نظر به ناکجا

    گفتم تا کجا رفتی در طریق سیر؟ گفت تا ناکجا! گفتم با من از کجایی نا کجا بگو! گفت چو عقل و جان نادیدنی ست! گفتم چه دیدی در نا کجا!؟ گفت نا گفتنی ست! گفتم بگو! گفت در چرخه عقل و ادراک، آنجا که حس آدمی حلال می شود، عقل در دایره…

واقعیت

گفتم از واقعیت بگو. گفت آن چه را بتوانی به تجربه بیازمایی  و دیگران در آزمودنی دوباره و دوباره قادر به تجربه اش باشند. گفتم دوباره و دوباره تا کی؟ گفت ناپایدارند این دوباره ها! گفتم پایدار کدام است؟ گفت حقیقت. گفتم از حقیقت بگو. گفت شاهد مشهود است. گفتم آیا تجربه ای واقعی از…