پروانگان

یک شبی پروانگان جمع آمدند  در مضیفی طالب شمع آمدند جمله می‌گفتند می‌باید یکی  کو خبر آرد ز مطلوب اندکی شد یکی پروانه تا قصری ز دور  در فضای قصر یافت از شمع نور بازگشت و دفتر خود بازکرد  وصف او بر قدر فهم آغاز کرد ناقدی کو داشت در مجمع مهی گفت او را…

صراحت

  هنوز کلمه مار را کامل نکرده بودم که با عکس العمل خارق العاده وی رو به رو شدم. به سمت من برگشت و تقریبا در کمتر از پنج ثانیه چهار ضربه با سنگ به مار زد (بدون خطا) اما مار با سرعتی برق آسا گریخت. این عکس العمل یک راهنمای بومی بود با شانزده…

در کنج یار

این چشم من به چشمش،مست و خمارم امشب و این هر دو ضد به یکدم، چون چشم یارم امشب   این جام جان خود چون، می ریختم به دریا با جان خویش دیدم، جان نگارم امشب   من جمله جانم و جان، در جمله جان جانان من در کنار اویم،  او در کنارم امشب  …