نَفَس

سالک گفت همه عمر کلماتی می شنیدم چنان که دیگران می شنیدند تا آن گاه که کلمه ای شنیدم که همه شنیده ها غرق در آن است. سالک گفت ذکری هست که از نَفَسی بر خواسته است. همه ی هستی پدید آمده از آن نفس و آن ذکر است. سالک گفت گروهی می بینند و…

تسلیم

  آی آنها که کفر مرا خواندید، ایمان مرا بخوانید! آی مردم مسلمان شدم در این شب قدر، من تازه مسلمانم، با من عهدی نو بست به شور اشک. به عاشقی مرا تسلیم می خواهد. آنچه بر من گذشت، بماند. هزار شادباشم گویید که بر کاشی مینا میروم. شعر مجسم به چشمم می ریزد. تمام…

آگاهی ناب

لاَّ یَعْلَمُونَ (ولکن نمى دانند) یعنی جهان چنان نیست که تو می پنداری، که چندان است که تو آگاهی و می پنداری چنین است و چنان می بینی که بینایی. و تو بغایت چنان آگاهی که از روح خود در تو  دمید. تو آگاهی نابی، ناب. آگاهی ناب.چنان باش که هستی.بیاد آر.  آگاهی نه چنان…