حقیقت

گفتم از حقیقت بگو گفت از پیش پا تا افق به یکباره بنگر در خاموشی محض. طاقت نکردم از پای فرو افتادم! در هوشیاری پرسیدم چه کردی با من؟ گفت تو را به فعل پاسخ گفتم. گفتم بر باطن کلمات بسیار گذشته ام. آدمیزاده ام اما و پای در خاک کلمات. گفت جقیقت شاهد مشهود…