نظر به ناکجا

    گفتم تا کجا رفتی در طریق سیر؟ گفت تا ناکجا! گفتم با من از کجایی نا کجا بگو! گفت چو عقل و جان نادیدنی ست! گفتم چه دیدی در نا کجا!؟ گفت نا گفتنی ست! گفتم بگو! گفت در چرخه عقل و ادراک، آنجا که حس آدمی حلال می شود، عقل در دایره…

ادراک در حمد

    گفت با تو از  آگاهی  گفتم و از ادراک در کوزه  و از ادراک در حس، از کژ و مژ گفتم  و از حال حلال، از عقل گفتم و مرز های محدود به آن، اما براستی  حکایت حس و ادراک و عقل چیست؟ منتهای ادراک کجاست؟ منتهای عقل کجاست؟ آیا منتهای عقل جنون…

ناشناخته

  آنچه برای ورود به ناشناخته لازم است را نمی توان از طریق آموزش مستقیم فرا گرفت. چرا که ناشناخته چیزی شناخته شده نیست که کسی  آن را آنچنان بداند که قادر به آموزشش به دیگران باشد. و اگر چنین باشد، ناشناخته دیگر نا شناخته نیست. ناشناخته هیچ گاه شناخته نخواهد شد.   آموختنی در…