O lovers

  Ghazal (Ode) 1374, in a translation by Azima Melita Kolin and Maryam Mafi, a version by Jonathan Star, and in a translation by William Chittick   O lovers Love will lay a carpet of treasures under your feet. Musicians Love will fill your drums with gold. Thirsty ones Love will turn your scorched desert…

نظر

  عزیزی در چلهّ نشسته بود برای طلب مقصودی. به وی ندا آمد که این چنین مقصود بلند به چلهّ حاصل نشود از چلّه برون آی تا نظر بزرگی برتو افتد آن مقصود ترا حاصل شود، گفت آن بزرگ را کجا یابم گفت در جامع، گفت میان چندین خلق او را چون شناسم که کدامست،…

خانه

این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه ست                          از خواجه بپرسید که این خانه چه خانه ست این صورت بت چیست اگر خانه کعبه ست وین نور خدا چیست اگر دیر مغانه ست گنجی ست در این خانه که در کون نگنجد                             این خانه و این خواجه همه فعل و بهانه ست بر خانه…

بی خود

… لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار باز اندر پرده می شد همچنین تا هشت بار چون ز شب نیمی بشد مستان همه بیخود شدند ما بماندیم و شب و شمع و شراب و آن نگار مای ما هم خفته بود و برده زحمت از میان مای ما با مای او گشته کنار…

حضور

  صد هزاران دام و دانست، ای خدا ما چو مرغان حریص بی نوا دمبدم پا بستۀ دام نویم هر یکی گر باز و سیمرغی شویم میرهانی هر دمی ما را و باز سوی دامی میرویم ای بی نیاز ما در این انبار گندم میکنیم گندم جمع آمده گم میکنیم می نیندیشیم آخر ما به…

قمار

خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر ******** همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر  همه غوطه‌ها بخوردی همه کارها بکردی منشین ز پای یک دم که بماند کار دیگر  همه نقدها شمردی به وکیل درسپردی بشنو از این محاسب…

هیچ مگو

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم در این سراب فنا چشمه حیات منم وگر به خشم روی صد هزار سال ز من به عاقبت به من آیی که منتهات منم نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی که نقش بند سراپرده رضات منم نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی مرو به خشک…