حافظ ایمانی

دیروز خالق زلیخای زنخدانی ، حافظ ایمانی ساعتی میهمان من بود. سهم من بود یا من سهم او بودم. در این گفتگو او بود و هو بود، هو بود. شعر که می خواند سرشار می شدم.تواتر. صدایش جادویی ست که شعر را به عمق وجود شنونده می فرستد. او شعرش را می خواند و من…

زلیخای زنخدانی

به حافظ ایمانی دوست عزیزم از باب شادمانی بی شمار که خواندن اشعارش در خاطرم میریزد. جنون قلمش طعم لیلی دارد. پری رو تاب مستوری ندارد! رخ نمود باز از شعر تو و وصف خود میگوید به شیرینی که شیرین است این شیرین .بخارای عسل‌بند است، شکرعمِّ سمرقند است که لبخندِ لب‌ریز از لبِ حلوا فروشان است و…