خیال

گفتم عمریست خیالی در خیالی،خیال می کند. من در خیال که رسته ام که اینچنین خیال در خیالم می روید؟ گفت خود گفتی و پاسخ گفتی، مگر مدرسه ی توحید تو را به درس اسماء نخواند؟ گفتم خواند! گفت در آن درس چه آموختی؟ گفتم عدل را دانستم. گفت دیگر چه؟ گفتم کلمه را و…

خواب های غریب

    گفتم این خواب های غریب چیست که می بینم؟ گفت زمزمه های بیداریست اینها!! گفتم گاه می ترسانند مرا، گاه به وجد می آورندم. گفت جنگ را مردان جنگی باید! تو را در خواب جنگاوری می آموزد! گفتم چرا  در خواب؟ گفت فربه نیستی!! در بیداری تو را طاقتِ راز شنیدن نیست. در…