سجده

      سالک بیچاره چه می دانست شراب چیست! در کیسه هیچ نداشت که خرج شراب کند. یکی او را رمزی آموخت به  لا اله که بر در میخانه که می روی، بگو ساقی مرا خوانده است! می گفت و بی بهانه وارد می شد! … بی بهانه گفت روزی نقبی دیدم در میخانه،…

کفر

  ای آنکه می خوانی این کلمات را، اینجا جواهر ریخته ام بر خاک کلمات. آنان که بر معنا کور سو یی دیده اند نعره میزنند چون می گذرند بر این کلمات.  روزگاری پیشتر در جدال بودم بر باور کلمات که چگونه بار هستی بر این چهار پای چلاق می رود. روزگاری دگر کلمات به…