• بایگانی برچسب : رقیب

ماه

…چرخ امشب که بکام دل ما خواسته گشتن
دامنِ وصل تو نتوان برقیبان تو هشتن
نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن
«شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه نداند که تو در خانهء مایی»

سعدی این گفت و شد ازگفتهِ خود باز پشیمان
که مریض تب عشق تو هدر گوید و هذیان
بشب تیره نهفتن نتوان ماه درخشان
«کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیبان
پرتو روی تو گوید که تو در خانهء مایی»

شهریار-سعدی

ایام

 

 

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند//چنان نماند، جنین نیز هم نخواهد ماند
من ارچه در نظر یار، خاکسار شدم // رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را//کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
… بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر//که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
زمهربانی جانان طمع مبُر حافظ//که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

خروج