مستحق

مست حق مستحق است بر آنچه بر او می بخشد. مستحق نبود، مست حق نبود. مستحق است که پای به طلب پیش نهاده. مست نبود، کجا اینجا به گدایی می آمد. عاقلان بر پای خویش متکی اند نه بر پایه ی پیمان پیمانه. مست مستحق پیمانه است. خانه زاد میخانه است.   گووووووووووووووویند که دیوانه…

وصف

گفت وصف العیش نصف العیش گفتم تا که وصف گوید. او که در نیمٍ نیمٍ عیش نیست در وصف، نیمٍ نیم نیز نگوید! گفت دست ما کوتاه و خرما… گفتم خیز تا عیشی به پا کنم که در وصف نیاید!   غلامرضا رشیدی مهر۸۸