خدا در خیابان

  خداوند در خیابان قدم می زند! هیچ دیده ای؟ و شیطان درست پیش پایش گناه را رقم می زند! هیچ دیده ای؟ همان آشنا خنده ی دلفریب بر آن چهره ی  آشنای  غریب؟ خدا ست  یا رانده درگه  ه ش؟ همان رانده ی مانده ی در رهش!! همان رانده ی مانده در راه ما!!…

آینه

گفت در میانه این راه رها شده ام! گفتم رهآآآ شده ای. گفت رها شده ام به گناه؟ گفتم به کدامین گناه گفت می جوشند رنگ به رنگ گفتم رها شده ای. گفت این چه رهایی ست.بیقرار شده ام. گفتم گناه را میبینی؟ گفت هزار هزار گفتم رها شده ای گفت چگونه؟ گفتم گناه شناس…