پروانگان

یک شبی پروانگان جمع آمدند  در مضیفی طالب شمع آمدند جمله می‌گفتند می‌باید یکی  کو خبر آرد ز مطلوب اندکی شد یکی پروانه تا قصری ز دور  در فضای قصر یافت از شمع نور بازگشت و دفتر خود بازکرد  وصف او بر قدر فهم آغاز کرد ناقدی کو داشت در مجمع مهی گفت او را…