لاف شناگری می بافد&#8230;.<br />
شرح این هجران و این سوز جگر این زمان بگذار تا وقت دگر&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با اسدالله اسدشیر</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2374</link>
		<dc:creator>اسدالله اسدشیر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2374</guid>
		<description>&lt;a href=&quot;#comment-2371&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;@سمانه &lt;/a&gt; 
اولین کلمه آه نیست. «ه» است.تاریکی و سرما و سکوت مطلق را تصور کن. ناگهان نفخه ای از نور و گرما و صدا در این محیط میپیچد. این نفخه به اندازه نقطه ای میباشد. حال نقطه ای وجود دارد که ذره نور و ذره گرما و ذره صدا را.... نه بگذار این طوری بگویم.
یک فضای سه بعدی را تصور کن که سه محورش یکی تاریکی، یکی سرما و یکی سکوت مطلق است. قرینه این فضای سه بعدی، فضای سه بعدی دیگری است که محورهایش یکی نور، یکی گرما، و یکی صدا است. این دو فضا وقتی که با هم تصادف میکنند نقطه اشتراکشان یک نقطه می شود که نه روشن است نه تاریک نه سرد است نه گرم و نه سکوت است و نه صدا. این نقطه نقطه حد وسط است. نقاطی که در فضای نورگرماصدا هستند و تاریکی سرما و سکوت دوست دارند به سمت فضای دیگر کوچ می کنند و همین طور بالعکس. هر آنکه میخواهد از این مرز عبور کند باید قدرت عدم شدن و نابودی مطلق را بچشد و از چشیدن آن نترسد. نقاط بین دو فضا بطور یک حلقه دور و تسلسل ابدی در چرخش است. بخاطر همین شاعر میگوید که ای کاشکی بودی عدم تا باز رستی از عدم.
تجربه پنگوئنهای امپراطور در قطب شمال نمونه عملی توضیحات بالا در طبیعت است. پنگوئنها با تشکیل یک مجموعه و تمرکز و اتحاد در یک نقطه تولید گرما میکنند و به نوبت دور این توده گرمایی حرکت میکنند. همه برای مدتی هم سرمای کشنده را تجربه میکنند و هم گرمای متبوع مجموعه را. خیلی زیباست نه؟ واینجاست که خداوند حق دارد بگوید فتبارک الله احسن الخالقین.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="#comment-2371" rel="nofollow">@سمانه </a><br />
اولین کلمه آه نیست. «ه» است.تاریکی و سرما و سکوت مطلق را تصور کن. ناگهان نفخه ای از نور و گرما و صدا در این محیط میپیچد. این نفخه به اندازه نقطه ای میباشد. حال نقطه ای وجود دارد که ذره نور و ذره گرما و ذره صدا را&#8230;. نه بگذار این طوری بگویم.<br />
یک فضای سه بعدی را تصور کن که سه محورش یکی تاریکی، یکی سرما و یکی سکوت مطلق است. قرینه این فضای سه بعدی، فضای سه بعدی دیگری است که محورهایش یکی نور، یکی گرما، و یکی صدا است. این دو فضا وقتی که با هم تصادف میکنند نقطه اشتراکشان یک نقطه می شود که نه روشن است نه تاریک نه سرد است نه گرم و نه سکوت است و نه صدا. این نقطه نقطه حد وسط است. نقاطی که در فضای نورگرماصدا هستند و تاریکی سرما و سکوت دوست دارند به سمت فضای دیگر کوچ می کنند و همین طور بالعکس. هر آنکه میخواهد از این مرز عبور کند باید قدرت عدم شدن و نابودی مطلق را بچشد و از چشیدن آن نترسد. نقاط بین دو فضا بطور یک حلقه دور و تسلسل ابدی در چرخش است. بخاطر همین شاعر میگوید که ای کاشکی بودی عدم تا باز رستی از عدم.<br />
تجربه پنگوئنهای امپراطور در قطب شمال نمونه عملی توضیحات بالا در طبیعت است. پنگوئنها با تشکیل یک مجموعه و تمرکز و اتحاد در یک نقطه تولید گرما میکنند و به نوبت دور این توده گرمایی حرکت میکنند. همه برای مدتی هم سرمای کشنده را تجربه میکنند و هم گرمای متبوع مجموعه را. خیلی زیباست نه؟ واینجاست که خداوند حق دارد بگوید فتبارک الله احسن الخالقین.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با اسدالله اسدشیر</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2373</link>
		<dc:creator>اسدالله اسدشیر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2373</guid>
		<description>در مدارات الکترونیکی قطعه ای داریم به نام ضد کننده. not
شیطان تنها یک دستور است. دستور ضد کننده.
اگر هستی را به او بدهی نیستی تحیول می دهد و اگر نیستی به او بدهی هستی تحویل می دهد. مانده نظر شما چه باشد رضا جان.
....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در مدارات الکترونیکی قطعه ای داریم به نام ضد کننده. not<br />
شیطان تنها یک دستور است. دستور ضد کننده.<br />
اگر هستی را به او بدهی نیستی تحیول می دهد و اگر نیستی به او بدهی هستی تحویل می دهد. مانده نظر شما چه باشد رضا جان.<br />
&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2371</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2371</guid>
		<description>به خواندنتان کبوتری اسیر توی سینه دل دل می کند، غریبی سر به دیوار زندان می کوبد، عشقی کهنه و فراموش از میان سینه سر بر می کشد، دیوانه ای غریو می کشد و زنجیر می ترکاند.... 
کسی که یادم نیست می گفت تنها کلمه ای که راست از میان جان بر می خیزد و زبان دخل و صرفی در آن ندارند آه است. نهانگاه دل که قبض می شود حبابی از دهان جان که دارد غرق می شود، خفه می شود؛ فرار می کند و از دهان که بیرون جهید ، حباب می ترکد و صدای غریب دلت را می شونی که  آه ....
آهم ، آه، خاصه بعد ازخواندن «مرا آن صورت غیبی به ابرو نکته می گوید.» 
بر باد شدم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به خواندنتان کبوتری اسیر توی سینه دل دل می کند، غریبی سر به دیوار زندان می کوبد، عشقی کهنه و فراموش از میان سینه سر بر می کشد، دیوانه ای غریو می کشد و زنجیر می ترکاند&#8230;.<br />
کسی که یادم نیست می گفت تنها کلمه ای که راست از میان جان بر می خیزد و زبان دخل و صرفی در آن ندارند آه است. نهانگاه دل که قبض می شود حبابی از دهان جان که دارد غرق می شود، خفه می شود؛ فرار می کند و از دهان که بیرون جهید ، حباب می ترکد و صدای غریب دلت را می شونی که  آه &#8230;.<br />
آهم ، آه، خاصه بعد ازخواندن «مرا آن صورت غیبی به ابرو نکته می گوید.»<br />
بر باد شدم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای حافظ ایمانی با مریم</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/comment-page-1/#comment-2370</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=240#comment-2370</guid>
		<description>ودرادامه به خودم قول خواهم داد که من بعد به دانسته های اندکم عمل کنم تابلکه از پریشانی افکارواحساس نجات یابم وجواب نادانسته های بیشمارم را دریابم.
التماس دعا.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ودرادامه به خودم قول خواهم داد که من بعد به دانسته های اندکم عمل کنم تابلکه از پریشانی افکارواحساس نجات یابم وجواب نادانسته های بیشمارم را دریابم.<br />
التماس دعا.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای حافظ ایمانی با مریم</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/comment-page-1/#comment-2369</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=240#comment-2369</guid>
		<description>سلام استاد عزیز.برخی از نوشته های ارزشمندتان را خواندم وبهترین درسی که گرفتم وشاید جواب سوال های بی انتهای ذهنم بود این جمله بود((خلوص نیت در عمل به آنچه میدانی، نا دانسته های تو را به برترین درجات به تو خواهد آموخت.))

بابت این روشنگری ازشمابسیارسپاسگزارم.یاحق.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام استاد عزیز.برخی از نوشته های ارزشمندتان را خواندم وبهترین درسی که گرفتم وشاید جواب سوال های بی انتهای ذهنم بود این جمله بود((خلوص نیت در عمل به آنچه میدانی، نا دانسته های تو را به برترین درجات به تو خواهد آموخت.))</p>
<p>بابت این روشنگری ازشمابسیارسپاسگزارم.یاحق.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نَفَس با pegah</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%86%d9%8e%d9%81%d9%8e%d8%b3/comment-page-1/#comment-2368</link>
		<dc:creator>pegah</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1347#comment-2368</guid>
		<description>حمد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حمد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای زلیخای زنخدانی با مریم</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%b2%d9%84%db%8c%d8%ae%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/comment-page-1/#comment-2367</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=148#comment-2367</guid>
		<description>سلام.واقعابیان زیبایی دارید.درمورد حافظ ایمانی هم ......خیلی بهشون ارادت دارم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.واقعابیان زیبایی دارید.درمورد حافظ ایمانی هم &#8230;&#8230;خیلی بهشون ارادت دارم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنین&#8230; با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%db%8c%d9%86/comment-page-1/#comment-2365</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1333#comment-2365</guid>
		<description>سلام و سلام و سلام</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام و سلام و سلام</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنین&#8230; با دیوونه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%db%8c%d9%86/comment-page-1/#comment-2364</link>
		<dc:creator>دیوونه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1333#comment-2364</guid>
		<description>سلام .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2362</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2362</guid>
		<description>های برادر کجایی آخر... بنویس. باز هم.....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>های برادر کجایی آخر&#8230; بنویس. باز هم&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با هوای ابری</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2360</link>
		<dc:creator>هوای ابری</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2360</guid>
		<description>زیبا بود.کاش سرانجام درک کنم حقیقت آفرینشم را تا رها شوم از جعل و نرسیدن ها
..............................................................................................
با آرزوی بهترین ها</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زیبا بود.کاش سرانجام درک کنم حقیقت آفرینشم را تا رها شوم از جعل و نرسیدن ها<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.<br />
با آرزوی بهترین ها</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای کجا با آتنا</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%a9%d8%ac%d8%a7/comment-page-1/#comment-2357</link>
		<dc:creator>آتنا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=432#comment-2357</guid>
		<description>دست از طلب ندارم تا کام من براید........... یا تن رسد به جانان یا جان ز تن دراید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دست از طلب ندارم تا کام من براید&#8230;&#8230;&#8230;.. یا تن رسد به جانان یا جان ز تن دراید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای هفت وادی با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%af%db%8c/comment-page-1/#comment-2355</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=816#comment-2355</guid>
		<description>آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست!؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست!؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای هفت وادی با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%af%db%8c/comment-page-1/#comment-2354</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=816#comment-2354</guid>
		<description>حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها
وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو<br />
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو</p>
<p>رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها<br />
وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای هفت وادی با شیده</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%af%db%8c/comment-page-1/#comment-2352</link>
		<dc:creator>شیده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=816#comment-2352</guid>
		<description>من چطوری با کی حرف بزنم آیا شما نوشته های منو دارید پس جوابمو بدید کمکم کنید آرزو دارم خدا ازمن بگیرد آنچا خدارا ازمن گرفت التماس دعا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من چطوری با کی حرف بزنم آیا شما نوشته های منو دارید پس جوابمو بدید کمکم کنید آرزو دارم خدا ازمن بگیرد آنچا خدارا ازمن گرفت التماس دعا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای هفت وادی با شیده</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%af%db%8c/comment-page-1/#comment-2351</link>
		<dc:creator>شیده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=816#comment-2351</guid>
		<description>سلام به همه جویندگان راه حق وحقیقت من بنده مخلص وگناهکارم آیا برای رسیدن به حق باید او عنایت کند اگر عنایت نکند نمیشه من آرزو دارم به مقام مریم برسم یعنی میشه یا نمیشه من عاشق او هستم ولی مولا منو فراموش کرده جیگرم میسوزد از درد فراق او من عاشق خورشیده تابنده هستم ولی افسوس از یک نگاه.................................</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به همه جویندگان راه حق وحقیقت من بنده مخلص وگناهکارم آیا برای رسیدن به حق باید او عنایت کند اگر عنایت نکند نمیشه من آرزو دارم به مقام مریم برسم یعنی میشه یا نمیشه من عاشق او هستم ولی مولا منو فراموش کرده جیگرم میسوزد از درد فراق او من عاشق خورشیده تابنده هستم ولی افسوس از یک نگاه&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای هفت وادی با شیده</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%af%db%8c/comment-page-1/#comment-2350</link>
		<dc:creator>شیده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=816#comment-2350</guid>
		<description>سلام درود به شما اززحمات شما سپاسگذارم التماس دعا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام درود به شما اززحمات شما سپاسگذارم التماس دعا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2349</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2349</guid>
		<description>لحظه لحظه لحظه ، قطره قطره قطره ، عمر می چکد «در فروغ شعله ای چنین هویدا به زیر شاخساران طوبی چرا چنین راه بیراه و آدمی گمراه می شود؟»
معجز هستی دراین است که همه چیز ، همه ی همه ی همه چیز درست در مقابل چشمان آدمی است لیکن او تنها به میزانی که به هوش است دریافت می کند. 
و زیر سمبه روزمرگی ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لحظه لحظه لحظه ، قطره قطره قطره ، عمر می چکد «در فروغ شعله ای چنین هویدا به زیر شاخساران طوبی چرا چنین راه بیراه و آدمی گمراه می شود؟»<br />
معجز هستی دراین است که همه چیز ، همه ی همه ی همه چیز درست در مقابل چشمان آدمی است لیکن او تنها به میزانی که به هوش است دریافت می کند.<br />
و زیر سمبه روزمرگی &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2348</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2348</guid>
		<description>ای هوس‌های دلم بیا بیا بیا بیا  /  ای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بیا
مشکل و شوریده‌ام چون زلف تو چون زلف تو / ای گشاد مشکلم بیا بیا بیا بیا
از ره منزل مگو دیگر مگو دیگر مگو / ای تو راه و منزلم بیا بیا بیا بیا
درربودی از زمین یک مشت گل یک مشت گل / در میان آن گلم بیا بیا بیا بیا
تا ز نیکی وز بدی من واقفم من واقفم / از جمالت غافلم بیا بیا بیا بیا
تا نسوزد عقل من در عشق تو در عشق تو / غافلم نی عاقلم باری بیا رویی نما
شه صلاح الدین که تو هم حاضری هم غایبی / ای عجوبه و اصلم بیا بیا بیا بیا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ای هوس‌های دلم بیا بیا بیا بیا  /  ای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بیا<br />
مشکل و شوریده‌ام چون زلف تو چون زلف تو / ای گشاد مشکلم بیا بیا بیا بیا<br />
از ره منزل مگو دیگر مگو دیگر مگو / ای تو راه و منزلم بیا بیا بیا بیا<br />
درربودی از زمین یک مشت گل یک مشت گل / در میان آن گلم بیا بیا بیا بیا<br />
تا ز نیکی وز بدی من واقفم من واقفم / از جمالت غافلم بیا بیا بیا بیا<br />
تا نسوزد عقل من در عشق تو در عشق تو / غافلم نی عاقلم باری بیا رویی نما<br />
شه صلاح الدین که تو هم حاضری هم غایبی / ای عجوبه و اصلم بیا بیا بیا بیا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خواب های غریب با فرزانه نجار</title>
		<link>http://iranjoy.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ba%d8%b1%db%8c%d8%a8/comment-page-1/#comment-2345</link>
		<dc:creator>فرزانه نجار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=938#comment-2345</guid>
		<description>خواب های رنگی من بسیارند شاید از مشغولیات ذهنی من نشات میگیرد.آنها را گاه دوست وگاه از بیدار شدن از آن رنگیها خدا را صد هزار مرتبه شکرمیکنم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خواب های رنگی من بسیارند شاید از مشغولیات ذهنی من نشات میگیرد.آنها را گاه دوست وگاه از بیدار شدن از آن رنگیها خدا را صد هزار مرتبه شکرمیکنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2344</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2344</guid>
		<description>خدایا تنها تویی که از دلها خبر داری. و چه خوب ...
چه خوب که جز تو نیست. چه خوب، چه خوب که اللهی و چه خوب که الله، اکبر است. چه خوب که بیشتر و بالا تر از تو نیست... خدایا شکرت. چه خوب لحظه ای که جز تو ادراک نکنم. رها بشوم. فقط و فقط تو باشی . احد مطلق. واااای. معرکه است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خدایا تنها تویی که از دلها خبر داری. و چه خوب &#8230;<br />
چه خوب که جز تو نیست. چه خوب، چه خوب که اللهی و چه خوب که الله، اکبر است. چه خوب که بیشتر و بالا تر از تو نیست&#8230; خدایا شکرت. چه خوب لحظه ای که جز تو ادراک نکنم. رها بشوم. فقط و فقط تو باشی . احد مطلق. واااای. معرکه است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با سمانه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2343</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2343</guid>
		<description>تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دانم
وزین سرگشته مجنون چه می خواهی نمی‌دانم
در این درگاه بی‌چونی همه لطف است و موزونی
چه صحرایی چه خضرایی چه درگاهی نمی‌دانم
به خرمنگاه گردونی که راه کهکشان دارد
چو ترکان گرد تو اختر چه خرگاهی نمی‌دانم
ز رویت جان ما گلشن بنفشه و نرگس و سوسن
ز ماهت ماه ما روشن چه همراهی نمی‌دانم
زهی دریای بی‌ساحل پر از ماهی درون دل
چنین دریا ندیدستم چنین ماهی نمی‌دانم
شهی خلق افسانه محقر همچو شه دانه
بجز آن شاه باقی را شهنشاهی نمی‌دانم
زهی خورشید بی‌پایان که ذراتت سخن گویان
تو نور ذات اللهی تو اللهی نمی‌دانم
هزاران جان یعقوبی همی‌سوزد از این خوبی
چرا ای یوسف خوبان در این چاهی نمی‌دانم
خمش کن کز سخن چینی همیشه غرق تلوینی
دمی هویی دمی‌هایی دمی آهی نمی‌دانم
خمش کردم که سرمستم از آن افسون که خوردستم
که بی‌خویشی و مستی را ز آگاهی نمی‌دانم

ان اشکر لی لازیدنکم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دانم<br />
وزین سرگشته مجنون چه می خواهی نمی‌دانم<br />
در این درگاه بی‌چونی همه لطف است و موزونی<br />
چه صحرایی چه خضرایی چه درگاهی نمی‌دانم<br />
به خرمنگاه گردونی که راه کهکشان دارد<br />
چو ترکان گرد تو اختر چه خرگاهی نمی‌دانم<br />
ز رویت جان ما گلشن بنفشه و نرگس و سوسن<br />
ز ماهت ماه ما روشن چه همراهی نمی‌دانم<br />
زهی دریای بی‌ساحل پر از ماهی درون دل<br />
چنین دریا ندیدستم چنین ماهی نمی‌دانم<br />
شهی خلق افسانه محقر همچو شه دانه<br />
بجز آن شاه باقی را شهنشاهی نمی‌دانم<br />
زهی خورشید بی‌پایان که ذراتت سخن گویان<br />
تو نور ذات اللهی تو اللهی نمی‌دانم<br />
هزاران جان یعقوبی همی‌سوزد از این خوبی<br />
چرا ای یوسف خوبان در این چاهی نمی‌دانم<br />
خمش کن کز سخن چینی همیشه غرق تلوینی<br />
دمی هویی دمی‌هایی دمی آهی نمی‌دانم<br />
خمش کردم که سرمستم از آن افسون که خوردستم<br />
که بی‌خویشی و مستی را ز آگاهی نمی‌دانم</p>
<p>ان اشکر لی لازیدنکم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با باران</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2342</link>
		<dc:creator>باران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2342</guid>
		<description>میدانید که می نویسید،در پی دانستنم و می دانم که هیچ نمی دانم، خسته از قیل و قال دنیا و رفتن ها و نرسیدن ها، می دانم که ما را حاجتی به رفتن نیست، باید ایستاد، باید ذره ذره ایستاد تا حل شد و رسید، سکوت باید کرد تا او شد، بی من شد، هو شد.داشتم و ندیدم، تاوان ندیدنش این چنین خستگی ست.خسته ام.اسیرم.کاش می دانستم چه کنم...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میدانید که می نویسید،در پی دانستنم و می دانم که هیچ نمی دانم، خسته از قیل و قال دنیا و رفتن ها و نرسیدن ها، می دانم که ما را حاجتی به رفتن نیست، باید ایستاد، باید ذره ذره ایستاد تا حل شد و رسید، سکوت باید کرد تا او شد، بی من شد، هو شد.داشتم و ندیدم، تاوان ندیدنش این چنین خستگی ست.خسته ام.اسیرم.کاش می دانستم چه کنم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با شیفته</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2340</link>
		<dc:creator>شیفته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2340</guid>
		<description>عرض سلام و ادب 
آنقدر به بدل واژه ها آلوده ایم که نور واژه ها را در نمی یابیم .
فرموده اید راه یکی است و بیراه جعلی است. بلی&quot; الی الله المصیر &quot; همه راهها به سوی خدا شدن است .
آیت الله جوادی آملی می فرمایند قیامت چیزی جز لقاءالله نیست بهشت لقاء صفات جمالی خداوند و دوزخ لقاء صفات جلال الهی است .
دیروز ابیاتی از ابن فارض که در کتاب الله شناسی آمده را می خواندم که درباره خداوند بود که اگر معرفت پیدا کنیم در مییابیم که هجران و وصل و قرب و بعد برای حقیقت خداوندی بی معناست و چقدر خجالت کشیدم که آنقدر از معرفت الله دورم که هردم آرزوی قرب او دارم که از او قریب تر به من نیست .
مستدام باشید .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عرض سلام و ادب<br />
آنقدر به بدل واژه ها آلوده ایم که نور واژه ها را در نمی یابیم .<br />
فرموده اید راه یکی است و بیراه جعلی است. بلی&#8221; الی الله المصیر &#8221; همه راهها به سوی خدا شدن است .<br />
آیت الله جوادی آملی می فرمایند قیامت چیزی جز لقاءالله نیست بهشت لقاء صفات جمالی خداوند و دوزخ لقاء صفات جلال الهی است .<br />
دیروز ابیاتی از ابن فارض که در کتاب الله شناسی آمده را می خواندم که درباره خداوند بود که اگر معرفت پیدا کنیم در مییابیم که هجران و وصل و قرب و بعد برای حقیقت خداوندی بی معناست و چقدر خجالت کشیدم که آنقدر از معرفت الله دورم که هردم آرزوی قرب او دارم که از او قریب تر به من نیست .<br />
مستدام باشید .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنین&#8230; با شیفته</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%db%8c%d9%86/comment-page-1/#comment-2339</link>
		<dc:creator>شیفته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1333#comment-2339</guid>
		<description>عرض سلام و ادب 
مطلب جدیدتان را خواندم و برآن شدم تا دگر بار این مطلب را مرور کنم چرا که در مطلب &quot;چنان &quot; به &quot;چنین ‌&quot; رجوع فرموده بودید و در این مرور دوباره ،باید اعتراف کنم که چقدر ترسانم از حقیقتی که اعلام فرموده اید :
&quot;و تو  عاقبت میرسی به هیچ&quot;
برای تجاربی که در این دنیا کسب کرده ایم مواجهه با &quot;هیچ&quot; که یقینا دقیق ترین و بهترین واژه بکار گرفته شده برای این حقیقت است ، بسیار ترسناک بنظر می رسد .
مستدام باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عرض سلام و ادب<br />
مطلب جدیدتان را خواندم و برآن شدم تا دگر بار این مطلب را مرور کنم چرا که در مطلب &#8220;چنان &#8221; به &#8220;چنین ‌&#8221; رجوع فرموده بودید و در این مرور دوباره ،باید اعتراف کنم که چقدر ترسانم از حقیقتی که اعلام فرموده اید :<br />
&#8220;و تو  عاقبت میرسی به هیچ&#8221;<br />
برای تجاربی که در این دنیا کسب کرده ایم مواجهه با &#8220;هیچ&#8221; که یقینا دقیق ترین و بهترین واژه بکار گرفته شده برای این حقیقت است ، بسیار ترسناک بنظر می رسد .<br />
مستدام باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با الهام</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2338</link>
		<dc:creator>الهام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2338</guid>
		<description>رهرو می باید حقیقت از  جعل و بی راه باز شناسد. وای واقعا عالیه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>رهرو می باید حقیقت از  جعل و بی راه باز شناسد. وای واقعا عالیه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با نوشینه</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2337</link>
		<dc:creator>نوشینه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2337</guid>
		<description>[صدبار رفتن و نرسیدن و شک نکردن - خیلی عالی بود ممنونن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[صدبار رفتن و نرسیدن و شک نکردن - خیلی عالی بود ممنونن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2336</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2336</guid>
		<description>شکر که به قلم آموخت.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شکر که به قلم آموخت.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با مهتاب</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2335</link>
		<dc:creator>مهتاب</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2335</guid>
		<description>نور را جز به نور نتوان تفسیر نمود!
سالک گفت جعل دانسته ی من بود!
از آن تهی شدم.
سالک گفت خالص شدم چنین تا خلاص شدم چنان!
نمیدانم..هنوز دوست دارم آنچه را میخوانم کلمه به کلمه در ذهن جابجا کنم تا حقیقت واژه را دریابم!شکر که هستی و میخوانمت...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نور را جز به نور نتوان تفسیر نمود!<br />
سالک گفت جعل دانسته ی من بود!<br />
از آن تهی شدم.<br />
سالک گفت خالص شدم چنین تا خلاص شدم چنان!<br />
نمیدانم..هنوز دوست دارم آنچه را میخوانم کلمه به کلمه در ذهن جابجا کنم تا حقیقت واژه را دریابم!شکر که هستی و میخوانمت&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای چنان&#8230; با Reza Rashidi</title>
		<link>http://iranjoy.com/%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-2334</link>
		<dc:creator>Reza Rashidi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://iranjoy.com/?p=1339#comment-2334</guid>
		<description>درود آریانا درود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود آریانا درود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

