بسم الله

سالک گفت به من نشانش بده! گفت اینجاست، بر پنجره نشسته، پای بر پای آویخته، سیب گاز می زند چنان که ولع در جان عابد و عامی به جوش می آید. سالک گفت کدام پنجره را میگویی؟ گفت پنچ ره ادارک آدمی را بنگر. بر پنچ دروازه ی حس، تور تزویر تنیده است. سالک گفت…