خرابات

    گفت فلانی در میان این همه آهن و فولاد با احساست چه میکنی؟ لبخند می زنم  که حکایت ما حکایت کویر و گل سرخ است. حکایت قمصر و گلاب ناب! دیارانی که غرق بارانند، کو عطر ناب گلابشان!؟ کویر و گل و گلاب ناب! باید رفت و دید و بویید تا باور کرد.…