نمازهای نخوانده

    بوی تو مستم می کند، گل شب بو می ترسم نزدیک ات شوم می ترسم نزدیک تر بیاییم، حس بویایی ام مسخ شود. می ترسم نزدیک ات شوم. می ترسم دستم برسد، بچینم ات از روی مستی! بهتر است نزدیک ات نیایم. بهتر است هی سرک نکشم برای دیدنت! بهتر است چشم هایم…

سجده

      سالک بیچاره چه می دانست شراب چیست! در کیسه هیچ نداشت که خرج شراب کند. یکی او را رمزی آموخت به  لا اله که بر در میخانه که می روی، بگو ساقی مرا خوانده است! می گفت و بی بهانه وارد می شد! … بی بهانه گفت روزی نقبی دیدم در میخانه،…

آخر الزمان

  گفتم  با من از آخر الزمان بگو! گفت کدام زمان؟   گفتم آن را که وعده شده است. گفت که وعده داده؟   گفتم پروردگارم. گفت او بر وعده خویش استوار است. زمین خواهد مُرد و دوباره زنده خواهد شد بی هیچ شک و در این قبض و بسط بوده و خواهد ماند و…