گذر به نا کجا

  سالک گفت شبی آتش افروخته در نور نشسته بود در خلوتی بکر در سکوت! گفت در دلت اشتیاق هست؟ گفتم هست! گفت این شوق از کجاست!؟ گفتم تو در دلم نشانده ای با کلمات. پیش از تو در خیالم حتی نمی آمد که چنین شعله ی شوقی تنها و تنها با کلمات، اینچنین برجانم…

بلا

  بعضی از بندگان هستند که از قرآن بحق میرود و بعضی هستند خاصتر که ازحق میآیند قرآن را اینجا  بیابند میدانند که آنرا حق فرستادست اِنَّا نَحْنُ نَزَلْنَا الذِّکْر وَاِنَّا لَهُ لَحافِظوْنَ، مفسّران میگویند که در حق قرآنست این همه نیکوست اما این نیز هست که یعنی درتو گوهری و طلبی و شوقی نهاده…