دایره

    گفتم ای شنیدار، پیش تر از راز در دایره ی گردون گفتی، راز دگر بگو از این حکایت دایره اندر دایره. گفت حکایتی سخت غریب است! گفتم رفیقانه بگو! گفت از فهم و وهم بدور است. چنان میگویم که قابل شنیدن است، نه چنان که دیده ام. گفتم چنان بگو که بر بادم…