قربانی

  گفت اسماعیلت را به قربانگاه فرستادم، ابراهیمم شدی! گفتم در این بُن چاه!؟ گفت ای یوسف چاهی، عزیز  مصرت خواهم کرد! گفتم به چاه کشاندی ام که..!؟ گفت قد کرمنا که بازار برده فروشان تو را انتظار می کشد! از چاه بخل برادران تو را کشیدم به چاهی که خریداری بر آن خواهد گذشت.…