کجا

  ز مسجد به میخانه ره می زنی به ره چون بیاییم، تو خود رهزنی! هویدای عام است راه دنی خموش و خفی کرده ای رهزنی! گدا و قمار و خیالٍ خیار نشسته نگاهم به چشمان یار اگر رهزنی اختیارم کجاست؟ چو مختارم این راه تارم چراست؟ ******* با من چه می کنی؟ بر آبادیم…