Return

 

 

Supreme faqih was looking for a master!
 'An unlettered master'
'May the shepherd  one'
Chanting: Oh  Lord, where are you? I am your servant.
 and God understood  him!
Do you believe it?
God understood him!

Oh the observance of discourse kills me!

The supreme  Faqih in me, the engineer; builds the bridge to God!
Building! a bridge, separating myself from my beloved!

Who understand my Blasphemy?

I am looking for a master!
   'An unlettered master'
   'The shepherd  one'
Chanting:  “I sacrifice all my goats for you”

 
 
Translated By Pegah Ghorannevis
Poem By Gholamreza Rashidi

 
 
 
 
 

 

دیدگاه‌ها

  1. آریانا اردیبهشت ۲۶, ۱۳۸۹ at ۶:۱۵ ب.ظ

    بعد از آن در سر موسی حق نهفت
    رازهایی گفت کان ناید به گفت
    بر دل موسی سخنها ریختند
    دیدن و گفتن بهم آمیختند
    چند بی‌خود گشت و چند آمد بخود
    چند پرید از ازل سوی ابد
    بعد ازین گر شرح گویم ابلهیست
    زانک شرح این ورای آگهیست
    ور بگویم عقلها را بر کند
    ور نویسم بس قلمها بشکند
    چونک موسی این عتاب از حق شنید
    در بیابان در پی چوپان دوید
    عاقبت دریافت او را و بدید
    گفت مژده ده که دستوری رسید
    هیچ آدابی و ترتیبی مجو
    هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو
    کفر تو دینست و دینت نور جان
    آمنی وز تو جهانی در امان
    ای معاف یفعل الله ما یشا
    بی‌محابا رو زبان را بر گشا
    گفت ای موسی از آن بگذشته‌ام
    من کنون در خون دل آغشته‌ام
    من ز سدرهٔ منتهی بگذشته‌ام
    صد هزاران ساله زان سو رفته‌ام
    تازیانه بر زدی اسپم بگشت
    گنبدی کرد و ز گردون بر گذشت
    محرم ناسوت ما لاهوت باد
    آفرین بر دست و بر بازوت باد
    حال من اکنون برون از گفتنست
    اینچ می‌گویم نه احوال منست
    نقش می‌بینی که در آیینه‌ایست
    نقش تست آن نقش آن آیینه نیست
    مولانا

  2. الهه اردیبهشت ۲۶, ۱۳۸۹ at ۶:۳۷ ب.ظ

    I dont know what should i say…marvelous
    ?!!
    but I adore about this part….builds the bridge to God!
    Building a bridge, separating myself from my beloved!
    its not possible dear , couse we r nothing at all
    !!!

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۸۹ ۹:۳۶ ب.ظ:

    Building a bridge to connect means we have already accepted the seperation.we build it to connect, but sometime the whole life is gone for caring about the bridge. I belive we are already conected and we should realise it

  3. الهه اردیبهشت ۲۶, ۱۳۸۹ at ۱۰:۱۵ ب.ظ

    Now penny dropped!
    thanks for preamble
    🙂

  4. پگاه اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۹ at ۳:۴۶ ق.ظ

    ما برون را ننگریم و قال را

    ما درون را بنگریم و حال را
    .
    .
    .
    هرچه میخواهد دل تنگت بگو
    ممنون

  5. mahtab اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۹ at ۸:۲۶ ق.ظ

    و فقیه شهر پی پیری می گشت امی

    چوپانی شاید

    “تو کجایی تا شوم من چاکرت”

    و خدا می فهمید باورت هست خدا می فهمید

    این مراعات کلام ما را کشت

    من فقیه شهرم

    درسها را خواندم

    من مهندس شده ام

    من پلی ساخته ام بین خودم تا به خدا

    کسی این کفر مرا می فهمد؟

    پی پیری هستم امی

    چوپانی شاید
    “ای فدای تو همه بزهای من”

    !!
    یادم بود خوانده بودم!….ممنونم!

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۸۹ ۱۲:۳۰ ب.ظ:

    چون این متن قبلا روی سایت بود از ذکر دوباره آن به عنوان ترجمه شده خود داری کردم. ممنون که متن اصلی را اینجا نوشته اید. به گمانم بهتر است متون ترجمه شده رابه متن اصلی لینک بدهم تا دوستانی که با زبان انگلیسی آشنایی کمتری دارند دچار مشکل نشوند.
    متشکرم

  6. شرحه شرحه (م.ن.پروا) اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۹ at ۱۰:۱۱ ق.ظ

    با سلام:
    هر چند بنا نداشتم دیگر مصدع اوقات شریفتان بشوم -اما گویا خدا به گونه ای دیگر می پسندد و بنده را جز تسلیم در برابر خواست خالق بی چون نشاید.

    کمی به زبان انگلیسی آشنایی دارم – البته کمی نه در حد شما و سرکار خانم الهه .ماحصل پاسخ شما به ایشان اینست که ساختن یک پل به این معناست که ما از قبل جدایی را پذیرفته ایم.و عقیده ی خودتان مبنی بر اینکه همه ی ما از قبل متحد بوده ایم و باید به این حقیقت برسیم.
    بنده صرفا پاسخ حضرتعالی را با بیتی از حضرت مولانا می دهم:
    جان گرگان و سگان از هم جداست
    متحد جانهای شیران خداست
    اگر شما همه ی کسانی را که جامه ی انسانی بر تن کرده اند به حقیقت انسان می دانید – که اصلا بحثی نیست – اما اگربه این فرمایش حضرت مولانا و نیز این آیه ی شریفه ی قرانی که در توصیف بعضی آدم نمایان می فرماید : اولئک کالانعام بل هم اضل ایمان دارید -آنوقت قدری این سعه ی صدر وحی منزل انگارانه ی شما گمراه کننده و مفسده بر انگیز می نماید.

    Reza Rashidi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۸۹ ۱۲:۲۲ ب.ظ:

    سلام
    ترجمه فارسی شعر در سایت هست.

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

نام پیوند *
ایمیل *
وبلاگ

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.