عطر گیسوان تو…

     آه امشب عطر گیسوی تو باز بیخودم کرد و کشیدم در نماز سر نهادم بر سر مهر زمان در میان آیه های لامکان قطره ی اشکی چو سیل ام می ربود قطره را می برد و دریا می نمود از شکن در موج دریا تا شکن در زلف یار بیقرار و بیقرار و…