اناالحق

گفت منتصب به شمس تبریز است که گفت منصور را هنوز روح تمام جمال ننموده بود و گر نه انالحق چگونه گوید؟ حق کجا و انا کجا!؟ گفتم گوش و چشم تا پای دیوار داری. ندا از پس دیوار می آید گمان داری که دیوار چگونه سخن گوید.خیال تو هیچ تا پس دیوار راه نمی…

بی شرح

…استغراق آن باشد که او در میان نباشد او را جهد نماند و فعل و حرکت نماند.هر فعلی که از او آید، آن فعل او نباشد، فعل آب باشد.اگر هنوز در آب دست و پای می زند او را غریق نگویند. یا بانگی می زند که ” آه غرق شدم” این را نیز استغراق نگویند.…