رهگذر

  رهگذر گفت اینجا چه میکنی ؟ گفتم عمل. گفت در این وادی دور چگونه رُسته ای؟ گفتم، گفت باش، پس پدیدار شدم. گفت به چه کار؟ گفتم تا در این کویر پریشانی، نشانی باشم. گفت راه بود و بی راه بود. حقا از دیدنت شادمانم. گفتم بسیار چون تو یک چند در این سایه…